درباره سایت  |  نقشه سایت  |  گزارش اشکال در سایت امروز، دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۸
RSS RSS چیست؟ 
 
 
    سیّد محمّد خاتمی، اولین سخنران آیین افتتاح India Today Conclave 2007  |  عکس از: علی اصغر خاکساری  
 
   
  
۴ فروردين ۱۳۸۶
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در کنفرانس India Today

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در کنفرانس India Today
4 فروردین 1386
دهلی نو، هندوستان

پنج سال پيش كه به هند آمدم گفتم كه هند شناسي جهان شناسي است و هر كس بهره اي خاص از اين جهان دارد.
هندوستان اوپانيشادها و وداها، هندوستان بودا و سكوت و لبخند،هندوستان اهيمس ا (Ahimsa) و صبر و قناعت و هندوستان مهاتما و روح بزرگ معنويت...
به راستي اگر جهان امروز گاندي را نديده بود آيا مي توانست باور كند كه سياست با اخلاق،مقاومت با محبت، مبارزه با گريز از خشونت، پيروزي نه بر حريف كه با حريف و جهان داري نه با چيرگي كه با دست شستن از جهان قابل جمع است؟
در نگاه تاريخي ما ايرانيان، هند سرزمين درخت زندگي، اكسير بي مرگي و درخت دانایی است، درختي كه به گفته مولوى:
هر كسي كز ميوه آن خورد و برد
نه شود او پير و ني هرگز بمرد
امروز مي خواهم براساس همان نگرش معرفت شناسانه و تاريخي به راهبردي مشخص كه مي تواند موضوع گفت و شنود و نشست هايي از اين دست باشد بپردازم:
درست گفته اند كه از ميان تمدن هاي كهن آسيايي، تفكر هندي و ايراني به هم نزديكترند.
چه صرف نظر از خويشاوندي كهني كه ميان اين دو قوم وجود دارد، برداشت هر دوي آنها از جهان و مسائل آن فلسفي و حكيمانه است. علاوه بر آن مي توان از يك جو مشترك تجربه معنوی سخن به ميان آورد كه غايت آن رهايي و رستگاري در پرتو اشراق و تجربه عرفانی است.
تجربه اي كه در آن اقبال به رهايي و رستگاري با عشق به يگانگي و عبور از اضداد همراه است. قدرت هم نهادي سنتز که وجه ممتاز تفكر ايراني نيز هست، در هند جلوه اي ويژه دارد و همه چيز، از اساطير تا آراء فلسفي، از طبيعيات تا معتقدات ديني و از دموكراسي تا توسعه را در خود جای می دهد. سخن گفتن از این میراث معنوی و قدرت تركيب اضداد يا دوگانگي ها يك دغدغه صرف فلسفي و روشنفكرانه نيست، بلكه بازانديشي در محركه اي است كه مي تواند بقاء، بالندگي و شكوفايي تمدني را در عصر اطلاعات و شتابندگي تاريخ موجب شود. چيزي كه هند امروز در فرايند توسعة همه جانبه و پايدار طليعه دار آن است. بر اين اساس مسألة مشخص اين است كه آيا نمي توان امروز از يك زمینه مشترک تفکر آسیایی سخن گفت. زمینه ای که برپايه همان ميراث معنوي حرفي براي گفتن و برنامه اي براي عمل در جهان به هم پيوسته كنوني دارد؟
به واقع آسيا كه مهد تمدن ها و فرهنگ هاي زنده بشري و خاستگاه دينهاي بزرگ است مي تواند پرورشگاه تفكر زاينده جهاني نيز باشد.
فرهنگ هاي آسيايي به سبب همانندي عميقي كه در نگاه به هستي، انسان و جامعه دارند درصورت فزوني يافتن ارتباطات ميان آنها مي توانند به زايندگي نيروهاي تمدني جهان كمك كنند.
هم افزايي فرهنگ هاي ريشه داري كه بر تفكر، واقع گرايي، اعتدال و زيبايي شناسي استوارند مايه تقويت و پيشبرد صلح عادلانه، توسعه همه جانبه و مردمسالاري فراگير در همه جهان خواهد شد.
جهان امروز نيازمند تعامل در عين پذيرش تفاوت ها، رفاقت در عين قبول رقابت و وحدت در عين كثرت است. از اين رو بايد به چشم انداز جديدي از ارتباطات، همكاري ها و مشاركتهاي منطقه اي و بين المللي رسيد كه در آن، جامعه جهاني بتواند به دور از تنش، مداخله و سلطه صاحبان قدرت و ثروت راهي نو در پيش گيرد.
متأسفم كه استعمار و عقب ماندگي تاريخي مانع آن شده است كه تمدن هاي كهن آسيايي آنگونه كه شايسته است از يكديگر مطلع باشند. تصويري كه ما از يكديگر داريم كمتر بي واسطه و مستقيم است.
تصويري كه ديگران ساخته اند و ما از آن طريق به يكديگر مي نگريم اگر نگوييم تحريف شده است، دست كم كامل و شفاف نيست. دادهها و مجاري ارتباطات جهاني آيينه تمام نماي هيچيك از ما نيست. بايد در انديشه كشف راهبردها و روشهاي بي واسطه و مستقيم باشيم.
درچنين حالتي است كه سامان يافتن گفت و گو ميان اصحاب نظر و عمل در هر حوزه از فرهنگ و دانش و هنر تا سياست و اقتصاد و اجتماع مي تواند روندها و ساختارهاي جديدي را براي توسعه ارتباطات آسيايي و هم گرايي ميان تمدن هايمان به منظور مشاركت در ساختن جهان بهتري براي خود ما و همه جهانيان فراهم آورد.
من از گفت و گوي ميان فرهنگ ها و تمدن ها نه تنها به عنوان يك نظر و انديشه كه به عنوان يك راهبرد و برنامه عملي بسيار سخن گفته ام.
اگر قرار باشد عالم، قدرت خلاق و اعجاب انگيز خود را در عصري كه آن را عصر جهاني شدن نام نهاده اند به حداكثر سودمندي برساند و در عين حال نيروهاي مخرب بالفعلي را كه در همين مسير پديدار مي شوند به حداقل زيان رساني برساند، راهي عملي تر از گفت و گو در همه سطوح فرهنگي و تمدني وجود ندارد.
اجازه بدهيد در اينجا بر وجه خاصي از گفت و گو ميان تمدن ها كه از جمله در هند و ايران سابقه اي ديرينه و ارزنده دارد تكيه كنم، وجه خاصي كه مي تواند برنامه عمل براي گفت وگوي تمدن ها در جهان امروز باشد:
در اين نوع گفت و گو غرب در برابر شرق و آسيا در برابر ديگران قرار نمي گيرد، بلكه اين گفت و گو راهبردي است كه مي تواند ظرفيت آسيا و غرب و همه را در برابر خشونت، خودكامگي، نابرابري و فقر بالا ببرد.
من براي دوري آسيا و غرب و همه جهان از موقعيت هاي هراس انگيز از سيطره نظام تك گفتاري مونولوگ از چيرگي مناسبات يك جانبه به گفت و گو در افق تمدن جهاني مي انديشم.
جهان امروز فراختر از آسيا و اروپا و شرق و غرب و شمال و جنوب است. چون گذشته بايد جاني شيفته و تفكري معنوي براي دستيابي به سنتزي براي رهايي انسان شرقي و غربي داشت.
زماني روديارد كپلينگ شاعر انگليسي تبار هندي در اوج استيلاي استعمار چنين مي سرود كه شرق، شرق است و غرب، غرب و اين دو هيچ گاه به هم نخواهند رسيد. اين سروده انعكاس غرور و خودبيني تمدني بود كه گرچه دست آوردهاي بزرگ و شگفت انگيز داشت، اما در پي استيلا بر عالم و آدم بود. استعمار زاده اين بينش و توهم بود، در عين حال كه از انگيزه هاي سياسي و اقتصادي متناسب با اين روحيه دور نبود.
امروز روز ديگري است. امروز ديگر براي آن گونه خودبيني غربي كه منشاء ناديده گرفتن ديگري و تحقير ديگران بود در ميان فرهيختگان عالم كمتر جايي براي طرح مي بينيم.
گرچه هنوز آثار آن را مي توان در بينش و روش بحران زاي پاره اي از سياستمداران قدرت مند غرب ديد، امري كه نه تنها شرق و غرب را دچار مشكلات بزرگ كرده است، بلكه منافع دراز مدت خود غرب را نيز مورد تهديد جدي قرار داده است.
تاريخ، پس از كپلينگ، گاندي را به خاطر سپرده است كه شرق مقهور و غرب مغرور را در
پارادايمي ديگر معنا كرده است. عظمت گاندي در آنجا است كه حتي خود را از شادي پيروزي بر مخالفان هم محروم كرده است تا زخم كهنه بهبود يابد. او پيروزي خود را كه چيزي جز پيروزي حقيقت و عدم خشونت نبود به صورت نرمشي شگفت انگيز منعكس كرد تا حتي دشمني كه مقتدرانه او را از سرزمين خود رانده بود احساس شكست و حقارت نكند.
در انديشه او شرق، هميشه شرق و غرب هميشه غرب به آن معنا كه استعمار آن را ترسيم كرد نبود. شايد او اين گفته گوته شاعر بلند آوازة آلماني را باور داشت كه شرق و غرب هر دو از آن خدایند. چنانكه در غرب نيز مطمئن هستم گوته اين معنا را از كلام بلند خداوند در قرآن كريم دريافته بود که ولله المشرق و المغرب
اينك هنگام آن رسيده است كه در دنياي آشوب زده كنوني كه هراس و دلهره شرق و غرب عالم را فراگرفته است، به راه كار تازه اي براي نجات بشريت بيانديشيم و گفت و گو در پارادايمي كه به آن اشاره كردم مي تواند به همه ما در اين راه مدد برساند.
با تجربه اي كه بشر اندوخته است بايد دريابيم كه عقل ناسوتي و ماده گراي غربي بيش از پيش به خرد ديداري و تعالي گراي شرقي نياز دارد، همانگونه كه جان تعالي جوي شرقي نيازمند عقل واقع گرا و خلاق غربي است.
بايد پارگيهاي ويرانگر اندام انسان چه در شرق و چه در غرب ترميم شود و با تأمل در تجربه تاريخي بشر به انساني برسيم كه بخشي از سرنوشت او در شرق و بخش ديگر آن در غرب سروده شده است.
بدانيم كه انسان مطلوب، ملتقاي مشرق جان و مغرب عقل است و اين امر نيازمند تفاهم، رواداري و گفت و شنود هدفدار شرق و غرب است، انديشه بزرگي كه مي تواند و بايد حتي در صورتهاي كوچك و ممكن خود همه جا پي گرفته شود.
ما نيازمند جهاني آباد، برخوردار، پيشرو و انساني براي همه جهانيان، نه براي بخشي از آدميان هستيم و در همان حال از فاجعه گرفتار آمدن جان بي نهايت جو و حقيقت پوي انسان در چنبره قالبهاي تنگ و روزمره و مادي بايد جلوگيري كنيم. در اين صورت است كه شاهد رهايي انسان از جبرهاي ناشي از فقر، جهل و خودكامگي و ناتواني در برابر طبيعت خواهيم بود. در اين صورت است كه وجود منبسط انسان نيز كه گل سرسبد كائنات است در نيازهاي مادي تزاحم آفرين تن اسير نخواهد شد.
اينك زمان آن فرا رسيده است كه شرق و غرب بجاي اينكه يكديگر را در برابر هم ببينند و جهان را به ميدان تنازع فاجعه بار مبدل كنند، همديگر را مكمل يكديگر بنگرند و از هم بياموزند و انسان را در كليت كمال يافته خود ببيند و جهاني شدن را به انساني شدن جهان تعبير و تفسير كنند.
در اين چشم انداز است كه من به گفت و گوي تمدن ها و فرهنگ ها در متن گفت و شنود شرق و غرب با هدف انزوا و نفي افراط گرايي و خشونت و مقابله با ناامني و تبعيض در همه سوي عالم تأكيد مي كنم تا در سايه آن انديشوران و صاحب نظران دردآشنا و نهادهاي مدني، ملي، منطقه اي و بين المللي بتوانند با تأمل و مداراي بيشتر در جهت تغيير وضع كنوني جهان و گذر از پارادايمي كه حاصل آن در دوران معاصر، استعمار، جنگ هاي جهاني، جنگ هاي منطقه اي، جنگ سرد، اشغال، سركوبگري و تروريسم بوده است به پارادايم صلح، امنيت و مردم سالاري چه در عرصه هاي ملي، چه در عرصه هاي بين المللي گام بردارند.
ما و شما مهربانانه به هستي نگريسته ايم، پس چه بهتر كه امروز هم دنياي انساني را براساس مهر و مدارا همراه با عدالت بنا كنيم. متفكران و هنرمندان ما و شما كه تصويرگران و آموزگاران بزرگ اين نگاههاي پر راز و رمز بوده اند هم مي توانند در هر رسانه و هر صحنه و هر ساختار و نهاد، اين افق را بگشايند و به قول بيدل ما و شما:
در اين چمن به حيرت شبنم رسيده ام
بايد دري به خانه خورشيد باز كرد

 
 
تعداد بازدید: ۱۳۵۳۸

 
 
آرشیو
جستجو براساس تاریخ
 
تازه‌ترین سخنرانی‌ها
۸ فروردين ۱۳۸۶
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سیّد محمّد خاتمی در دانشگاه الازهر
۸ فروردين ۱۳۸۶
سخنرانی در کتابخانه بزرگ اسکندریه
۸ فروردين ۱۳۸۶
سخنرانی در آیین افتتاح اجلاس بین المللی دنیای اسلام و جهانی شدن
نمایش تمام سخنرانی‌ها »
  سید محمد خاتمی , رئیس جمهور, Mohammad khatami, khatami , khatami.ir, president , sayyid mohammad khatami,