۱۸ بهمن ۱۳۹۱
وظیفه روشنفکران تبیین حقوق مردم است
در دنياي آزادي ، دموكراسي و حقوق بشر ؛ ما مي خواهيم الگوئي بدهيم كه علاوه بر آنچه دنیا به آن رسیده ، معنويت داشته باشد و اخلاق هم داشته باشد. اصلاحات همين را مي گويد هيچ چيز ديگر هم نمي گويد به همين دليل هم از حقوق مردم دفاع مي كند. اگر از انتخابات و جاهاي ديگر مي گويد براي اينكه اينها درقانون اساسي ما آمده. انتخابات جايگاه بروز آزادي و اختيار انسانهاست و لازمه كرامت انسان اين است كه انتخابات ، انتخابات مطلوبي باشد كه همه بتوانند در آن شركت كنند وكانديدا داشته باشند.
این بخشی از سخنان سید محمد خاتمی در جمع اعضای بنیاد باران کرمانشاه است. دیداری که در آستانه دهه فجر در دفتر سید محمد خاتمی برگزار شد و اعضای بنیاد باران کرمانشاه به بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل روز کشور پرداخته و از نظرات رئیس بنیاد باران باخبر شدند.
متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در جمع اعضای بنیاد باران در ادامه آمده است:
به نام خدا
ماه مبارك ربيع الاول و اعياد و مناسبت هاي اين ماه پر بركت را به همه شما تبريك عرض مي كنم و همچنين دهه مبارك فجر كه واقعا فجر زندگي تاريخي مردم ما بود و گرامي مي داريم ياد حضرت امام (ره) را كه با ورودشان دهه فجر آغاز شد و بعد از 10 روز انقلاب پيروز شد و عظمت هايي كه خلق كرد و فداكاري هايي كه شد همه اش براي ما در خور احترام است.
همين جا يادي بكنيم از جناب آقاي دكتر حسن حبيبي كه انصافا از چهره هاي متدين و دلسوز جامعه بود و در اين دو سال آخر بسیار رنج كشيد و به رحمت الهي پيوست، انشالله خداوند ايشان را غريق رحمتش گرداند.
از نام كرمانشاه ؛ انسان هميشه احساس عظمت و سر بلندي مي كند. طنين نام كرمانشاه در ذهن آدمي تداعي كننده ايمان؛ مردانگي، جوانمردي ، پهلواني، بزرگمنشي و مناعت طبع است و نیز کرمانشاهیان پاسداران نقطه مهم مرزي ما به يك معنا بوده و هستند و نیز عظمت هاي ديگري که کرمانشاه از آن برخوردار است .
بنده خودم خاطرات خيلي لذت بخش و بعضا تلخ از آنجا دارم از جمله در جنگ تحميلي که كرمانشاه در زير سخت ترين آتش ها بود، از طرف دولت براي بازديد مناطق جنگی کرمانشاه آمده بودم، از اين حادثه ها را ديده ايم تا حوادث خيلي خوب.
مي خواهم دو نام را ببرم كه در ميان ما نيستند و براي من خاطره انگيز بود.
بنده سال 48 تا50 بعد از دوران دانشگاه ، سربازي رفتم و ستوان دوم شدم، دوره تخصصي درسم خوب بود و نفر سوم شدم و به ترتيب اسامي قبولی ، سه نفر را تهران مي خواستند؛دلم مي خواست تهران باشم. خواستند مرا به مناطق دور دست بفرستند که جناب آقای ارسلان صفایی پور که آن وقت افسر ارتش بودند مرا دیدند و تلاش کردند در تهران بمانم. بايد از این عزیز ياد كنم كه از آنجا با او آشنا شديم و تا زمان رحلتش این دوستی برقرار بود. بعدا ایشان دو دوره هم نماينده مجلس بود و چقدر هم تلاش كرد برای تغییر نام "باختران" به "كرمانشاه" و چنین کرد، يادش به خير. ممكن است شما بگوئيد شايد خطش فلان بود، اينها مهم نيست آدم متدين شريفی بود درآن دوره او در ارتش بود و اولین دیدارمان خيلي خاطره انگيز بود. جمع خوبي بوديم در پشتیبانی ارتش سوم (که مقر آن در عباس آباد بود) و آنجا شده بود كانون طرفداري از امام و انقلاب. و ديگري هم جوانمردی از خطه پاک شما و خدمتگزار صدیق مردم ، جناب آقاي ططري که خداوند ايشان را رحمت كند او هم از دنيا رفت و جايش خالي است. براي روح اين عزيزان طلب مغفرت مي كنيم و فاتحه اي برايشان مي خوانيم.
مطالب مفصلي گفتيد، درد دل هايی كرديد. اگر ما كمي عميق تر برويم و ريشه اش را پيدا كنيم ؛ بايد با آن ريشه برخورد كرد؛ برخورد با معلول ها مشكل ما را حل نمي كند آنچه مهم است به نظرم بالا بردن آگاهي ديني ،سياسي و اجتماعي جامعه است. اگر اين آگاهي بالا باشد خود به خود در جامعه آنچه مصلحت هست هم توسط مردم پياده مي شود و هم نگهداري و اگر هم نباشد ممكن است در اثر اشتباه يا خداي نكرده سوء نيت مسئولان، آنچه مردم بدست آورده اند از بین برود.
انصاف اين است که در طول تاريخ خواست ملت ما روشن است. مردم ما از استبداد و وابستگي به بيگانه و عقب افتادگي بیزار بودند ، این خواست، مساله امروز نيست مساله از صد سال پيش است.
مشروطيت هم به دنبال آن پديد آمد نهضت ملي هم به دنبال همين خواست بوجود آمد و همینطور انقلاب اسلامي و حتي اصلاحات.
مساله ديگر اينكه عمق فرهنگ مردم ما ديني است دلشان مي خواهد كه آزادي؛ استقلال و پيشرفت هماهنگ و هم سوي گرایش اكثريت و معيارهاي ديني و فرهنگي شان باشد. واقعا اگر بخواهيم انقلاب اسلامي و عظمت كار امام را تعريف كنيم اين است كه از موضع دين بيانگر خواست هاي تاريخي مردم بود. اسلامي كه امام مي گفت اسلامي بود كه با آزادي؛استقلال و پيشرفت سازگار بود.
مساله ديگر اينكه ، مملكت ما كثير الاقوام است، هم مذاهب مختلف و هم اقوام مختلف دارد ؛ بالاخره بايد مشخص كنيم اين انقلاب و نظام متعلق به يك قوم، يك جريان و يك گرايش و يك طائفه هست و يا متعلق به همه است؟ البته اين هيچ منافاتي ندارد كه چارچوب ها مطابق با خواست اكثريت باشد ولي خواست اكثريت به اين معنا نيست که خواست ديگران ناديده انگاشته شود، بايد حقوق شهروندي براي همه شناخته شود و همگان در اعمال حقوق شهروندي مساوی باشند.
بايد ببينيم جمهوري اسلامي چقدر مي تواند به آن خواست هاي تاريخي ما كه آزادي خواهي و استقلال طلبي و پيشرفت جوئي و توسعه خواهي است و نیز تامین نیازهای اقوام و گروهها و مذاهب جامه عمل بپوشاند. معتقدم اگر برگرديم به مواضع امام ؛شعارهايي كه در انقلاب ما بود، حتي قانون اساسي ما همه اينها را مي بينيم.
آنچه ما می گوییم و داریم هزینه اش را هم می پردازیم اینست ؛ هم مردم و حقوق آنها و هم دين و ارزشهای آن محفوظ بماند. نمي شود به نام دين ابتدائي ترين حقوق انسانها را ناديده گرفت و نمي شود به نام دفاع از مردم دين مردم را از بين برد. چنانچه بارها گفته ام اصلاحاتي كه از 150 سال وجود داشته، اين را مي خواهد.
ما مي گوئيم "انسان به ماهو انسان" دارا ي كرامت است ؛ انسان از اين جهت كه جوهر و گوهر انساني دارد كرامت دارد. عده اي مي گويند انسان اصلا كرامت ندارد.كرامت و عدم كرامت بستگي به ايمان است! آن هم ایمانی که باید با گرایش و سلیقه خاص تطبیق کند و در نتیجه درصد بسیار ناچیزی از انسان هاي زمين كرامت دارند!.
خداوند ، عالم به این عظمت را آفریده است و به تعبیر خودش آنرا در تسخیر و اختیار انسان قرار داده تا مثلا یک هزارم و یک ده هزارم مردم ، آدم حساب بيايند و بقيه اصلا آدم نباشند؟! نه ، اين ديدگاه غلطی است.
بله؛ ايمان سبب تقرب به خداست. انسان بي ايمان نمي تواند تقرب به خدا پيدا كند. عظمت و سعادت و صلاح هم براي تقرب به خداست ولي اينها را نبايد بياوريم در زمينه حقوقي جامعه.
حقوق ملت، وقتي 80 ميليون نفر هستند نبايد به 3 ميليون نفر ختم شود. اصلاحات مي گويد من همان حكومت اسلامي را می خواهم كه از دوران پيامبر اكرم (ص) تا تبديل خلافت اسلامي به امپراطوري به خصوص در دوره امير المومنين علی (ع) بود ، حكومتی که براي يك دخترک يهودي همان طور احترام قائل است كه براي يك مسلمان و نزدیکترین افراد به خلیفه مسلمانان.
در دنياي آزادي ، دموكراسي و حقوق بشر ؛ ما مي خواهيم الگوئي بدهيم كه علاوه بر آنچه دنیا به آن رسیده ، معنويت داشته باشد و اخلاق هم داشته باشد. اصلاحات همين را مي گويد هيچ چيز ديگر هم نمي گويد به همين دليل هم از حقوق مردم دفاع مي كند. اگر از انتخابات و جاهاي ديگر مي گويد براي اينكه اينها درقانون اساسي ما آمده. انتخابات جايگاه بروز آزادي و اختيار انسانهاست و لازمه كرامت انسان اين است كه انتخابات ، انتخابات مطلوبي باشد كه همه بتوانند در آن شركت كنند وكانديدا داشته باشند. دفاع از اينها دفاع از اسلام و همان اصول است. اصولي كه ما مي گوئيم اصول نحوه اداره جامعه در دنياي امروز است. مشكل اين است كه مردم به حقوقشان آشنا نيستند، آگاهی ها و اراده اشان مطابق خواستشان فربه نشده است، تا از آنچه می خواسته اند دفاع كنند. بايد مايه بگذارند. اين كار نخبگان جامعه است.
روشنفكري كه نتواند با جامعه اش ارتباط برقرار كند چطور مي تواند تاثير گذار باشد؟ اگر به اين بحث ها درست توجه كنيم آن رشد ايجاد خواهد شد.
چرا بنياد باران به وجود آمد؟ مي توانستيم حزب تشكيل دهيم. مي توانستيم تشكيلاتي سياسي و يا علمي خاص به وجود آوريم. نه نیاز به بنیادی فرهنگی، فکری و اجتماعی بود. باران به اين دليل بوجود آمد كه من احساس كردم كه باید فكر درست در جامعه رایج و بسط داده شود و با مردم در رابطه باشيم ،حرف بزنيم و صحبت كنيم.
بخش قابل توجهي از نيروهاي ارزنده انقلاب كه سرمايه هاي مملكتند يعني مديران؛از همه دوره هابتوانند دور هم جمع شوند تجربيات و آگاهي هاي خودشان را با آگاهي هاي اهل علم تلفيق کنند و دستاوردهايي كه حاصل سي سال تلاش در انقلاب بوده در جايي جمع شود و به درد کشور بخورد. ديگر اينكه بتوانيم نيرو تربيت كنيم. و بعد هم اينكه به مسائل اجتماعي جامعه بپردازيم.باران براي همين ها بوجود آمد. اولين خواست اين بود كه ما يك دانشگاه، پ‍ژوهشگاه و پژوهشكده داشته باشيم كه تا امروز كه 7 سال مي گذرد ،دوستان به ما اجازه نداده اند.
خواهران و برادران! ما در این مملکت غیر از مسائل و مشکلات اقتصادی ؛آسیب های اجتماعی داریم طلاق،اعتیاد بداخلاقی، گسست ها ، خشونت گراییها ، فساد ، پرخاشجویی ها و... اتفاقا باران که واقعا سیاسی به معنای رایج نیست می خواست بیشتر به این امور برسد.
کار ما باید رو کردن به مردم و بالا بردن آگاهی آنها باشد.ولی قدرت هم برای کار کردن مهم است. زیرا اگر قدرت نبود جلوی هر کاری را می گیرند.
به هر حال از اینکه شما عزیزان و بسیاری دیگر در سراسر کشور دغدغه کشور و انقلاب و مردم را دارید و به عقلانیت و اعتدال و آزادی و رفاه و معیشت مردم و رفع مشکلات آنان و آسیب های جامعه می اندیشید خشنودیم . نباید نا امید بود ، باید از همه امکانات مشروع بهره گرفت و با درایت از موانع عبور کرد . انشاالله.
*در ابتدای این دیدار حاضرین در جلسه به بیان دیدگاهها و نظرات خویش پرداختند:
بنیاد باران فعالیت سیاسی ندارد و در راستای تحقق اهداف خود فعال است.
گزارشی از چگونگی راه اندازی بنیاد باران شعبه کرمانشاه:سیاست بنیاد باران گسترش شعبه ها در استان ها نیست اما به دلیل ویژگی های کرمانشاه در غرب کشور، هیات مدیره راه اندازی ان را تصویب و پروسه عضو گیری را شروع کرد . ارکان بنیاد به تصویب رسید و رسما نمایندگی بنیاد در انجا شکل گرفت.
لزوم گریز از افراط و تفریط ها.
هموز هم می توان با تدبیر بسیاری از مسائل را حل کرد.
ما نگران ایران و آینده ان هستیم.
امور انسانی و اخلاقی جای خود را به امور غیر انسانی و غیر اخلاقی داده است.
تا دیر نشده باید کاری انجام دهیم.
باید همه به وظیفه خود عمل کنیم و مسیر را از نو بپیمائیم و از تجارب گذشته استفاده کنیم.
وجود صداهای گوناگون به اشفتگی و نا امیدی جامعه می انجامد؛برای اتحاد بکوشید تا صدای اصلاحات تنها از یک تریبون بیاید.
آرزومندیم در انتخابات اینده شاهد حضور چهره ای ارزشمند و فرهیخته ای همچون شما باشیم در غیر این صورت از شما می خواهیم از کسی که بتواند وضعیت کنونی را تغییر دهد حمایت کنید؛گرچه یافتن چنین فردی و عبور از هفت خوان انتخابات سخت است اما نباید انتخابات را رها کنیم.
باید هر چه زودتر صریح و قاطع اعلام موضع کنیم.
آرزومندیم روزی فرا رسد که امنیت در این کشور امنیت و ازادی برقرار؛بستر مناسب برای کار و کوشش فراهم ؛عقل در تمام مسائل جاری،دموکراسی نهادینه،برداشته شدن تحریم ها از سر کشورمان و مانند تمام مردم دنیا زیست متعارف را تجربه کنیم.