۲ ارديبهشت ۱۳۹۲
به جای چه کسی بیاید و چه کسی نیاید باید مشخص کنیم چه انتظاراتی از رئیس جمهوری بعدی داریم
برخی رسانه ها در روزهای گذشته مطالبی را از سید محمد خاتمی نقل کرده اند که ناقص یا بعضا دارای زیاده های فراوان و احیاناً استنباط های شخصی است که گاه عملاً منجر به تحریف سخنان ایشان شده است. دفتر رئیس جمهوری سابق ایران ضمن انتشار متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در جمع ایثارگران و جانبازان، مجدداً اعلام کرده است که مطالب و مواضع سید محمد خاتمی دقیقاً همان است که از سایت رسمی ایشان منتشر شده و از این پس هم منتشر خواهد شد.

بسم الله الرحمن الرحیم
تشکر می کنم از حضور شما عزیزان که عصاره های مقاومت، راستی و فداکاری این کشور هستید. از سرداران و کسانی که در عرصه های جنگ و دفاع مقدس 8 ساله ما نقش مهمی داشتند و نیز همه شما ایثارگران و جانبازان. در این جلسه خانواده های زندانیان سیاسی ما هم که در حال حاضر در زندان به سر می برند حضور دارند که این جمع را کامل تر و ارزشمندتر کرده است. گرچه همه ما از گرفتاری آنان ناراحتیم و خواست همه ما این بوده و هست که آنها آزاد بشوند.
بنای من این بوده و هست که فعلا خیلی صحبت نکنم و بیشتر بشنوم. گرچه حرف های زیادی دارم که باید در وقت خود گفته شود. فکر می کنم این جلسه زمینه این را پیدا کرد که بخشی از مطالب لازم بیان شود.
ما در وضعیت بحرانی به سر می بریم. همه ما دلمان برای کشور و مردم ایران می و اصل نظام و انقلاب می سوزد، چون بنده اعتقاد دارم این انقلاب نقطه عطفی در تاریخ ما بود و از دل آن نظامی برآمد که تجربه تازه ای بود. نظامی که می بایست ر خواست و اراده مردم استوار باشد و معیارهای اسلامی نیز داشته باشد. نظام مردم سالاری که بتواند هم جوابگوی نیازهای مبرم این روزگار باشد و هم اخلاق و معنویت و عدالت بر آن حاکم باشد و این تجربه، تجربه نوپایی است و ما دلمان می خواهد که تداوم پیدا کند و همواره نیز اصلاحاتی که بتواند جلو انحراف را بگیرد در آن به عمل آید.
و متأسفیم که بعضی از این آسیب ها از ناحیه کسانی است که داعیه انقلابی گری هم دارند، ولی واقعاً به کشور ضربه می زنند.
الان بحث انتخابات ریاست جمهوری مطرح است. فکر می کنم قبل از آن که بگوییم چه کسی بیاید و چه کسی نیاید باید این را مشخص کنیم که چه انتظاراتی از رئیس جمهوری داریم و ما باید چه کارهایی را از او بخواهیم که انجام دهد و و مطالبات واقعی چیست و اولویت هایی که باید انجام بگیرد کدام است؟
اولاً کسی که می آید رئیس جمهوری اسلامی ایران است؛ ما نمی توانیم توقع داشته باشیم کسی بیاید که با جمهوری اسلامی مخالف است و در جمهوری اسلامی قانون اساسی مبنا است. هیچ اشکالی ندارد که افراد به اصول قانون اساسی نقد داشته باشند، اما مبنای نظم قانون اساسی است قانون اساسی هم اصول مختلف دارد. ولایت فقیه یکی از اصول قانون اساسی ما و مورد قبول است و اگر در قانون اساسی نبود می شد یک نظریه فقهی در مقابل نظریات سایر فقهی.
در کنار آن حقوق ملت هم به رسمیت شناخته شده اند؛ تصریح شده که همه امور از طریق انتخابات خواهد بود و نیز قوا باید از هم منفک باشند و در کار هم دخالت نکرده و مستقل باشند و این مسأله مهمی است.
قوای سه گانه کشور باید از یکدیگر مستقل باشند، نه اینکه در اختیار جریاناتی قرار بگیرند که قدرت داشته باشند ولی مسؤولیت نداشته باشند.
بنابر این توقعی که از رئیس جمهوری داریم این است که در چارچوب قانون اساسی عمل بکند. در اینجا نکته مهمی است که عرض می کنم: اواخر دوران ریاست جمهوری من مطرح شد و الان هم به آن اعتقاد دارم که رئیس جمهوری مجری قانون اساسی است. این که گفته شده است که اجرای قانون فقط در حیطه مسؤولیت دولت غلط است. اگر این بود که به عنوان وظیفه اختصاصی رئیس جمهوری جای ذکر نداشت. همه در حیطه مسؤولیت خود مجری قانون اساسی اند. تک تک شما موظفید در حیطه وظایفتان طبق قانون اساسی عمل کنید. پس این که گفته شده است رئیس جمهوری مجری قانون اساسی است، علاوه بر آن حکمی که همه باید در چارچوب قانون اساسی عمل کنند باید ببیند که قانون اساسی در همه جای کشور، همه نهادها و همه گروهها به درستی اجرا بشود. یکی از مشکلاتی که وجود دارد نقض قانون اساسی است. در اینجا است که وظیفه رئیس جمهوری به منصه ظهور می رسد، ولی اعمال آن چه ضمانت اجرایی دارد؟! اگر فلان فرد و فلان دستگاه قانون اساسی را نقض کرد چه کار باید بکند؟ یک راه آن تذکر دادن است. این که کافی نیست امروز یکی از مشکلات ما و مسائل مهم ما نقض همه جانبه قانون اساسی از سوی خیلی نهادها و خیلی از افراد است.
حتما باید خود رئیس جمهوری در پایبندی به قانون اساسی پیشتاز باشد که متأسفانه ما در این سالها می بینیم پایبندی به قانون اساسی در همه قوا و نهادها نیست و در قوه مجریه بیشتر زیر پا گذاشته می شود!
در همه دنیا ساز و کاری برای تضمین اجرای قانون اساسی هست و پیشنهاد این بوده و هست که دادگاهی متشکل از افراد بی طرف و مستقل از حقوقدانان فاضل و مجرب و قضات باشخصیت تشکیل شود و رئیس جمهوری یا هر کس دیگر که فهمید قانون اساسی نقض می شود به این دادگاه ارجاع بدهد و برای ناقض مجازاتی معین شود.
وقتی گفته می شود اجرای کامل و همه جانبه و بی تنازل قانون اساسی مراد این است که همه قانون اساسی باید اجرا شود، نه بخشی از آن. هیچ کس نباید خارج از قانون اساسی عمل بکند، نقض کنندگان قانون اساسی که زیاد هم هستند و شما دارید می بینید. برخورد با آن ضمانت اجرایی می خواهد. ما رئیس جمهوری می خواهیم که مجری قانون اساسی باشد و ساز و کاری برای ضمانت اجرای قانون اساسی در دست داشته باشد. اگر خود این رئیس جمهوری از قانون اساسی عبور کرد جلویش را بگیریم که البته این امر هست، مجلس می تواند به عدم کفایت برای رئیس جمهور رأی بدهد، دیوان عالی کشور می تواند او را مؤاخذه کند، ولی دیگران که نقض قانون می کنند چه؟! بالاخره یک جایی باید باشد. این یک نکته است که رئیس جمهوری مجری قانون اساسی است و انجام این وظیفه ضمانت اجرایی می خواهد. شما این خواست مهم را باید از رئیس جمهوری داشته باشید و دارید.
ثانیاً ما با خطرهای فراوانی روبرو هستیم که موجودیت نظام را تهدید می کند. فشارهای خارجی، انزوای بین المللی و ... حتماً باید رئیس جمهوری آینده در این زمینه ساز و کاری در دست داشته باشد که کشور را از این بحران بیرون ببرد.
ما نباید تسلیم خواست های بی حساب دیگران و قدرت ها بشویم، ولی باید با تعامل و تشخیص دادن مصالح کشور بتوانیم با دنیا تعامل کنیم و این فشارها را برداریم و این نیازمند رویکرد تازه ای در سیاست خارجی و روابط با دنیاست، در عین پایبندی به اصول و ارزشهای خودمان.
گفته شده بود که سیاست های دولت قبلی سازشکارانه بود و حالا تهاجمی است! بفرمایید! بسم الله! این نتیجه اش که تاوانش را انقلاب و کشور و مردم می دهند!
مگر حق داشتن تکنولوژی صلح آمیز هسته ای در زمان ما به رسمیت شناخته نشد؟ چه دستاوردی از این بالاتر؟ ما را به عنوان کسی که حق دارد تکنولوژی هسته ای (نه فقط انرژی هسته ای) داشته باشد هم در قطعنامه آژانس به رسمیت شناختند و هم آن سه گانه اروپا با ما مذاکره داشت. ما برای اینکه ابتکار عمل به دست آمریکا نیفتد اروپا را جدا کردیم، و متاسفانه امروز محور اصلی آمریکا است و پرونده ما را به شورای امنیت بردند، در حالی که در آن دوران ما از هیچ یک از اصولمان کوتاه نیامدیم، ولی دنیا را هم تحریک نکردیم و اولویت های مصالح خودمان را تشخیص دادیم و در مقابلش هم زمینه رشد در عرصه هسته ای به دست آمد و هم توانستیم امکانات و سرمایه و دانش فنی دنیا را جذب کنیم و برنامه توسعه را پیش ببریم.
هیچ محدودیتی برای سرمایه گذاری در هیچ جای دنیا نداشتیم. میلیاردها دلار جذب شد و عسلویه یکی از نتایج آن است. انرژی ما ،فناوری اطلاعات ما، صنایع ما و ... پیشرفت بسیار خوبی داشت. ما می توانیم اصول خودمان را داشته باشیم، در عین حال که خطرات را درک کنیم. یقیناً رئیس جمهوری باید سیاست هایی داشته باشد که در عین حفظ سه اصل مهم حکمت عزت، مصلحت بتواند با دنیا تعامل کند.
اگر پیغمبر خدا هم بیاید و همین رویه هایی که موجود است ادامه پیدا کند، مشکل کشور حل نمی شود! رئیس جمهوری باید در این زمینه حرف داشته باشد، یعنی دفع فشارهای خارجی که اولین زیانش هم متوجه مردم خوب ما است. باید برنامه داشته باشد و بتواند اقدام کند و ابتکار داشته باشد و فشارها را کم کند، البته طبعاً باید سیاست ها عوض شود.
ثالثاً اقتصاد کشور در وضع خطرناکی است. عزیزی می گفت صدام به سرمایه مادی و انسانی مملکت لطمه اساسی زد، همه شماهایی که اینجایید، رفقایتان، صدها هزار شهیدی که ما داشتیم، صدها هزار جانبازی که داریم، ده ها هزار اسیر داشتیم و خانواده هایشان از بهترین بچه ها و نیروهایمان از میان ما رفتند یا متحمل رنج شدند و نیز همه ایثارگرانی که در صحنه بودند و از حیث نیرو و سرمایه انسانی خیلی لطمه به ما وارد شد و نیز آسیب به سرمایه های مادی، در جنگ تأسیسات زیربنایی کشور را از بین بردند، خارک را که رگ حیاتی ما بود، کارخانه های ما، خانه های ما را می زدند و موشک باران می کردند، بدین سان به سرمایه های انسانی و سرمایه های مادی آسیب فراوان وارد آمد، اما سرمایه اجتماعی در جریان جنگ قوی شد. اعتماد مردم در جریان جنگ زیادتر شد، دلبستگی مردم به انقلاب و سرزمین و خاک و وطن زیادتر شد. زنان و پدران و مادران ما با افتخار بچه هایشان را به جبهه می فرستادند که دفاع کنند، اگر این ایمان و اعتمادی که در زمان جنگ بود وجود نداشت، نمی توانستیم بر مشکلات فائق آئیم. درست است که مدیریت دوران جنگ بسیار خوب بود، ولی اگر نبود تحمل و همراهی مردم نمی توانستیم کاری بکنیم. به هر حال جنگ سرمایه اجتماعی ما را تقویت کرد، ایمان اعتقاد و امید به آینده دلبستگی به نظام و انقلاب و تقویت پیوند مردم و دلبستگی میان امام و جامعه ... اما امروز می بینیم اقتصاد که لطمه دیده است، نیروهای انسانی ما که همه شما هستید لطمه دیدند، ولی بدتر از همه این که سرمایه اجتماعی ما هم در این سالها لطمه دید! اعتماد متقابل میان حکومت و مردم کم شده! جوانان و دانشمندان و بسیاری از مردم ما هم می خواهند به خارج از ایران بروند! این لطمه به سرمایه اجتماعی کشور است.
با داشتن سرمایه اجتماعی همه خرابی ها را می شود جبران کرد، همه نقص ها را می شود تدارک کرد، ولی اگر سرمایه اجتماعی نبود هر چه هم داشته باشیم نمی توان به جایی رسید.
هر کس که رئیس جمهوری آینده کشور بشود باید از مهم ترین اولویت هایش برنامه های اقتصادی باشد، اما در این اولویت ها باید به سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی توجه داشته باشد. یعنی باید در تقویت اعتماد و ایجاد امید در جامعه و ارتباط متقابل میان مردم و دولت نقش ایفا کند، علاوه بر اینکه در سیاست خارجی هم نباید به نام تهاجمی بودن دائم هزینه روی دست مردم بگذارد و مشکل درست کند، در داخل هم باید ایجاد اعتماد بکند. با سر هم بندی کردن نمی شود مشکلات را حل کرد.
امروز سرمایه اجتماعی آسیب دیده که مسأله مهمی است. شاهد گسترش فساد در همه عرصه ها و از جمله در سطح جامعه هستیم؛ اقتصاد مسأله مهمی است. اقتصاد ما بنیادش لطمه دیده است، سازمان های مهم کارشناسی و برنامه ریز و نظارتی که شرط داشتن اقتصاد سالم و پویا و مدیریت کارآمد است از بین رفته! ما سازمان برنامه را به سازمان مدیریت و برنامه ریزی تغییر دادیم که کار مهمی هم بود، از جمله کارهایش هم یکی همین چشم انداز بیست ساله بود که در آنجا تدوین شد و با تغییراتی نهایی شد که نقشه راه برای کشور ترسیم شد و شاهکار برنامه چهارم دست آورد همان سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود. نمی گویم برنامه بی عیب بود، ولی اگر آن برنامه اجرا شده بود با صد میلیارد دلار در پنج سال (نه هفتصد میلیارد دلار) رشد 8 درصدی، یک رقمی شدن رشد تورم و بیکاری در جامعه تحقق پیدا می کرد.
امروز تولید لطمه خورده، بخش خصوصی لطمه دیده، بنیادها و نهادهای شبه دولتی به وجود آمده که عرصه را به بخش خصوصی تنگ کرده اند و متأسفانه نه تحت نظارت دولت اند و نه پاسخگو!
ما حساب ذخیره ارزی را ایجاد کردیم، برای دو منظور: یکی برای اینکه نوسانات ارزی نتواند ما را در چنگ خودش گرفتار کند و دوم برای اینکه به بخش خصوصی بدهیم با بهره کم و اقساط بلند مدت پس بدهند و در ممکلت تحرکی ایجاد شد.14 تا 15 میلیارد دلار هم به حضرات تحویل دادیم! در حالی که حدود 10 میلیارد دلار موافقت نامه امضاء کرده بودیم و حدود 8 میلیارد دلار با همان شرایط آسان به بخش خصوصی تخصیص دادیم.
در اقتصاد باید بخش خصوصی تقویت شود، تولید صرفه داشته باشد و بدون تولید مگر می شود با بیکاری مبارزه کرد.
هدفمند کردن یارانه ها کار بسیار مهمی است و بخش قابل توجهی از یارانه هم باید به کسانی که از اصلاح قیمت ها و هدمند کردن یارانه ها لطمه می بینند تعلق بگیرد، ولی نباید با ندانم کاری تولید تعطیل شود و درآمدها را یک باره خرج کنیم و بدهی های بزرگ روی دست دولت و کشور بگذاریم. هدفمندی یارانه ها باید با تدبیر اجرا شود.
در سال جاری 10 تا 11 درصد بودجه عمرانی تخصیص داده شده! یعنی مملکت خوابیده! باید تولید رونق پیدا کند و بازار کسب و کار و تولید با اطمینان کار کند.
سازمان مدیریت و برنامه ریزی باید احیاء شود و خزانه در جایگاه خودش قرار گیرد. بانک مرکزی جایگاه محوری خود را داشته باشد و باید از همه نیروهای کارشناسی استفاده شود تا از این وضع ناگوار اقتصادی بیرون برویم. شما نمی توانید رئیس جمهوری داشته باشید که نسبت به اقتصاد هیچ برنامه ای نداشته باشد. البته کار بسیار مهم و بسیار سخت است، اما توقع مردم امروز این است که مسائل اقتصادی حل بشود و این امر منوط به داشتن برنامه و هماهنگی و همراهی همه نهادها و نیروها است. اگر برنامه نباشد کاری از پیش نمی رود و اگر برنامه باشد و کارشکنی و مانع تراشی شود نیز به جایی نمی رسیم.
برنامه ای که تورم را پایین بیاورد و اشتغال را بالا ببرد را باید از هر کسی که می خواهد بیاید مطالبه کنیم.
ثالثاً امروز یک باند و یک جریان نمی تواند مملکت را اداره بکند! هر کس که بخواهد بیاید باید از همه نیروهای کارآمد و توانا و با تجربه و خوش فکر در این مملکت استفاده کند، یعنی باید مخالفت ها کنار گذاشته شود، در مقام اجرا باید جامعیت باشد. دولتی موفق خواهد بود که بتواند از همه نیروها استفاده کند. در کار اجرایی جناح راست و چپ نداریم، کارآمد و انسان درست داریم و به این امر حتما باید اهمیت داد.
رابعاً وضعیت امنیتی کشور وضعیت بسیار ناگواری است. منظورم فضای امنیتی حاکم بر کشور است. نمی توان به صورت امنتی و نظامی کشور را اداره کرد؛ شاید بتوان برای مدتی آرامش ظاهری پدید آورد، اما با ادامه این روند اعتمادها گسسته می شود و جامعه از درون مستعد ناآرامی می شود؛ صرف نظر از این که این نحوه اداره کشور ظلم فاحش است.
باید حاصل این انتخابات این باشد که دلها به هم نزدیک شود و کینه ها از بین برود و فضای امنیتی تبدیل به فضای باز سیاسی شود.
بنده قول می دهم که اگر این طور بشود، همه افرادی که به آنها ظلم شده است از کسی و از حکومت طلبکار نخواهند بود. این افراد دنبال انتقام نیستند، ولی می خواهند فضا باز شود. فضای موجود مشکل را حل نمی کند. فضا باید لااقل به وضع سابق برگردد. همه باید به چارچوب قانون اساسی پایبند باشند.
امروز دروغ در ممکلت ما ارزش شده است! تهمت و حذف یک امر رایج است! جناب آقای مطهری را ببینید؛ انسان معتدل و خوبی است، ببینید ایشان که دو کلمه صحبت می کند چه نسبت هایی به او می دهند؟! این فضا باید از بین برود. فضای تبلیغاتی کشور باید از دست دروغ پردازان و تهمت زنان و فحاشان گرفته شود. لااقل بگذاریم کسی که مورد اتهام قرار می گیرد از خود دفاع کند.
رئیس جمهوری باید برای دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و ایحاد امنیت و رونق و نشاط در محیط های علمی و نگاه داشت حرمت استاد و دانشجو برنامه داشته باشد و بتواند کار بکند. باید محیط کار با نشاط شود. رابطه کارگر و کارفرما با پشتیبانی دولت رابطه سازنده ای باشد. از هر کسی که چنین فکر می کند و برایش برنامه دارد باید استقبال کرد.
اگر همه امکانات در اختیار قرار بگیرد و شرایط فراهم باشد سه تا چهار سال طول می کشد تا کشور به نقطه صفر برنامه چهارم برگردد، یعنی برسیم به وضعیت سال 1384.
یعنی نه فردا تورم یک رقمی می شود و نه اشتغال انفجاری ایجاد می شود و نه مشکلات خارجی یک شبه حل می شود. نه محیط کار و علم و پژوهش یک روزه گلستان می شود.
اگر هماهنگی کامل باشد اندک اندک مشکلات حل خواهد شد ولی انتظار معجزه نباید داشت.
در یک کلام اگر رویکردهایی که منجر به این وضع شده است عوض شود، می شود کار کرد که متأسفانه هنوز نشانی از آن نمی بینیم.
من هم شخصاً باید تصمیم بگیرم، ولی مطمئن باشید که از اتخاذ هر تصمیمی که موجب افزایش هزینه برای ملت شود اجتناب خواهم کرد.
باید به سویی رفت که با کمترین هزینه بیشترین انعطاف پدید آید و از فضای سوء ظن و و حذف و امنیتی بیرون بیاییم، ولی آیا می گذارند کسی که چنین می اندیشد و چنین برنامه هایی دارد بیاید؟ در انتخابات گذشته گفته شد زندانیان سیاسی آزاد شوند و حصرها برداشته شود و فضای امنیتی به فضای باز سیاسی در چارچوب قانون اساسی مبدل شود و زمینه انتخابات سالم و آزاد فراهم آید. این طور تلقی شد که این ها شرط شرکت در انتخابات است، حالا می گویم برای انتخابات شرط نباید گذاشت، ولی باید مطمئن باشیم که آنچه گفته شد نتیجه یک انتخابات است و کسی که می آید باید توان تحقق آن نتیجه را داشته باشد.
در ابتدای این دیدار حاضرین در جلسه به بیان دیدگاهها و نظرات خویش پرداختند که اهم آن از این قرار است:
• باید در جامعه جستجو کنیم و راه را شناسایی کنیم و بپیمائیم.
• دیدگاههای مختلفی برای حضور یا عدم حضور شما در انتخابات وجود دارد.
• ان شاء الله تصمیم نهایی شما با توجه به واقعیات جامعه باشد.
• ما بر اصل انتخابات و حفظ کشور و نظام و انقلاب پا می فشاریم در این تونل و تاریکی چراغی می بینیم و آن هم آقای خاتمی است و سختی هایی هم به همراه دارد و هزینه هایی باید بپردازیم ولی در آخر خیر و مبارک است.
• نباید آقای خاتمی (سرمایه مان) را هدر دهیم و چیزی به دست نیاوریم.
• آقای خاتمی حداکثر رأی را از میان کاندیداهای موجود دارد.
• به خاطر نظام، انقلاب و اصلاحات و کشور با حضور آقای خاتمی در انتخابات موافقیم و برای ایشان سنگ تمام خواهیم گذاشت.
• امروز دیگر اجرای انتخاب دست شما نیست و معلوم نیست چه کسی بیرون خواهد آمد.
• راه اول این است همراه مردم باشید و پای همه چیز بایستید؛ راه دیگر اینکه اگر هم رد صلاحیت شدید بروید به کس دیگری رأی بدهید.
• جریانی که امروز بر سر کار است جریان خطرناکی است.
• شما باید برای نجات کشور و جبهه اصلاحات برنامه ریزی بکنید و ائتلافی با نیروها و شخصیت های اصیل انقلاب برای پیروزی تشکیل دهید.
• باید به آینده نگاه کنیم.
• دیگر بحث آمدن یا نیامدن شما مطرح نیست، بلکه بحث چگونه آمدن و احیاناً چگونه نیامدن شما مطرح است.
• باید برنامه بلند مدت داشته باشید.
• اگر جناب عالی شرکت کنید خیلی از مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد.
• تنها فرصت ما برای صحبت کردن و حرف زدن انتخابات آینده است، حالا هر چه می خواهد بشود.
• کسانی که می خواهند شما دوباره رئیس جمهوری شوید شرایط امروز را درک نمی کنند یا اگر می کنند چشمانشان را بسته اند!
• اگر آقای خاتمی بیاید خیلی کارها خود به خود پیش خواهد رفت.