۲۱ آذر ۱۳۸۸
امکان ندارد مردم و دانشجویان فهیم ایرانی به ساحت امام خمینی اهانت کنند
اعتراض کردن عین وظیفه دینی و انقلابی ما است و حاکمان نیز باید به این اعتراض ها توجه کنند. اگر حاکمیت به راستی مردم سالاری را باور داشته باشد، یقیناً می داند که چاره کار برخورد خشن با اعتراضات مردمی نیست. رفتارهای ناپسندی که مورد تأیید و پسند ما هم نیست ثمره همین برخوردهای خشن، دستگیری ها و بازداشت های نادرست و نسبت ها و تهمت های ناروایی است که نسبت به چهره های خدوم و مردمی و خوش سابقه کشور صورت گرفته است.
سیدمحمد خاتمی که در جمع شوراي احزاب اصلاح طلب استان فارس سخن می گفت با اشاره به بیستم آذرماه، سالروز شهادت آیت الله دستغیب، با اشاره به شخصیت علمی، اخلاقی و انقلابی آن عالم بزرگوار تصریح کرد: تاریخ بشریت به ندرت شاهد ظهور چنین انسانهایی بوده است. شهید دستغیب هم در عصر انقلاب و هم پس از پیروزی انقلاب نقش ممتازی داشت و به راستی یكی از ارکان و پایه های انقلاب اسلامی ایران بود. امین و مورد اطمینان مردم بود. شهادت آیت الله دستغیب هم تجسم زندگی ایشان بود؛ بریدن از دنیا و بی اعتنایی به جسمانیت و توجه به روحانیت .
از صفات بارز این شهید بزرگوار اعتقاد راسخ به آرمانهای امام و وفاداری و ارادت خالصانه به امام عزیز به عنوان کانون و محور انقلاب اسلامی و رمز و راز عظمت این مرحله حساس تاریخی ایران بود.
بحمد الله تمامی خاندان دستغیب از این بزرگواری و روحیه مردمی برخوردار هستند؛ علی الخصوص گرانمایه ای چون حضرت آیت الله آقای علی محمد دستغیب که عالمی پرهیزكار، شجاع، فداکار، انقلابی و پیرو خط امام هستند.
خوشبختانه تمام مردم ایران، به جز معدودی افراد ناراحت، ناراضی یا بعضاً بیمار و منحرفی که انقلاب اسلامی تمامی امتیازات آنها را گرفت به انقلاب افتخار می كنند و امام را به عنوان محور و مدار مردمی ترین انقلاب عصر حاضر و مظهر ایمان و آزادگی بزرگ می شمارند. امروز هم سخن و خواست ما این است که ملاك و معیار اصلاح امور و برنامه ریزی و رسیدن به آرمان های ملت باید خود انقلاب اسلامی و راه و رهنمودهای صریح حضرت امام و اصول قانون اساسی باشد و هم سو با مطالبات به حق مردمی كه در جریان انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (ره) شکل گرفت.
انقلاب ما حادثه ای بسیار بزرگ و مقطعی بسیار مهم و حساس در تاریخ پرسابقه حیات در این مرز و بوم بود. ملت رشید و بزرگ ما با بهره مندی از تجارب ارزشمند تاریخی خویش، در عین دین داری و پایبندی به موازین دینی، در دوران اخیر پیشتاز یک حرکت اجتماعی در دنیای اسلام و تاریخ مشرق زمین بوده است. ایران و ایرانی در مطالبه حاکمیت انسان بر سرنوشت خود و حرکت به سوی مردم سالاری و جامعه مدنی که از دستاوردهای دنیای مدرن است همواره در میان اقوام مختلف مشرق زمین پیش رو بوده و هنر ایرانیان آمیختن معیارهای ریشه دار دینی و اعتقادی با لوازم گریز ناپذیر جامعه مدنی بوده و هست.
جنبش دراز دامن آزادی خواهی، استقلال طلبی وعدالت جویی ملت ایران که رمز و راز و محور مردم سالاری است، همواره برای حفظ حرمت انسان در جامعه و حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش و از سر علاقه ای بوده که به دین داشته اند و به واسطه شرایط خاص تاریخی این جرکت از آغاز تا به امروز همواره همسو با معیارهای دینی ادامه یافته است.
شاید طرفداران عقیده جدایی دین از سیاست که اتفاقاً برخی از آن ها نیز دیندار بوده اند، انسان های بدی نبودند، اما به هر حال توان درک مقتضای زمانه را نداشتند. آنها غرق در ظواهر بودند و از درک روح و محتوای اسلام که سازگار با حرمت و کرامت انسان و حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش بود عاجز بودند. آنها نمی دیدند که تعالیم اسلام کوچکترین سازگاری با استبداد ندارد و نمی تواند خواستار و مروج محروم کردن انسانها باشد. اسلام نمی پسندد که حاکمان صاحب اختیارات و قدرت های بی کران وبی مسؤولیت باشند و فقط از مردم اطاعت بخواهند.
ایرانیان در تمامی جنبش ها و جریانات اجتماعی از مشروطیت تا به امروز خواستار آزادی واقعی بوده، منزجر از استبداد و دیکتاتوری، در پی رهایی از سلطه اجانب و رسیدن به استقلال بوده اند.
عده ای ما را متهم می کنند که مرادمان از آزادی ولنگاری است! خیر! آزادی از نگاه ما منضبط شدن جامعه از لحاظ اخلاقی است. آزادی پایه هر عمل اخلاقی و نقطه مقابل استبداد است، زیرا عمل تحمیلی ولو خوب باشد چون با آزادی و براساس اراده آزاد انسان انتخاب نشده اخلاقی نیست.
رئیس جمهور سابق کشورمان با تأکید بر عظمت و بزرگی ملّت ایران و استقلال طلبی و پیشرفت خواهی ایرانیان اظهار داشت: ملّت ما همواره از اینکه عقب مانده باشد یا به عقب ماندگی خوانده شود و در اقتصاد، صنعت، سیاست و ... گرفتار عقب ماندگی بماند رنج می برده و خواهان پیشرفت بوده است.
جتی اینکه بگویند ایران کشور در حال توسعه است برای ما سنگین است. ما عظمت را در طول تاریخ تجربه کرده ایم و استقلال و پیشرفت همواره برایمان مهم بوده است.
بخش دیگری از سخنان سید محمد خاتمی به مسائل چند ماهه اخیر اختصاص داشت. وی با اشاره به برخوردهای غیرمنطقی با اعتراضات مردمی پس از انتخابات تأکید کرد: مع الأسف به جای اینکه با اعتراضهای مردمی برخورد منطقی شده، حرف ها از سوی صاحب منصبان شنیده شود و حرف های درست را پذیرفته و در مقابل آن تسلیم شوند و در جایی که اعتراضها و حرفها درست نیست مردم را قانع کنند، متأسفانه مردمی ترین اعتراضها نسبت به مسائل مربوط به انتخابات اخیر با برخوردهای خشونت آمیز پاسخ داده شود و با کمال تأسف آثار آن را امروز می بینیم.
مولایمان امیرالمؤمنین علی علیه السلام در برابر کشیدن خلخال از پای یک زن یهودی آنطور برخورد می کنند و پیروان راستین راه مولی الموحدین هرگز راضی نخواهند شد كه قطره ای خون به ناحق از بینی فردی بر زمین بچکد، چه رسد به اینکه انسانهایی بی گناه کشته شوند.
مگر مردم چه می خواستند و چه را می جویند؟ اصلاحات مگر جز در مسیر خواسته ها و مطالبات تاریخی مردم این مرز و بوم حركت كرده و می كند؟ من این ادعا را نمی پذیرم که مطالبات امروز ما فراتر از آن چیزی است که در انقلاب مطرح شده بود. اعتراضی هم اگر هست دقیقاً به همین امر است که چرا ما از آن معیارها عقب افتاده ایم یا انحراف پیدا کرده ایم.
به صراحت بگویم، امروز هم اکثریت جامعه امام و انقلاب را قبول دارند و به خون شهیدان این راه احترام می گذارند و بر همان مدار و معیار آرمان های انقلاب اسلامی تأکید می ورزند. اندیشه ها و راه حضرت امام امروز هم برای همه ما معیار است. معیاری که انقلاب را رهبری کرده، جمهوری اسلامی را پیشنهاد کرده و به همت والای همین بزرگمرد مردمی ترین و دموکرات ترین انتخابات و رفراندوم ها برگزار شده و قانون اساسی به تصویب رسیده است. قانون اساسی وحی الهی نیست و حتی طرح ایراد به قانون اساسی فی نفسه اشتباه نیست. چارچوب حركت ما همچنان قانون اساسی است كه از بزرگترین دست آوردهای انقلاب اسلامی ایران و مورد خواست و تأیید قاطع مردم بوده است.
شما را به فصل سوم قانون اساسی توجه می دهم. ببینیم و ببینید که قانون اساسی درباره حقوق ملّت چه گفته است؟ حرف ما این است. این اصول مصرّح قانون اساسی نباید به هیچ وجه نادیده انگاشته شود و مدافعان آن نباید در هیچ شرایطی تحت فشار و مورد جفا قرار گیرند.
انتقادی هم اگر مطرح می شود بر مبنای همین اصول و معیارهاست.
مردم سالاری در متن انقلاب اسلامی و خواست مردم و مورد قبول حضرت امام (ره) بوده و در قانون اساسی به صراحت آمده است. مسأله مردم سالاری دینی را هم بنده مطرح کردم. این ادعا که مردم سالاری با دین سازگار نیست! جفای مسلم به اسلام و راه امام و قانون اساسی ایران است.
یا اینکه یک عده ای دم از مردم سالاری دینی بزنند اما به نام دین ابتدایی ترین و بدیهی ترین اصول مردم سالاری را زیر پا گذازند هم کاملاً نادرست است. طرفداری از اصول قانون اساسی و آرمان های مردم دفاع از اصل انقلاب اسلامی است و مگر نه اینکه خواست مردم این انقلاب بزرگ را به رهبری حضرت امام (ره) به وجود آورد؟
به صراحت می گویم مردم ما به چارچوب قانون اساسی، به اساس آرمان ها و معیارهای انقلاب اسلامی و به شخصیت والای حضرت امام (ره) همواره احترام می گذارند و امکان ندارد امکان ندارد مردم و دانشجویان فهیم ایرانی به ساحت امام خمینی اهانت کنند. اعتراض کردن عین وظیفه دینی و انقلابی ما است و حاکمان نیز باید به این اعتراض ها توجه کنند. اگر جاکمیت به راستی مردم سالاری را باور داشته باشد، یقیناً می داند که چاره کار برخورد خشن با اعتراضات مردمی نیست. رفتارهای ناپسندی که مورد تأیید و پسند ما هم نیست ثمره همین برخوردهای خشن، دستگیری ها و بازداشت های نادرست و نسبت ها و تهمت های ناروایی است که نسبت به چهره های خدوم و مردمی و خوش سابقه کشور صورت گرفته است.
راهی که ما امروز در آن گام نهاده ایم ساختار شکنی نیست، اصلاح ساختار بر اساس معیارهایی است که از آغاز در راه امام مطرح شده و در قانون اساسی تصریح شده است. هر کجا انحرافی از این مسیر و از این اصول دیده شود اعتراض حق مسلم ما است.
مراقب باشیم که شخصیت والای امام و انقلاب اسلامی را وجه المصالحه قرار ندهیم. روا نیست که به نام انقلاب بزنیم، بکوبیم و حرمت شکنی کنیم و خدای ناکرده امام را وجه المصالحه قرار دهیم تا کسانی را که نمی پسندیم با تندترین برخوردها از صحنه خارج کنیم.
مردم عزیز ایران و دانشجویان فهیم ما راه حضرت امام و نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند، در چارچوب قانون اساسی رفتار می کنند و ما هم هیچ حرفی خارج از این معیار روشن نداریم. اگر هم در جایی انحرافی به وجود آمده باید بر اساس همین معیارها و اصول سنجیده و اصلاح شود.
من بار دیگر همگان و علی الخصوص حکومت را به حرکت در چارچوب قانون اساسی و احترام به حرمت انسان و التزام به رعایت حقوق شهروندی و تلاش برای اعتلای ایران فرا می خوانم.
آیا این انتقاد که روش مدیریتی جاری، با مصالح کشور و توانمند شدن ایران اسلامی سازگاری ندارد و از عدالت که همواره شعار اصلی انقلاب بوده فاصله گرفته و حیثیت و حرمت ایران را در منطقه مخدوش نموده و برای اصلاح آن چاره ای جز بازگشت به اصول قانون اساسی و توجه به خواستهای مردم نیست به معنای براندازی نظام است؟!
آیا رفتارها و سیاست های نادرستی كه چهره نظام را مخدوش کرده و برخورد با مردم را در دستور کار قرار داده زمینه ساز یأس آحاد مردم، علی الخصوص نخبگان جامعه و بیگانگی مردم با نظام و جدایی ولی نعمتان جامعه از حكومت نیست؟ و آیا این رفتارها و سیاست های نادرست نتیجه ای جز براندازی نظام مردمی جمهوری اسلامی به دنبال خواهد داشت؟
من بنا ندارم آنچنان که امروز دلسوختگان و دلباختگان انقلاب متهم به براندازی می شوند سخاوتمندانه نسبت براندازی به کسانی بدهم که راه و روش آنها را مغایر با معیارهای انقلاب و اصول قانون اساسی می دانیم؛ هرچند طرف مقابل ما با گشاده دستی به خود اجازه می دهد به هر شخص و هر دیدگاهی که نپسندد، به سادگی تهمت بزند، هتک کند، نسبت ناروا بدهد، تحت تعقیب قرار داده یا بی هیچ ضابطه ای بازداشت کند و سرانجام هم با پرونده سازی فتنه گر و برانداز معرفی نماید؛ اما مردم فهیم ما باید به درستی دریابند كه كدام روشها و رفتارها منجر به تضعیف نظام و لطمه زدن به جمهوری اسلامی است.
صرف نظر از اینکه شرعاً و عرفاً ستم کردن از سوی هر کس که صورت گیرد نارواست، به صراحت تأکید می کنم ادامه این برخوردها نه به نفع قوه قضائیه است و نه به نفع کل نظام جمهوری اسلامی.
اعتراض به ستم، وظیفه دینی، انقلابی و ملی ما است. معیارهای ما برای تشخیص انحراف و طرح اعتراض روشن است. اگر مراد از این رفتارهای نادرست و ناروا این است که ملت از معیارهای انقلاب و اصول قانون اساسی که چارچوب حرکت اصلاح طلبی آنان است دست بردارند اشتباهی بزرگ مرتکب شده اند و بهتر است آنان که از این معیارها و اصول منحرف شده اند هر چه زودتر به راه درست که همانا قانون اساسی است بازگردند و آزادی بیان، آزادی گروهها و حق انتقاد بدون هزینه را برای جامعه به رسمیت بشمارند. اگر بنا باشد در جامعه به صرف انتقاد از حکومت و دولت و اعتراض به انحرافی که ملت معتقد است صورت گرفته به دلسوزان کشور انگ های نادرست بزنند و هر عنوانی را به منتقدین بدهند خلاف عدل و انصاف و مردم سالاری است. چارچوب حرکت همه ما معیارهای انقلاب، راه روشن حضرت امام (ره) و قانون اساسی است و همه باید بدانند انحراف از این معیارهای روشن ما را به نقطه ای خواهد رساند که همه متضرر خواهند شد.