۲ آبان ۱۳۹۲
امیرالمؤمنین حقیقتی است که والاترین و زیباترین اسطوره ها باید بر گونه و الگوی او ساخته شوند
همزمان با عید سعید غدیر و در جمع گروهی از اهالی فرهنگ و هنر که برای شادباش عید در دفتر سید محمد خاتمی حاضر بودند از قرآن نفیس و منحصر به فردی به شکل طومار رونمایی شد.*
این مراسم از یک دهه پیش با اهتمام احمد مسجد جامعی و به منظور تبریک عید غدیر به سیدمحمد خاتمی شکل گرفت و از مهم ترین ویژگی های آن رونمایی قرآنهای نفیس در این سالها بوده است. **امسال نیز قرآن نفیس و منحصر به فردی از گنجینة موزة ملک انتخاب شده بود.
متن اصلی این قرآن آیه الکرسی به خط درشت در قالب سیزده قطعه است و در زمینة آن 114 سورة قرآن به خط غبار نقش بسته است. خط غبارنوعی از خطوط خوشنویسی است که بسیار ظریف و ریز است.
در روز عید غدیر خم جمع زیادی از فعالان فرهنگی، اجتماعی وسیاسی، هنرمندان، روزنامه نگاران، جوانان، فعالان مدنی و اقشار مختلف مردم با رئیس جمهور اسبق کشورمان دیدار کردند.
حجت الاسلام  والمسلمین سید محمد خاتمی سخنانی را ایراد کرد که مشروح آن در ادامه می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم
عید سعید غدیر را به شما عزیزان که ارادتمندان مولا امیرالمؤمنین علیه السلام هستید و به همه کسانی که فضیلت، زیبایی، حق و خیروعدالت را پاس می دارند تبریک عرض می کنم.
از دوستانی که در محوطه بیرون در آفتاب ایستاده اند، روی زمین یا سر پا ایستاده اند.
تاریخ هیچ قومی خالی از اسطوره نیست. اسطوره زاده خیال است؛ یعنی وقتی «حس» ،انسانی را اقناع نمی کند و عقل او آن رشد لازم را نکرده است که راه درست را بیابد و حقیقت را ببیند و اصولا حقیقت آنقدر زیبا و بزرگ است که عقل دسترسی کامل به آن را ندارد، متوسل به خیال و اسطوره سازی می شود. تاریخ هیچ جامعه و قومی - البته اقوامی که قدیمی ترند، اسطوره های بزرگتری دارند- خالی از اسطوره نیست و اسطوره هم با خیال سر و کار دارد. خیال در وجه عادی آن امری میان حس و عقل است. یعنی حس مرتبه اولی است که درک انسان بر آن مبتنی است، سپس خیال است و بالاخره هم عقل.
اما باید دانست که خیال برتر از عقل هم داریم؛ یعنی آنجایی که عقل دست و پای خود را گم می کند و خود را ناتوان می بیند،نیروهایی را می بینیم که آن را «خیال متعالی» می نامم و عارفان آن را «عقلِ عقل» نام می دهند و عارفان بزرگ از آن بهره مند بوده و تجربه آن را داشته اند.
هنر هم با خیال سر و کار دارد و هنرمند راستین کسی است که دستیابی به خیال ماورای عقل دارد. اسطوره سرشار از شخصیت های خیالی است و ساز وکارهای خیالی برای زندگی و تعریف و توجیه آنچه در آن است  و بالاخره انسانی که خود را در تنگنای این جهان و محدودیت های او می بیند و آنچه می بینید او را اقناع نمی کند و دست به دامن خیال می شود تا چیزی را بیافریند که نیست، اما باید باشد.
برای مثال رستم یک شخصیت اسطوره ای است. یعنی مظهر پرستش حق و خدا، عدالت خواهی، جوانمردی، نیک جویی و نیکخواهی و همه زیبایی هایی که یک انسان را کمال می بخشد و در واقع شاهنامه ترسیم کننده آن تصویری از انسان یا به تعبیر من «روح ایرانی» است که بایستی می بود، اما نبود و باید تلاش کرد به آن رسید، وقتی که انسانها ناروایی می بینند به دنبال اسطوره می گردند.
مولانا از قول دیوگنس یا دیوژن (بنیانگذار مکتب کلبی) می گوید: "دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر/ کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست/ گفتیم یافت می نشود، جسته ایم ما/گفت آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست". مولانا که با خیال بالاتر هم سر و کار دارد و اسطوره محقق را یافته است در همین قطعه می گوید «زین همرهان سست عناصر دلم گرفت/شیر خدا و رستم دستانم آرزوست». این است.
اما نکته ای که می خواهم بگویم این است که در ادیان ابراهیمی و حتی سایر ادیان بزرگ ، شخصیتهایی را می بینیم که بزرگتر از اسطوره هستند. مرحوم دکتر علی شریعتی می گوید علی(ع) حقیقتی برگونه اساطیر است؛ تعبیر زیبا و شاعرانه ای است، اما من می خواهم بگویم که علی(ع) حقیقتی است که والاترین و زیباترین اسطوره ها باید بر گونه و الگوی او ساخته شوند. این خصوصیت دین اسلام است که اسطوره اش حقیقی است و خیالی نیست؛ اسطوره ای است که روی همین زمین زندگی می کند، آفتاب بر او می تابد، می خورد، می خوابد و مانند همه مردم زندگی عادی دارد؛ اما شخصیتی دارد که حتی دست خیال به او نمی رسد و این امر در مورد مولا یک گزافه گویی نیست. امام علی را به گزافه ستوند و او آنان را ملامت کرد.او را دشنام دادند با آنان مدارا کرد و هیچ گاه قدمی را بیرون از دایره حق و زیبایی برنداشت.
علی بن ابی طالب(ع) فضائلی دارد که همه می دانیم. اما یک مورد را اشاره کنم و بگذرم. می دانید که امیرالمؤمنین به حکومت ظاهری رسید و مهم این است که نه تنها این حکومت تغییری در زندگی او ایجاد نکرد، بلکه محدودیت ها را بدست خود و برای خود،ایجاد کرد تا همانند ضعیفترین کسی که در قلمرو حکومت او زندگی می کند، زندگی کند. علی(ع) بزرگی بود، اینچنین و بزرگتر از او پیامبر(ص) است و نیز بزرگان سایر ادیان مانند عیسی(ع) هم بوده اند که اسطوره توان بیان عظمت آنها را ندارد. شاید وجه بارز دین های الهی این است که در آن حقیقت هایی وجود دارد که از اسطوره ها زیباتر، بزرگتر و قابل تحقق در عالم هستند. علی(ع) به حکومت می رسد و می گوید حکومت هیچ ارزشی ندارد، مگر آنکه حقی را به حق دار برساند و داد مظلوم را بستاند، ستمی را و زشتی را در جامعه برطرف کند و بعد هم می گوید اگر رضایت مردم نبود و پیوندی که عالمان و متعهدان با خدای خود دارند که در مقابل ظلم ظالمان و ستم کشی ستم دیدگان آرام و قرار نداشته باشند.اگر اینها نبود من افسار شتر خلافت را بر کوهان آن می انداختم و در اخر همان کاری را می کردم که در اول کار کردم؛ یعنی قدرت برای او هیچ ارزشی ندارد، مگر اینکه بتواند دنیای دیگران را زیبا کند: «شما می دانید که برای امام علی (ع)دنیا با تمام زرق و برقش از آبی که از بینی بز به هنگام عظه بیرون می آید، کم ارزش تر است». اما همین فرد دنیا را برای مردم زیبا می خواهد و می کند.
گفته اند انسان مدنی بالطبع است یعنی در متن جمع زندگی می کند.لازمه جمع نظم است و لازمه نظم حکومت است و آنطور که خود مولا گفته است جمع آدمی جز به وجود حکومت نظام نمی گیرد. آنچه که در طول تاریخ در مورد آن بحث بوده است و امروز بیشتر نسبت جامعه و حکومت است در تاریخ عمدتا این نسبت، نسبت ارباب و بنده(یا به تعبیر هگل خدایگان و برده)بوده است ؛ یعنی مردم هیچ کاره ای بودند و بدون رضایت مردم حاکمان مستقر می شدند، بر آنها حکومت می کردند و در مقابل کسی مسئولیت نداشتند. علی بن ابی طالب(ع) اگر نگویم اولین نفر، اما از شاخص ترین افرادی است که می گوید حکومت باید باشد ولی مستقر بر رضایت مردم باید باشد. اما بالاتر از این، قرنها باید بگذرد، انسان از دریای خون گذرند کند، گلو ها پاره شود، سینه ها دریده شود، چشم ها از حدقه درآید، ظلم همه جا را بگیرد تا انسان به صرافت طبع و تجربه بسیار پر هزینه به این نکته ظریف برسد و بفهمند که فقط حاکم نیست که حق دارد و فقط مردم نیستند که مسئول و متعهد هستند، بلکه اگر حاکم حقی دارد، انسان هم حقی دارد و حاکم هم مسئولیتی این دستاوردی است که براساس آن می توانیم بگوییم سیر تاریخ بشر تکاملی است. این سیر تکاملی به جهت تئوری است و الا در عمل حتی در کشورهایی که این حق را به رسمیت شناخته اند و حکومت هایشان خود را برامده از اراده مردم می دانند، در عرصه بین المللی این تئوری را اعمال نمی کنند و باز هم جهان به شمال و جنوب تقسیم می شود، یک جا قدرت مطلقه است و جای دیگر محرومیت؛ یک جا قدرت های برتر هر کاری بخواهد می کنند و جای دیگر انسانها تحقیر و منافع آنها ضایع می شود.
به هر حال اینکه انسان از جهت انسان بودن حق دارد و حکومت از آن جهت که حکومت می کند، حد دارد، واقعیتی است که بشر هزینه زیادی پرداخته تا به آن رسیده است و این علی بن ابی طالب(ع) است که در دورانی که منطق،منطق الحق من الغلب است می گوید « لي عليکم حق و لکم علي حق» ؛ انسان صاحب حق است و حکومت باید محدود و مسئول باشد. این اسطوره نیست؛ بلکه والاتر از اسطوره است. اسطوره ای است که نه فقط در عالم خیال بلکه در واقعیت تحقق یافته است.
امام علی (ع) نیامده است تا عطش قدرت طلبی و استیلا جویی را با حکومت بر مردم فرونشاند بلکه او می خواهد ملاکها و شاخص های یک حکومت مطلوب در خدمت انسان خدایی را مشخص کند ولو اینکه در این راه جان خود را از دست بدهد.
خدایا ما را به دین و شخصیت مولا که بازتاب حقیقی دین خدا بود آشنا گردان و ما را پیرو واقعی او قرار بده و توفیق عنایت فرما تا زندگی فردی و جمعی خود را چنان تحقق بخشیم که او خواسته است و برای آن جان داده است.

از جمله حاضران در این مراسم می توان با حجج اسلام مجید انصاری، علی یونسی، سید محمود دعایی، هادی قابل، سید محمد علی ابطحی و آقایان و خانم ها علی شکوری راد، سید حسن رسولی، طهماسب مظاهری، احمد خرم، مجید تخت روانچی، جاوید قربان اوغلی، محمدعلی سبحانی، جواد امام و... اشاره کرد.
در این دیدار خانم پروین فهمیمی مادر سهراب اعرابی ، ضمن دیدار با سید محمد خاتمی، چند شاخه گل به وی تقدیم کرد.
همچنین از هنرمندان کشورمان فرزاد ادیبی، اسرافیل شیرچی، هانیه توسلی، لیلی رشیدی، ساعد باقری و... در مراسم عید غدیر حضور داشتند.
در این مراسم که با قرائت قرآن توسط قاری برجسته کشورمان سید حسین موسوی آغاز شد و اجرای آن بر عهده سهیل محمودی شاعر برجسته کشورمان بود، جمعی از شاعران به قرائت سروده های خود در وصف امیر مؤمنان علی(ع) پرداختند.
اجرای تصنیفی در وصف علی(ع) توسط دکترعبدالحسین مختاباد، دیگر بخش این مراسم بود.
 
احمد مسجد جامعی : نام علی(ع) با نام پیامبر(ص) عجین است
احمد مسجدجامعی رئیس شورای اسلامی شهر تهران هم طی سخنانی را ایراد کرد ،وی  ضمن بیان سابقه برگزاری هرساله این مراسم، مشخصات مصحف جدید رونمایی شده را نیز برشمرد.
متن کامل سخنان وی در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم . عید سعید غدیر را به همه شما عزیزان تبریک می گویم.
در ابتدا از مرشد علی تشکر می کنم و از استادشان مرشد ترابی یادی می کنم. همچنین یادی می کنم از استاد عبدالمحمد آیتی که در کارنامه شان، ترجمه قرآن کریم و صحیفه سجادیه و آثار ادبی و دینی گوناگونی دیده می شود.
ما ده سال است که این مراسم را برگزار می کنیم؛ ابتدا در تالار وحدت، سپس در خانه هنرمندان و در چند سال اخیر هم در دفتر جناب آقای خاتمی؛ که حاضران نیز عموما از اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه هستند. در سالهایی که توفیق خدمت در موزه قرآن کریم را داشتیم، بر این سنت قدیمی مردم تهران افزوده شد و آن رونمایی از یک نسخه جدید از قرآن بود که مبنای آن، این فرمایش است که «علی با قرآن است و قرآن باعلی». این دو از یکدیگر جداناپذیرند. امسال هم برنامه رونمایی از قرآن را خواهیم داشت. در سال های گذشته قرآن نورالدین محمد اصفهانی را رونمایی کردیم که از قرآن های نفیس و موزه ای بود. از این جهت خیلی خوشحال بودیم، زیرا سابقه ای از وی در قرآن نویسی نبود. آن قرآن احتمالا مربوط به قبل از قرن دهم است.
در سال دیگر قرآن یاقوت مستعصمی رونمایی شد که همزمان با عید غدیر در حرم علوی در معرض معرفی قرار گرفته و جمع حاضر از این امر خوشحال است.
من همین جا یادی از مرحوم محمد زهرایی کنم که در سال جاری فوت شدند و آماده سازی چاپ قرآن دیگری را به خط کاتبان ایرانی انجام داد و امیدواریم در آینده نزدیک این قرآن نفیس چاپ شود.
اما امسال قرآن دیگری را رونمایی می کنیم که منحصر بفرد بوده و در سیزده بخش، در موزه ملک یافته شده است. برای صحاف آن هم جالب بود که 13 قطعه دارد و مانند یک طومار به هم چسبیده است و هرکدام از قطعات در 13 سطر نگاشته شده است. شاید این عدد، بابت تولد امام(ع) در 13 رجب باشد و البته نامی از نویسنده آن درج نشده اسن که ناشی از اخلاص نویسنده بوده و همین اخلاص ما را به انجام کار این کتاب تشویق کرد.
نام علی(ع) با نام پیامبر(ص) عجین شده است و هرجا زیارت مخصوص یکی از این بزرگواران هست، زیارت بزرگوار دیگر هم هست. نسبت پیامبر(ص) و علی(ع) بسیار به هم پیوسته است و امیدوارم ما قدم دیگری را برداریم و پایان نامه های تخصصی قرآنی را در نجف تأسیس کنیم تا قدم اجرایی دیگری را برای بسط این کتاب آسمانی برداشته باشیم.