درباره سایت  |  نقشه سایت  |  گزارش اشکال در سایت امروز، پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۸
RSS RSS چیست؟ 
 
 
    سخنرانی در آیین افتتاح اجلاس بین المللی دنیای اسلام و جهانی شدن  |  عکس از: ایمان میراب زاده اردکانی  
 
   
  
۸ فروردين ۱۳۸۶
سخنرانی در آیین افتتاح اجلاس بین المللی دنیای اسلام و جهانی شدن

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سیّد محمّد خاتمی در افتتاحیه اجلاس وزارت اوقاف
قاهره، مصر فروردین ماه 1386

بنام خدا
می گویند ژانوس (Janus ) خدای اسطوره­ها و دروازه های روم دو چهرة به هم پیوسته داشت:
چهره ای رو به پیش و بالنده و چهره ای رو به پس و میرنده. آیا پدیدة «جهانی شدن» که وجه بارز واقعیت جهان ماست، مانند همان اسطوره ها چهرة «ژانوسی» دارد؟ باید کمی درنگ کنیم.
اگر «جهانی شدن» به معنی فشردگی «زمان» و «مکان» و «فضا»، «زوال فاصله ها» ، و «شتابندگی تاریخ» و «همسایگی همة جوامع در جهان در هم آمیخته» است، مي توان عنصر كنوني را «عصر جهاني شدن» ناميد. این جهان که در دل خود جهان های بسیار دارد برای انسان امروز و مسلمان امروز چگونه جهانی است؟ فرصتی است برای به زیستن، یا تهدیدی است برای آن و یا چون ژانوس هر دو رویه را پیش رو دارد؟
پذیرش این واقعیت که «ما جهانی شده ایم»، با خود در برگیرندة بخشی از پاسخ به پرسش های پیشین است، اما لوازمی نیز به دنبال دارد. باید موضع و موقع «خود» را در قبال این پدیده روشن کنیم و این امر مستلزم رویکردی معرفت شناسانه به موضوع است. در این راه، گام نخست عبور از مرحلة اغتشاش در مفاهیم است. مفاهیم در حوزة علوم انسانی بنیادی ترین جزء تشکیل دهندة نظریه هایند، اما در عین حال آسیب زاترین بخش آنها نیز هستند. بد فهمی ها و مجادلات بی فرجام به ویژه در جوامع مصرف کنندة علوم نوین انسانی از آشفتگی و ابهام در همین مفاهیم آغاز می شود.
به نظر می رسد «جهانی شدن» نیز در مسیر انتقال به فرهنگ ها و جوامع گوناگون دچار چنین سرانجامی شده و پیش از برخورداری از قوام نظری و بلوغ علمی در محافل آکادمیک سر از مصارف عامیانه و روزمره در آورده است. پس واکاوی مفهوم و معنای «جهانی شدن» در جهان اسلام، قدم اولی است که تا به درستی و استواری برداشته نشود نمی توان به شکل یابی نظریه های نو و نقد و ارزیابی علمی و تجربی آنها در این سوی جهان دل بست.
پرسش هایی از این دست که آیا «جهانی شدن» مفهومی برآمده از مبانی نظری مدرنیته است و یا پدیده ای متأخر از آن، اینکه آیا این پدیده پروسه ای طبیعی و درونی و ناشی از دگرگونی های بنیادین در دانش و فناوری بشری است، یا پروژه ای ساخته و پرداخته صاحبان ثروت و قدرت؟ پاسخ خود را باید از همین منزل نخست بگیرند.
روشن است که در این وادی گاه مفاهیم مشابه به خطا در کاربرد های رایج جای هم می نشیند و بر پریشانی ذهن و زبان عامه و حتی نخبگان می افزایند.
توجه به مفاهیم جهانیت (Globality ) ، جهانی شدن (Globalization) ، جهانی سازی (Globalizing) و جهانی گرایی (Globalism) در همین جهت اهمیت دارند.
«جهانیت» واقعیتی ناظر بر اشباع کمی جهان، افزایش ارتباط و بستگی آحاد و اجزای تشکیل دهندة آن و در عین حال ذهنیت راجع به اوضاع جدید است. این مفهوم یک پدیده متأخر و جدید به حساب می آید و تا کنون با مؤلفه هایی چون کوچک شدن جهان (Minimalization of the world) پهنة جهانی پیدا کردن مسایل (Universalization of the problem) ظهور دهکدة جهانی (Global village ) ، سرزمین زدایی (Deteritorialization ) پایان جغرافیا ( The end of Geography ) و پیدایش «زیست بوم جهانی» تعریف شده است.
جهانیت مفهومی است که با صرف نظر از زمینه ها و عوامل پدید آورندة مسائل جهانی به «پی آمد های همگانی» آنها نظر دارد و آنچه می توان از این مفهوم آموخت موضوع «جهانی بودن هر مسئله» است.
«جهانی شدن» به منزلة یک رهیافت برای توصیف و تبیین فرایند تحولات کنونی جهان و آیندة آن حکم انگارة جدیدی را دارد. انگاره ا ی برای پر کردن خلاء معرفتی پس از افول پارادایم های دوقطبی در جهان.
«جهانی سازی» حاکی از غلبة صبغة ایدئولوژی بر انگاره های معرفتی و تمایل به تبیین جهانی و یکپارچة نظریه هاست. بحث دربارة «پدیدة جهانی» استعداد ان را دارد که بیش از جنبه های نظری به سطوح راهبردی و حتی ایدئولوژیک کشانیده شود. غلبه یافتن همین صبغة راهبردی است که باعث شده است تا این پدیده بیش از کاوشگری های نظری، موضوع کشاکش های ایدئولوژیک میان طرف های ذی نفع و ذی نفوذ باشد، مفهوم «جهانی سازی» محصول چنین فرایندی است که رویکردهایی چون «یکسان­سازی» در برابر «یکپارچه شدن جهان»، «یک شکلی» در برابر «تکثر جهان»، «غربی شدن» در برابر «مدرن شدن جهان» را برجسته می سازد. نمونه بارز این نوع مواجه­های راهبردی و ایدئولوژیک را در حمایت غرب از روند همسان سازی و یک شکلی جهانی آن در چارچوب «پیشرو-پیرو» می توان دید که طبیعتاً با مقاومتها و مخالفتهای مختلفی نیز همراه است.
«جهانی گرایی» تمایل به یک جانبه گرایی و غلبة مدرنیته به عنوان یک ایدئولوژی فراگیر و واحد بر سراسر جهان دارد. اگر مفهوم «جهانیت» به مثابه یک واقعیت تحقق یافته و مفهوم «جهانی شدن» به مثابه یک فرایند در حال وقوع مطرح است که هست، صاحبان قدرت، ثروت و موقعیت نیز به تناسب آن می کوشند در چارچوب «جهانی سازی» و «جهانی گرایی» بیشتر منتفع شوند. اینکه غرب و قدرت های حاکم بر آن علاوه بر تقویت ساز و کارهای جهانی سازی، مروّج ایدئولوژی های جهانی نیز شده اند، دلیلش وجود امتیاز ها و امکان هایی است که خود به نحو انحصاری از آن برخوردارند و می توانند تمامی مواهب و فرصت های برآمده از فرایند جهانی شدن را به سود خویش مصادره نمایند. با طرح ضرورت تبیین و تفکیک مفاهیم چهارگانه ای که در دایرة فهم تحولات نوین جهان ما قرار می گیرند، اکنون می توان در برابر پرسشی دیگر قرار گرفت: با پذیرش کدام صورت بندی از جهانی شدن می توان موضع و موقع روشن تری برای جهان اسلام تعریف کرد؟
دو روایت از «جهانی شدن» در برابر ما قرار دارد. روایت نخست که عموماً به مذاق سیاستمداران خوش می آید، «جهانی شدن» را به معنای یک رویه یکسان زندگی، یک الگوی یکنواخت ادراکی و یک سامان واحد ارزشی در سطح جهان می داند. در این روایت همه الگوهای فرهنگی در درون این فرایند جهانی مضمحل خواهند شد و همه تنوع های جهانی سرانجام تن به یک سازمان واحد خواهند سپرد.


قدرتمندانی که خود را رهبر خود خوانده جهان می دانند يا خودباختگان در برابر ثروت و قدرت علمی-تکنولوژیک و سیاسی آمریکا غالباً به این روایت از جهانی شدن به امید آمریکایی کردن جهان و استیلای نظم نوین معطوف به مرکزیت آمریکا تکیه می کنند. برخی سیاستمداران در کشور های در حال توسعه نیز این روایت از جهانی شدن را بیشتر بر می گزینند چرا که این روایت سیاسی؛ ممنوعیت ها، محدودیت ها و مقاومت ها در مقابل شرایط گریز ناپذیر  جهانی را مشروعیت می بخشد. این روایت از جهانی شدن نوعی فضای دو قطبی در باب هویت های فرهنگی، اجتماعی، و ملی را فراهم می سازد. در این فضای دوقطبی در یکسو زوال هویت های بومی در مقابل امواج جهانی مطرح است و از سوی دیگر امتناع از آلوده شدن به فضای توطئه آمیز جهانی. از دل چنین ذهنیتی است که از یک سو سیاست وحشتناک «جنگ پیش دستانه» و از سوی دیگر خشونت تروریستی سر بر می آورد و جهان را در شرق و غرب نا امن می کند.
اما به حسب روایت دیگری از جهانی شدن این پدیده با فرایند تقویت صورت بندی های خاص و محلی نیز همراه است. در این روایت ، جهان پیش از این نقطه عطف تازه، نیز در یک فرایند جهانی شدن قرار داشت. فرایندی که تحت عنوان مدرنیته بر نوعی اولویت فرهنگ غربی و ارتباط یکسویه میان فرهنگ اروپایی، آمریکایی با سایر حوزه های فرهنگی استوار بود. به عبارتی دیگر در پارادایم مدرنیته جهانی نوعی مونولوگ در سطح جهانی برقرار بود. چنانکه ساخت نهادها و رسانه های این دوره نیز عمدتاً حاکی از چیرگی همین مونولوگ در سطح جهانی بود.
اکنون با تحول پر دامنه ای که در حوزة ارتباطات رخ داده و با خارج شدن شبکه های ارتباطی از وضعیتی که بر پیش فرض مخاطبِ منفعل استوار بود، عصر تازه ای در جهان آغاز شده است. این عصر تازه به معنای پذیرش و شکل گیری تنوع و تکثر فرهنگی و فکری است که علی الاصول می تواند فرض تبدیل مونوگ به دیالوگ و ارتباط یکسویه را به ارتباط چند جانبه در پی داشته باشد.
اگر فرض فوق را مطمح نظر قرار دهیم، «جهانی شدن» را می توان حامل فرصت های جدیدی برای فرهنگ ها و تمدن های گوناگون دانست. که می تواند و باید تفاهم و تعامل را جایگزین سوء تفاهم و تنازع کند و با تکیه بر اهداف مشترک، تهدیدهای مشترک و راهکارهای مشترک به سوی جهانی که صلح و عدالت و برخورداری همگان بر آن حکمفرما است حرکت کرد. در این صورت طرفین مستقل و متفاوت با یکدیگر می توانند آغازگر فرایند گفت وگو باشند و وجود و تنوع بیشتر آنان فرایند گفت وگو را قوام و غنای بیشتری خواهد بخشید. بنابراین روایت دوم، فرایند جهانی شدن به معنای امکان گسترش تنوع ها در عرصة جهانی و گذشتن از دوران هویت های واحد و کانونی است.
به روشنی می توان دریافت که این مفهوم برای سیاستمداران غربی، به ویژه آمریکایی نباید چندان مطلوب باشد، چنانچه برای برخی سیاستمداران کشورهای در حال توسعه نیز مطمح نظر نیست، چرا که این فرایند پیامدهای ناگزیر خود را در عرصه های بومی و محلی نیز به جا خواهد گذاشت. هویتهای کلان و جزم باور در سطوح محلی و منطقه ای در یک وضعیت دوگانه و پارادکسیکال قرار می گیرند: یا باید به روال این فرایند جهانی، پویایی درونی خود را فعلیت دهند و عرصه را بر این تنوع ها بگشایند و یا در نتیجة تصلب و فروبستگی خود، آمادة ترک خوردن و فرو ریزی شوند.
ايده من در ضرورت و امكان گفت و گوي تمدن ها و فرهنگ ها طرح نظري است كه بیشتر با اين واقعيت جهان پيش روي ما سازگاري دارد بنيادهاي نظري گفت و گوي تمدن ها را مي توان در آن مباني فلسفي و معرفتي جست كه با «نگاه جهاني» به «عناصر متنوع ميان فرهنگي» تأكيد دارد.
نگاه جهاني داشتن حاصل گفت و گو است و البته هر گفت و گويي اقتضائات و لوازمي دارد كه بايد به آنها تن داد. برخي از اين ضرورت ها به اقتضاي جهاني كه ما مسلمانان در آن به سر مي بريم از اين قرار است:

-نه تنها تمدن هاي غيرغربي بايد با تمدن جديد غربي گفت و گو كنند، بلكه لازم است ميان خود اين تمدن ها هم گفت و گوي جديدي شكل بگيرد.
-هر يك از طرف هاي گفت وگو بايد بتوانند از مواضع خود گفت و گو كنند، متأسفانه تاكنون در غالب گفت و گوهايي كه ميان غرب و جهان اسلام صورت گرفته است، در يك طرف غرب و در طرف ديگر كساني بوده اند كه همان مدعاهاي تمدن غربي را اگر چه به زبان هاي غيرغربي تكرار كرده اند.
-مهم تر آنكه هر تمدني برمباني خاص و پرسشهايي بنيادي استوار است. تمدنهاي مختلف به اين پرسشهاي محوري مانند نسبت انسان با امر غايي (خداوند در تمدن ديني و هر عنوان ديگر در تمدن هاي غيرديني) نسبت انسان با طبيعت و نسبت انسان با هم نوعانش پاسخ هاي متفاوتي داده اند. پاسخي كه تمدن غربي به اين پرسشها داده تنها يكي از پاسخهاي موجود است، نبايد انتظار داشت كه تمدن ها ديگر پيش از آغاز هر گفت وگو تنها تعبير تمدن غربي را از اين مسائل بپذيرند، بلكه ممكن است در نتيجه گفت وگو نسبت به مقوله هاي تمدني و مباني آنها تغييري حاصل شود.
ما مسلمانان بايد در اين روند بيش از پيش به «گفت و گو با خويش» سامان جديدي دهيم تا هم برپايه پرسشهاي زمانه و هم پاسخ به آنها به مفهوم «تمدني اسلام» شكل دهيم. لازمه اين كار فهم واقعي دنياي پيش رو و اقدام خلاقانه و نه منفعلانه در برابر جهاني است كه در آن به سر مي بريم.
در اين راه مهم آن است كه ابتدا «فرصت ها» را دريابيم، پيش از آنكه مقهور «تهدیدها» شويم. بر اين اساس انگاره اي كه تمام مفروضات خود را ناسازگاري فرايند جهاني شدن با ارزشهاي ديني مي داند، راهگشا نيست. درك درست روند جهاني شدن نشان مي دهد كه نفس دين داري و اعتقاد به ارزشهاي الهي در عصر جهاني شدن نه تنها در همه جا در معرض تهديد نيست، كه در عرصه هاي مهمي در حال رشد نيز هست. اين امر را مي توان متأثر از چند مسأله دانست:



-بسياري ارزشهاي جهاني شده و نيز هنجارهايي كه در حال گسترش در جهان هستند، با ارزشهاي اسلامي كه براساس آموزه هاي ديني مبتني بر فطرت انساني هستند با ارزشهاي اسلامي كه براساس آموزه هاي ديني مبتني بر فطرت انساني هستند ناسازگار نيستند. اصول و مباني عدالت طلبي، آزادي گرايي، حقوق بشر، دموكراسي و مدارا كه بر پايه شواهد تجربي و عيني روز به روز در حال افزايش در سطح جهان اند، در جوهر تفكر و فرهنگ اسلامي نيز ريشه دار هستند. بنا بر اين علي الاصول روند جهاني شدن و ارزشهاي ناشي از آن نمي تواند تهديد كننده مباني تفكر اسلامي باشند. اگرچه در اين فرايند هر فرهنگ و تمدني كه آورده بيشتر و پيام جذاب تر و ذاتاً جهاني تري داشته باشد و از ابزارهاي بيشتري براي حضور در عرصه جهاني برخوردار باشد، خود به خود نقش مؤثرتری خواهد داشت.
-همانگونه كه در نظريه هاي نوين جهاني شدن مطرح است، هرگونه جهاني شدن ملازم و همراه نوعي محلي شدن نيز هست و ارزشهاي جهاني تا به لباس فرهنگهاي محلي در نيايند، نمي توانند اشاعه يابند. از اين رو است كه ما امروز شاهد پديده جهاني شدن امر محلي (Globalizationa of Local)  و محلي شدن امر جهاني (Localization of Global) هستيم. بر اين اساس فرهنگ هاي مختلف در جهان  اسلام كه بنياد آن بر اسلام است، عملاً ارزشهاي جهاني را به لباس خود در آورده و آنها را با خود سازگار خواهند كرد.
-تفاوتي جدي ميان غربي شدن و جهاني شدن وجود دارد. هرچند برخي از دستاوردهاي مثبت و سازنده فرهنگ غرب در شكل گيري جهاني شدن تأثير داشته است، اما همانطور كه اكثر نظريه پردازان جهاني شدن معتقدند، اين به معني آن نيست كه جوهر جهاني شدن و غربي شدن يكي است و جهاني شدن هم معني و يا ملازم غربی شدن باشد.
-اطلاعات نشان مي دهد كه رها شدن تدريجي فرهنگ ها از چنگ قدرت ها در اثر فرايند جهاني شدن، زمينه را براي بارور شدن نياز ذاتي و فطري انسان به امر متعالي افزايش مي دهد و اين امر نه فقط در ويژگي هاي انديشه اي، بلكه در سطح آثار هنري و حتي فرهنگ عامه نیز متجلي است.
-به رغم آنكه پس از حوادث تأسف بار و خشونت آميز تروريستي بسياري از رسانه هاي صاحب نفوذ کوشیدند تا چهره اي منفي از اسلام را به نمايش گذارند و نوعي «اسلام هراسي» را گسترش دهند. اما امروز شاهد آن هستيم كه نگرش رحماني و چهره جديد و مردم سالار از اسلام نيز در حال رشد و اشاعه است.
وجود ظرفيت هاي نوين رسانه اي در سطح جهان و پيدايش فرصت هاي جديد گفت و گويي در اين عصر امكاني براي طرح اسلامي است كه در ذات خويش با فرقه گرايي، تحجر، خشونت و ترور بيگانه بوده و هست پس باور كنيم كه مي توانيم در آستانه يك تحرك بزرگ در روند جهاني شدن قرار گيريم به شرط آنكه اولا در جايگاه نظرورزی گرفتار مفاهيم ناقص و آشفته نشويم، ثانیاً بتوانيم به جاي تحميل مفاهيم جهاني، خود مفاهيم مستقل را معنا كنيم و معنا بخشيم و ثالثاً در جايگاه اقدام به جای «عکس العمل» در فرايند جهاني شدن به «عمل» بيانديشيم.
در اين صورت است كه مي توانيم به جايگاهي شايسته دین جاودانه مان در جهان کنونی دست يابيم، در واقع:
انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين

 
 
تعداد بازدید: ۱۲۹۸۰

 
 
آرشیو
جستجو براساس تاریخ
 
تازه‌ترین سخنرانی‌ها
۸ فروردين ۱۳۸۶
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سیّد محمّد خاتمی در دانشگاه الازهر
۸ فروردين ۱۳۸۶
سخنرانی در کتابخانه بزرگ اسکندریه
۴ فروردين ۱۳۸۶
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در کنفرانس India Today
نمایش تمام سخنرانی‌ها »
  سید محمد خاتمی , رئیس جمهور, Mohammad khatami, khatami , khatami.ir, president , sayyid mohammad khatami,