۱۹ دى ۱۳۸۸
افراط به نام حکومت و نظام سم مهلک است
حرکت در چارچوب قانون اساسی، مبنا قرار گرفتن قانون و منطق و محدود ساختن افراط و تفریط ها مشکل را حل کرده و جامعه را به سوی آرامش سوق خواهد داد.
سیّدمحمّد خاتمی ‎ صبح روز شنبه در دیدار با شورای مركزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس، با اشاره به مطالب طرح شده از سوی حاضرین در ابتدای جلسه گفت: مطالبی که عزیزان مطرح کردند خیرخواهانه، دلسوزانه و در راستای حل مشکل به نفع نظام و مصداق خدمت و دلسوزی برای ایران است.
رئیس جمهوری سابق ایران با گرامیداشت خاطره 19 دی 1356 که یکی از فرازهای اوج گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی بود گفت: ما انقلاب بزرگی داشتیم که از دل آن نظامی به نام جمهوری اسلامی درآمد. نظامی که مورد قبول ما بوده و به آن افتخار کرده و می کنیم و شعار اصلی ما هم این بوده، هست و خواهد بود "استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی". هنوز هم شعار ما و اکثریت قاطع مردم همین است.
هر شعار دیگری شعار انحرافی است. شعار اصلی "استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی" است؛ با تمام لوازمی که دارد. یعنی ضدیت با استبداد، ضدیت با بیگانه و نیز طرفداری از عدالت و اخلاق در جامعه؛یعنی هم حاکمیت مردم بر سرنوشتشان و هم حاکمیت معیارها و ارزشهای اسلامی. همانطور که امام بیان کرد که اسلام را طوری مطرح کنیم که بتواند مشکلات امروز را حل کند. بخصوص اینکه در عرصه حکومت دو عامل اصلی عدالت و اخلاق نهادینه شود.
وقتی می گوییم جمهوری اسلامی یعنی مردم محور و مدار اند. اصلاً نفس جمهوریت و مردم سالاری یعنی پذیرش "غیر". در استبداد مدار و محور "من" است و "غیر از من" یا باید تسلیم شود و یا حذف؛ این محتوای معنوی استبداد در طول تاریخ است.
شرط و گام اول مردم سالاری پذیرش غیر است. غیری که با من تفاوت و اختلاف نظر دارد را به رسمیت شناختن و با وی کار کردن؛ نه اینکه دیگری را دفع کردن! و این امر نیازمند فرهنگ سازی است.
نباید اینطور تعبیر شود که اساس نظام تنها یک جریان و یک فکر است و آن هم عین حق است و دیگران یا باید تسلیم شوند و یا نابود. این امر جداً امر خطرناکی است.
در این میانه بزرگترین نقش در زمینه فرهنگ سازی برای پذیرش "غیر" از سوی مردم و اقوامی که گرفتار استبداد زدگی تاریخی هستند بر عهده حکومت است. حکومت باید تحمل داشته باشد، حکومت باید به پیشباز انتقاد برود انتقاد برای مردم ایجاد هزینه نکند. اگر این مهم انجام شود کم کم در جامعه فرهنگ سازی لازم صورت می گیرد.
در این مرحله حساس همه باید بپذیریم که بحران وجود دارد. اگر آشفتگی موجود و اینکه انسان هایی كشته می شوند، انبوهی از انسان ها و از جمله چهره های خدوم به بهانه های مختلف دستگیر می شوند یا تحت فشار قرار می گیرند و هر روز شاهد مشكلات هستیم بحران نیست پس بحران چیست؟
آنچه در این موقعیت مشكل را بیشتر می كند افراط گرایی است. افراط گرایی و ساختارشکنی برای همه بد است؛ همه باید آن را محکوم کنند حتی اگر چند نفر شعار ساختارشکنانه بدهند این باید محکوم شود.
ما بارها گفته ایم که این کارها غلط است، ولی چه کنیم که ابزار تبلیغاتی یک جانبه و هجومی و طوفانی در دست رقیب است که شب را روز جلوه می دهد؛ هر چقدر هم فریاد بزنیم کسی صدای ما را نخواهد شنید. البته افراط و خشونت اگر از سوی حكومت باشد بدتر و ویرانگرتر است.
موضع ما مشخص بوده و هست؛ اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی. اصلا مگر تمام فریاد و ادعای ما این نبود که قانون اساسی که چارچوب نظام و خون بهای مردم است باید در جامعه پیاده شود؟ قانون اساسی با همه لوازم و ضوابطش، نه بخشی از آن. هم اصل ولایت فقیه که در قانون اساسی است مورد قبول و احترام ما است و هم فصل سوم قانون اساسی که در باب حقوق ملت است.
قانون اساسی باید درست پیاده شود. تفسیرهای دل بخواه از آن نشود. در اجرای آن مشکل ایجاد نشود. همه اینها قبلا هم گفته شده، الان هم می گوییم، باز هم خواهیم گفت.
اینکه ما از رای مردم و انتخابات آزاد صحبت می کنیم برای این است که فضای آزادی باشد، مردم هم انتخاب کنند، هرچه انتخاب مردم باشد باید به آن احترام گذاشت ولی فضا باید فضای باز باشد؛تساوی زمینه و امکانات برای عرضه اندیشه و فکرها باشد و بعد هم صیانت کردن از رای مردم؛ اینها امور مهم و اساسی است.
بر فرض که کسی یا جریانی یا گروه کوچکی، کار غلطی کرده یا حرف خلافی زده یا ساختارشکنی کرده، آیا منصفانه است بهترین دوستداران اسلام، انقلاب و مردم و امام متهم شوند به ضدیت با اسلام و نظام؟ نخیر!
بعضی تفکرات وجود دارند که می خواهند همه امکانات را بدست گیرند و همه نیروها را بیرون کنند. ما اعتراض داریم، می گوییم چرا حق مردم ضایع می شود. چرا مردم تحقیر می شوند؟ چرا حقوق مردم رعایت نمی شود؟ چرا به معیارهای قانونی و ارزشی كم لطفی می شود؟
باید بپذیریم که در کشور بحران وجود دارد. البته من بحرانی را می بینم که آثار آن نهفته است و خدای ناخواسته اگر این فضا تداوم پیدا کند و با آن بحران برخورد نشود، می تواند خیلی مشکل ساز باشد.
بحران اقتصادی و بحران مدیریتی جامعه ما تا حدودی مخفی مانده است. ببینید وضع تولید چگونه است؟ وضع اشتغال؟ وضع عدالت اجتماعی و فاصله بین فقیر و غنی چگونه است؟ وضع ذخائر و سرمایه های اصلی مملکت چگونه است؟ وضع نفت و روابط بین الملل ما چگونه است؟
ممکن است کسانی که زمامدار امور هستند حسن نیت داشته باشند، ولی توجه به این امور مسأله مهمی است. روز به روز گرانی افزایش می یابد و از آن طرف پشتوانه های ما کمتر، تنگناها برای مملکت بیشتر و فشارهای بین المللی فزاینده تر می شود. دور شدن از تمامی سیاستهای کلی کشور و چشم انداز بیست ساله و بی اعتنایی به قانون اساسی بحرانی است که آثار آن رفته رفته ظاهر می شود و من برای ایران و تک تک ایرانیان نگرانم.
از نظر اجتماعی و سیاسی هم در کشور بحران وجود دارد. شرط برون رفت از بحران پذیرش بحران است. نفی بحران یعنی پاک کردن صورت مسأله! ناچاریم بپذیریم که بحران وجود دارد و به این مسأله بپردازیم که چرا این بحران بوجود آمده است؟ باید علت را جست و سپس در صدد رفع بحران برآمد.
من معتقدم تمام بزرگان کشور خیرخواه نظام هستند. پس از انتخابات اعتراضاتی وجود داشت. نمی شود با نادیده گرفتن حق مردم همه معترضان را یک مشت آدم پَستِ اغتشاش گر یا یک اقلیت ناچیز خواند یا تعابیر نادرستی که گفته شده و متأسفانه هنوز هم به کار می رود. با این تعابیر و ادبیات و جوی به دنبال آن در بخشهایی از جامعه ایجاد می کنند و به نوعی اصل اعتراضات را نادیده می گیرند وضع را بدتر می کنند.
بخش قابل توجهی از مردم و بخش اعظم نخبگان جامعه ایراد و انتقاد و حرف داشته و دارند؛ راه حل منطقی هم وجود داشت که می شد آن ها را قانع کرد و هنوز هم معتقدم این راه باز است. اگر اعتراض ها منطقی است ترتیب اثر داده شود و اگر بر پایه منطق استوار نیست باید با یک موضع بی طرف و منصفانه این بخش از جامعه اقناع شوند.
سید محمد خاتمی با اشاره به برخوردهای صورت گرفته در ماه های اخیر گفت: امروز اعمال خشونت و سخت گیری و البته عبور از موازین قانونی و معیارهای شرعی و اسلامی و محدود شدن کسانی که دلشان برای انقلاب، اسلام و نظام می سوزد و سلب امکان فعالیت و حرف زدن و رساندن صدای آنان به مردم و مسائل تند و افراطی دیگری که رخ می دهد گریبان گیر مراجع، علما، حوزه ها و به هر كس و هر چیز که عده ای آن را نمی پسندند، به شخصیتهای سیاسی و با سابقه در تهران، شیراز، قزوین و در جاهای دیگر شده و روز به روز رو به فزونی است.
چرایی این قضیه را باید با دقت بررسی کرد. دو جریان از تشدید خشونت بهره بردای می کنند.
یکی جریان افراطی که می خواهد وانمود کند همه انقلاب است و همه باید حذف شوند و می خواهد همه امکانات را در دست بگیرد و یکی هم جریانی که اصل جمهوری اسلامی را قبول ندارد. واقعاً از شنیدن برخی تحلیل ها پشت آدم می لرزد. از طرفی مردم را تشویق می کنند که به صحنه بیایند و شعارهای ساختار شکن بدهند و از طرف دیگر می گویند یک قدم عقب نشینی حکومت و قدرت یعنی سرنگونی آن! و این یعنی تشویق طرفین به برخوردهای خشن و افزایش التهاب و نا امنی. همین کافی است برای همه دلسوزان ایران و نظام که فکر کنیم به کجا می رویم؟
هر حرکت ساختار شکنانه و مغایر قانون و گفتن حرفهایی که از ما نیست، محکوم و مطرود است و بنده هم معتقد نیستم که این حرکت ها خیلی وسیع است، گرچه عده ای آن را بزرگ نمایی می کنند.
ولی افراط به نام حکومت و نظام سمّی مهلک است. پیش و بعد از عاشورا، تعبیرها، تحریکات و تحرکاتی علیه مراجع، حوزه ها و شخصیت ها صورت گرفت و نه تنها اهانت های لفظی و تبلیغاتی علیه آنها شد، بلکه هر نسبتی خواستند به محبوبترین چهره های جامعه و خالص ترین افراد دادند و حتی در مواردی عملا وارد عرصه شدند.
بنده شهادت می دهم، شب عاشورا در حسینیه جماران شعار ساختار شکنانه وجود نداشت، اما وقتی با آن وضع ریختند و زدند، ممکن است چند جوان هم شعار تند داده باشند.
سید محمد خاتمی با تأکید بر اینکه این خشونتها است که مسأله را به بن بست می کشاند، اظهار داشت: امروز دلسوزان کشور که اعلام هم کرده اند با اصلاح طلبان نیستند ولی خیرخواهند؛ به محض اینکه یک کلمه برای برون رفت از بحران به زبان می آورند مورد تهاجم و حمله شدید نیروهایی قرار می گیرند که نمی دانیم که هستند که همه ارکان نظام را تحت فشار قرار داده اند. امروز در وضعیتی قرار گرفته ایم كه اگر چاره ای اندیشیده نشود شاهد یك دایره و سیكل خطرناك اعمال خشونت و برخوردهای افراطی و غیر قانونی از یک سو و عکس العملهای خشونت بار - كه از سوی آنانکه كه اصل نظام را قبول ندارند هدایت خواهد شد - خواهیم بود و در این میانه این جامعه است كه بزرگترین زیان را متحمل می شود.
راهکارها خیلی وقت پیش گفته شده و آسان هم هست. از جمله در بیانیه اخیر جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هم به آن اشاره شده که مهمترین آن تضمینی برای انتخابات آزاد و قانونی و احترام به رأی مردم و تنظیم ضوابط و ساز و كارهایی برای انتخابات آزاد و اجرای درست آن ساز و كارها.
بنده هم معتقدم نحوه برگزاری انتخابات و ساز و کارهای آن اشکالات اساسی دارد که در نتیجه آن نقصها و اشکالات کار به اینجا می رسد و مردم بی اعتماد می شوند.
انتخابات باید آزاد، عادلانه و قانونی برگزار شود. آزادی های اساسی که در قانون اساسی آمده باید برای احزاب و گروه ها و مردم تأمین شود، میدان باید از تندروها گرفته شود، وگرنه همه چیز را از بین خواهند برد.
همه باید از جمهوری اسلامی دفاع کنیم. خیال نکنیم اگر جمهوری و نظام برود، بنا است نظام شسته رفته ای که به نفع مردم است در کشور حاکم شود. از آن طرف هم خیال نکنند اگر معیارهای قانون اساسی را از بین ببرند چیزی به نام به اصطلاح حکومت اسلامی بوجود خواهد آمد.
حرکت در چارچوب قانون اساسی، مبنای کار قرار گرفتن قانون و منطق و محدود کردن افراط ها و تفریط ها مشکل را حل می کند و جامعه را آرام خواهد کرد.
به نظر من مسائل کاملاً روشن است و باید مدبّرانه به سوی حل آنها گام برداشت. نبود انتقاد سبب بروز مشکلات اساسی می شود. هر حکومتی ناگزیر است مشکلات خود را بپذیرد و در مقابل مسائل پاسخگو باشد تا اصل نظام محفوظ بماند.
بیایید سیاستی را برگزینیم که بر پایه اخلاق استوار است.
در ابتدای این دیدار حاضرین در جلسه با تأکید بر تلاش برای حفظ اصل نظام، بازگشت آرامش به كشور و جلوگیری از افراطی گری و نیز تبیین بیشتر مواضع منطقی و قانونی معترضان و لزوم تدبیر در راهبری و هدایت جامعه به سوی اهداف روشن در عین پای بندی به اصول قانون اساسی؛ حفظ حق و حرمت مردم؛ توجه به اصل هزینه و فایده در وضعیت كنونی و اطلاع رسانی عادلانه به عامه مردم خواستار ادامه تلاشهای جدی سیّد محمّد خاتمی - به عنوان یکی از چهره های تأثیرگذار نظام که مورد قبول اکثریت مردم نیز هست – از طریق دیدارهای مستقیم با مقامات عالی رتبه كشور و سران جبهه اصلاحات برای حل مشكلات فعلی و برون رفت از اوضاع نگران کننده حاکم شدند.