۳۰ آبان ۱۳۹۲
با پیام سید محمد خاتمی همایش تجلیل از پروفسور داوری اردکانی در یزد برگزار شد
مراسم بزرگداشت دکتر رضا داوری اردکانی؛ فیلسوف یزدی تبار و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با حضور آیت‌الله ناصری امام جمعه یزد، یادگار شهید صدوقی، حجت الاسلام معزالدینی، محمدرضا تابش،‌ غلامعلی سفید و جمعی از اساتید دانشگاه و علاقمندان به فلسفه و دکتر داوری در یزد برگزار شد و طی آن پیام سید محمد خاتمی نیز قرائت شد.

متن کامل پیام رئیس جمهور اسبق کشورمان حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی، به همایش بزرگداشت شخصیت دکتر “رضا داوری اردکانی” که به همت کانون یزدی تباران در در سالن شهيد عباسپور يزد برگزار شد و توسط دکتر محمد رضا تابش نماینده مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی قرائت شد، بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

موسس فلسفه اسلامی، ابونصر فارابی را معلم دوم خوانده اند؛ چون در علوم و فنون زمانه سرآمد بوده است و آنچه فارابی را از دیگر حکیمان و فیلسوفان متمایز می کند از جمله اهتمامی است که به اقتفای فیلسوفان بنیانگذار به «سیاست» داشته است و سیاست، شان زندگی آدمی در این جهان است.

در «آراء اهدل مدینه فاضله» نظام و سامان فاخری که فارابی از هستی تصویر کرده است، گویی مقدمه ای است برای توجیه مدینه «فاضله» که آدمی در خور زیستن در متن آن است؛ چنانکه افلاطون نظام ما بعد الطبیعی مورد نظر خود را در «جمهور» که مقصود بالذات از تقریر و تالیف آن، عرضه نظام اسلامی و مدنی بوده است به تفصیل شرح کرده است.

سخن از این نیست که آنچه فارابی تقریر کرده است صواب است یا نیست، بلکه مهم پرداختن او به سیاست است و تفکر فلسفی در باب سیاست در جهان اسلامی با فارابی آغاز شد و بعد از او متاسفانه متروک ماند یا کاملا در حاشیه قرار گرفت و مابعدالطبیعه محض قدر دید و در صدر نشست و همزمان تاملات صوفیانه و تصوف در برابر سختی و صلابت زندگی محکوم «تغلب» و خودکامگی قوت گرفت و ادب و فرهنگ ما را تحت تاثیر قرار داد و دنیا چنان مذمت شد که مهم ترین فضیلت، ترک آن به حساب آمد. همان که فارابی پیروان چنین رویکردی را از اهالی مدینه جاهله می داند که درک وجود و خیر خقیقی را در ترک وجود طبیعی و از جمله سیاست مدنی می دانند.

ناگفته نگذارم که سیاست، آنگونه که مورد نظر بزرگانی چون افلاطون و ارسطو و فارابی بوده است در اساس با آنچه در دوران اخیر تاریخ انسان به نام سیاست شهرت یافته است، متفاوت است.

در سیاست مورد نظر آن بزرگان فضیلت مبنا و محور است نه قدرت بی مهاری که اراده معطوف به آن عالم و آدم را در زمین مخلد کرده است. به دنیا پرداختن پیشینیان نیز هرگز به معنی نفی آنچه برتر و فاخرتر از این دنیا است نبوده است. در حالیکه وجه غالب رویکرد متاخران، غرقه شدن دردنیا و غفلت از امر متعالی است که آدمیت انسان نیز به سبب بهره ای است که از آن دارد.

انسان گرچه پا در زمین دارد ولی سر به آسمان می ساید، در حالیکه انسان امروز زمین گیر شده است.

این همه را گفتم تا به این نکته ظریف برسم که اگر استاد ارجمند، حضرت آقای دکتر رضا داوری، «فارابی» را موضوع رساله دکترای خود بر می گزیند نشانه دغدغه ای است که استاد از جوانی به انسان و زندگی و سرنوشت او دارد و از میان فیلسوفان بزرگ به فیلسوفی می پردازد که بیش از دیگران در این دغدغه با او شریک است.

از آن پس استاد همواره این دغدغه را به انحاء مختلف نشان داده است.

اندیشیده است و اندیشه خود را بیان کرده است و بخصوص در باب فلاکت زدگی ما طی دویست، سیصد سال گذشته در تفکر، که درد بزرگ ما آشفتگی در تفکر است یا توهم را به جای تفکر گذاشتن؛ و حضرت دکتر داوری ازجمله معدود بزرگانی است که از اینکه درد را فراموش کرده‌ایم یا منشاً آن را نشناخته‌ایم نالیده است.

طرح پرسش‌های مهم فیلسوفانه ایشان بخصوص طی چندین سال اخیر همگی معطوف به موضوعات و مسائل مبتلابه روزگار است و ستایش انگیزتر تلاش دردمندانه ایشان تا به ما بیاموزند که چگونه ببینیم و ژرف بیاندیشیم و از تسلیم در برابر مشهودات زمانه و شعارزدگی بپرهیزیم.

و چه اقدام مبارکی است بزرگداشت استاد عزیز و فرزند برومند این سامان از سوی عزیزان درد آشنای یزدی.

عمر استاد داوری دراز باد و اندیشه شان پربارتر و روشنگرتر.