۱۰ مهر ۱۳۹۵
سیدمحمد خاتمی: دانشجویان با آرامش و اعتدال پیش بروند و اولویت ها را تشخیص دهند
خاتمی مدیا- رییس دولت اصلاحات در دیداری صمیمانه با جمعی از دانشجویان دانشگاه شیراز به آنها توصیه کرد که با آرامش و اعتدال پیش بروند و اولویت ها را درست تشخیص دهند.

سیدمحمد خاتمی در دیدار اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز پس از شنیدن دغدغه ها و پرسش های دانشجویان که عمدتا رنگ و بوی سیاسی و انتقاد از عملکرد اصلاح طلبان داشت، گفت: انتظار داشتم با توجه به نام انجمن شما، سوالات فرهنگی تر باشد تا سیاسی؛ آن هم از کسی که به یک معنا از صحنه سیاسی روز هم کنار گذاشته شده و هم کنار کشیده است.

وی در ادامه متناسب با هدف و رویکرد این انجمن به بحث شکوفایی و افول تمدن ها پرداخت و با «مرحوم» خواندن روز گفت وگوی تمدن ها –که از تقویم ایرانیان حذف شده است- بیان کرد: سال 2001 با اجماع جهانی و از سوی سازمان ملل به عنوان سال گفت وگوی تمدن ها نامگذاری شد و نقطه امیدی در عرصه بین المللی ایجاد کرد به ویژه آنکه این ایده از سوی شرق و دنیای اسلام مطرح شده بود اما درست در همان سال تروریسمی که خود را منتسب به اسلام می کند، به برج های دوقلو حمله کرد و سرنشینان هواپیما را به مواد منفجره ای تبدیل کرد که هم خود و هم هزاران نفر دیگر را نابود کردند.

خاتمی در ادامه با اشاره به مواضع آمریکا و حمله به افغانستان و بعد وقایع عراق بیان کرد که این مواضع جهان را به سوی جنگ و خشونت و درگیری برد. برای همین مهم است که چرا گفت وگوی تمدن ها مطرح شد و گفت وگوی تمدن ها به چه معنی است.

وی با اشاره به مباحثی مثل احیای تمدن اسلامی که در برخی محافل مطرح می شود گفت: منظور از احیای تمدن اسلامی چیست و آیا ما می توانیم تمدن اسلامی را مثل یک ساختمان بسازیم یا اینکه پیدایش، رویش و سقوط تمدن در یک شرایط خاصی از تاریخ رخ می دهد؟

خاتمی با بیان اینکه همه جوامع اجتماعی نوعی تمدن دارند افزود: تمدن یعنی سکونت در مدینه که ترجمه پولیس است و آن متفاوت از سیتی است زیرا پولیس بیشتر به خود جامعه توجه دارد و سیتی به ساختار شهر.
وی با اشاره به گفته فیلسوفان مبنی بر اینکه انسان طبعا مدنی است و طبیعت و جوهرش ایجاب می کند که اجتماعی زندگی کند گفت: اجتماعی بودن یعنی در عالمی غیر از عالم فردی و غیر از عالم غریزه و در عالمی مستقر شدن که آفرینندگی و عادات و رسوم در آن وجود دارد و از این جهت انسان مدنی الطبع است.
خاتمی با اشاره به نظریه جنگ تمدن های هانتینگتون و نظریه پایان تاریخ فوکویاما و بازایستادن تاریخ با رسیدن به لیبرال دموکراسی و در ادامه بازپس گرفتن این نظریه اظهار کرد: تمدن ها اصالتی در جایگاه خود دارند و می توانند به جای مقابله با هم گفت وگو کنند. تمدن ها رابطه دیالکتیکی دارند و از هم تاثیر می پذیرند و در تحول یکدیگر نقش دارند؛ چنانچه این رابطه بین تمدن فاخر اسلامی و یونان و روم و هند و ایران وجود داشت و تمدن اسلامی ضمن تاثیرپذیری از تمدن های پیشین خود چهره ای به خود گرفت که متفاوت با تمدن های قبلی بود.

رییس بنیاد باران با اشاره به بده و بستان های تمدن ها بیان کرد: یکی از موثرترین عوامل رشد تمدن غربی مواجهه با تمدن اسلامی است و تمدن شرقی نیز به نحوی تحت تاثیر تمدن غربی است.
خاتمی با این توضیح که دیالوگ تمدن ها یا گفت وگوی تمدن ها بهره گرفتن از دیالکتیک است، گفت: دیالکتیک به شکل خود به خودی ایجاد می شود اما دیالوگ آگاهانه است و با هم حرکت کردن و نقاط مشترک را دیدن است و نه حذف و مقابله با دیگران.

وی در ادامه با اشاره به استیلای تمدن غرب در دنیای امروز و بسیاری از وسایل و امکانات مورد استفاده جهان که غربی است، بیان کرد: ما از نظر مدنی از فرهنگ غالب بسیار متاثر هستیم اما از نظر فرهنگی ما بسیار متفاوت و تاثیرگذار هستیم.

خاتمی با اشاره به برخی آشفتگی های فرهنگ ایرانی در مواجهه با فرهنگ غربی بیان کرد: در آن وضعیت آشفتگی، برخی با سنت ستیزی به دنبال هضم در تمدن غربی بودند و یکی از بزرگترین اشتباهات روشنفکران ما همین بود و برخی با سنت پرستی حاضر شدند برای حفظ سنت مورد نظر خود با دیکتاتوری قاجاری کنار بیایند و آن روشنفکری غربی نیز با قصد نوسازی حاضر شد با رضاخان و بدترین نوع دیکتاتوری کنار بیاید.

وی در ادامه به فرهنگ اسلامی و رهایی و آزادی اندیشه انسان که اسلام نوید آن را داد، پرداخت و گفت: تمدن اسلامی در اوج بلوغ و درخشش، انحطاط خود را آغاز کرد. اگر قرن 4 و 5 هجری را اوج تمدن اسلامی بدانیم که امثال فارابی و کندی را داشتیم، از همان زمان آغاز انحطاط تمدن غربی را می بینیم گرچه این تمدن آنقدر بزرگ بود که مولوی ها و حافظ ها و سعدی ها داشتیم اما تمدن سیر سقوطش را آغاز کرده بود و اوج سقوط آن در لحظه اوج شکوفایی حکمت اسلامی بود که صدرالمتالهین ارائه کرد و این همزمان است با رشد تمدن غربی که در کتاب «آیین و اندیشه در دام خودکامگی» به آن پرداخته ام.

خاتمی با اشاره به تمدن اسلامی و نشر آزادی و تعقل و تامل و ایجاد آزادی در عرصه سیاسی و رعایت حقوق و کرامت انسان که در زمان علی بن ابیطالب به اوج خود رسید بیان کرد: این مسیر ایجاد شده توسط اسلام نه تنها سد شد بلکه در عرصه سیاست در کمتر از صدسال از رحلت پیامبر یک بنیاد ضدآزادی به نام اسلام پایه گذاری شد و با آمدن بنی امیه خلافت اسلامی عملا به امپراتوری تبدیل شد و یک نوع حکومت دیکتاتوری خودکامه شکل گرفت که متاسفانه به آن رنگ دینی می دادند و به تدریج یک نوع استبداد رنگ مقدس گرفته شکل گرفت.

وی با بیان اینکه انحرافی که در عرصه سیاست پیدا شد زمینه ساز سقوط تمدن اسلامی شد، افزود: عدم دخالت رای و نظر مردم در روی کار آمدن حکومت ها، عدم آزادی، نبودن کرامت انسانی و اندیشه آزاد موجب شد زمینه سقوط تمدن اسلامی به تدریج فراهم شود و این وضعیت برخلاف آن چیزی بود که پیامبر آورده بود.

خاتمی با اشاره به اینکه پیدایش حکومت های مستبد خودکامه با رنگ دینی موجب شد اندیشه نتواند در عرصه اجتماعی حضور یابد بیان کرد: بعد از فارابی تامل درباره سیاست به شدت کاهش می یابد و اندیشه فلسفی ما به سوی متافیزیک سوق داده می شود اما این به حوزه زندگی اجتماعی انسان نیامد و قشری گری مطرح شد و اندیشه در عمق متافیزیک رفت و تصوف پیدا شد.
وی با بیان اینکه وقتی انسان در جامعه سرکوب می شود و نمی تواند تاثیرگذار باشد به درون خود می رود، صوفی گری را حاصل دیکتاتوری دانست و گفت: خود صوفی گری معلول عامل دیگری است که آن عامل موجب بروز صوفی گری می شود و آن استبداد است.

خاتمی، استبداد و پرداختن به ظاهر اسلام و آیین را موجب ضرر به دین و اندیشه و در ادامه ضعیف شدن و سقوط تمدن دانست و اظهار کرد: اگر بخواهیم تمدن اسلامی را نوسازی کنیم باید به سراغ آن ریشه های تمدن درخشان پیشین برویم و نقشی که انسان می تواند در آن داشته باشد.
وی فرهنگ غربی امروزی را دچار خلأ معنویت دانست و با اشاره به تبعات منفی مادی گرا شدن این تمدن، این پرسش را مطرح کرد که چرا ترجمه مثنوی مولانا در آمریکا جزو پرفروش ترین کتاب های آنها می شود؟

خاتمی یادآور شد: در گفت وگوی تمدن ها می توانیم با شناخت ریشه های فرهنگ ایرانی اسلامی خود و شناخت زمان و مقتضیات آن مبادله فرهنگی و فکری با دیگر تمدن ها داشته باشیم.
رییس دولت اصلاحات در بخشی از این دیدار و پس از شنیدن دغدغه های دانشجویان و خواست های آنها بیان کرد: من اصلاح طلبی را پایبندی به انقلاب اسلامی و حاصل این انقلاب یعنی جمهوری اسلامی می دانم. در طول تاریخ سنت گریزان و سنت پرستان نتوانستند در جامعه نقش مثبتی ایفا کنند و مانع از اصلاح طلبی و رشد جامعه شدند اما اصلاح طلبان هم دین را می خواهند و هم آزادی را بنابراین از جمهوری اسلامی که حرمت و کرامت انسان در آن جایگاه دارد، دفاع می کنند.

وی افزود: آزادی از لوازم جمهوری است و مایه هویت ما اسلام است و در عرصه اجتماعی قرائتی از اسلام می تواند موثر باشد که با خواست تاریخی ملت ایران سازگار باشد.

خاتمی در ادامه به ضرورت مسوولیت پذیری در جمهوری اسلامی اشاره کرد و دستاورد بشر در رسیدن به اینکه انسان صاحب حق است را مهم را خواند و یادآور شد که این دستاورد غربی نیست و در زمان پیامبر و امام علی (ع) این حق وجود داشته و رعایت می شده است.

وی همچنین در پاسخ به نقدهای دانشجویان با تاکید بر اینکه او و آقای روحانی و دیگران همه قابل نقد هستند، از دانشجویان خواست در نقد جانب انصاف را رعایت کنند و یادآوری کرد که آمدن آقای روحانی به نفع کل کشور بود و ما باید در سیاست های خود منافع کلی ایران را در نظر بگیریم.

خاتمی درباره انتخابات و نقش خود با یادآوری اینکه صرفا نقش ریش سفیدی برای ایجاد اجماع بین اصلاح طلبان را داشته بیان کرد: شرایط زمانی تصمیمات سیاسی را در نظر بگیرید و وقایع را در ظرف زمانی خود تحلیل کنید و هدفی که در یک مقطع زمانی داشتید را فراموش نکنید. هدف اصلاح طلبان در انتخابات اخیر کاهش تندروی های پیشین در مجلس بود نه قدرت گرفتن که در این هدف موفق بود.
وی به دانشجویان توصیه کرد با آرامش و اعتدال پیش بروند و اولویت ها را درست تشخیص دهند و تهدیدات خارجی را نادیده نگیرند و تلاش کنند تا اسلام رحمانی را معرفی کنند و با برگزاری کنگره های دانشجویی درباره مفاهیم مختلف به روند تولید اندیشه در کشور کمک کنند.