۱۶ دى ۱۳۹۱
شرایط معرفی کاندیدا از سوی اصلاح طلبان چندان فراهم نیست و چشم اندازی هم برای فراهم آمدنش نمی بینم
"به شما خسته نباشید می گویم که با همت فراوان و با اعتقاد و ایمان قوی در این مدت توانسته اید با یک مشی واقعا مسئولانه و متعهدانه نسبت به انقلاب و مسائل جامعه و سرنوشت کشور کار را ادامه بدهید. گرچه فشار را هم تحمل کردید، محدودیت هم ایجادشده، ولی از این راه منصرف نشده اید. در حالیکه واقعش این است، اگر ما می خواستیم وضع مناسبی جامعه داشته باشد، اگر شما هم نبودید، حکومت می بایست تلاش کند چنین جریانی و چنین حرکتی وجود داشته باشد که در عین حالی که نسبت به اصل و اصول و چارچوب های اصلی انقلاب تعهد هست، صدای متفاوت هم وجود داشته باشد تا سبب نشود بخش های کثیری از جامعه ما، بخصوص جوانان اندک اندک وقتی می بینند فقط یک صدا هست و آن صدا هم با خشونت خودش را می خواهد تحمیل کند و همه صداهای دیگر را قطع بکند، خود به خود به سوی جریاناتی بروند که با اصل و اصول هم مخالفند و جز به براندازی نمی اندیشند. این فضا خطرناک است."
جمعی از اعضای  تحریریه سایت «بازتاب»، به مناسبت سالگرد آغاز فعالیت این سایت با سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق کشورمان دیدار کردند.
در ابتدای این دیدار، نمازجماعت به امامت سید محمد خاتمی اقامه شد و سپس صادقی به نمایندگی از تحریریه بازتاب گزارشی از فعالیت این سایت را ارائه کرد.
وی در گزارش خود با اشاره به اینکه سایت بازتاب امروز دومین سایتی است که پس از آینده نیوز توسط این جمع به صورت مستقل و بدون وابستگی  به هیچ جریان سیاسی یا سازمان و مجموعه ای راه اندازی شده است، گفت: مشی بازتاب، مانند آینده نیوز اصولگرایانه است، اما نه براساس اصولگرایی سیاسی کار، بلکه بر اساس اصول اخلاقی و دینی و بر همین اساس، دفاع از مظلوم یکی از مهمترین اصول فعالیت بازتاب است.
وی افزود: تحریریه بازتاب جناب عالی را که یکی از سرمایه های داخلی و بین المللی ایران محسوب می شوید، از مصادیق مظلومانی می داند که بخصوص در سالهای اخیر با ناجوانمردی مورد هتک و تخریب قرار گرفتند؛ تا جایی که آن فرد هتاک از تریبون مجلس شورای اسلامی برای شما حکم اعدام یا اخراج از کشور صادر می کند، اما باصراحت اعلام می کنیم سید محمد خاتمی را صد بار اصولگرا تر از کسانی می دانیم که در راس قوه مجریه قرار گرفته اند یا کسانی که به اسم اصولگرایان در حال دریدن یکدیگر برای تصاحب قدرت هستند.
صادقی ادامه داد: در این ایام اکثر کسانی که با شما دیدار و گفتگو می کنند، به موضوع انتخابات و کاندیداتوری شما می پردازند، در حالیکه به نظر ما حضور اصلاح طلبان در انتخابات، معادله ای است با یک مجهول و آن یک متغیر نیز در اختیار نظام است و نه اصلاح طلبان، اگر نظام برای حل مشکلات و تهدیدات بین المللی احساس نیاز به حضور اصلاح طلبان کند، مطمئنا از شما دعوت خواهد کرد، و زمینه و شرایط حضور شما را که باید با استقبال پشتوانه اجتماعی و بدنه مردمی اصلاح طلبان باشد، فراهم می کند و در این بستر ایجاد شور و نشاط اجتماعی، فضای دوطرفه و باز رسانه ای و آزادی زندانیان حوادث بعد از انتخابات قطعی است، اما اگر نظام این احساس نیاز را نکند، قطعا هر ابراز تمایل به حضور و اصرار بر کاندیدارتوری شما به زیان اصلاح طلبان و جامعه خواهد بود.
وی سناریوی علم کردن یکی از چهره های درجه دو یا درجه سه اصلاح طلب را به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان، ساخته و پرداخته ستاد یکی از کاندیداهای اصولگرا دانسته و افزود: انتهای این سناریو، ایجاد دوقطبی ساختگی  کاندیداهای اصلاح طلب واصولگراست و جمع بندی ما این است که اگر اصلاح طلبان قرار باشد در انتخابات بیایند، طبیعتا منحصر به شماست و اگر هم قرار است این اتفاق بیفتد، خود نظام شرایطش را مهیا خواهد کرد که با عزت و احترام و آنچه مردم نیاز دارند، اتفاقاتی که قبل از آن باید، می افتد. بنابراین تحت فشار قراردادن شما برای اینکه حرفی بزنید یا کاری انجام دهید، جنگ روانی هست.
عضو تحریریه "بازتاب" ادامه داد: بحث دیگر که در سال آینده میلادی مطرح است، بحث خطر حمله به ایران است و همان طور که تمام شواهد و قرائن نشان می دهد، خیلی جدی شده است. دولت جدید اسرائیل و آمریکا یکی از اولین مسائلشان ایران است، چون به نظر می رسد کار سوریه تمام شده است و در سال آینده و 12 ماه اینده تصمیم گیری جدی خواهد شد.
در آن فضا اگر ما نتوانیم در انتخابات فضا را باز کنیم و از مسیر داخلی موضوع را حل کنیم، ناگریز خواهیم بود فشار شدید اقتصادی و مسائلی را که در تاریخ معاصر فقط با بعد از 1320 قابل مقایسه است، تحمل کنیم. در آن اتفاقاتی که می افتد و فشارهایی که می آید، شاید تنها فرد یا یکی از معدود افرادی که بتوانند فضای تنش علیه ایران را از طریق دیپلماسی مردمی (نه دیپلماسی رسمی) جلویش بایستد و مانع برخورد شود، شما هستید.
یا جلوگیری از مشکلات شدید معیشتی مردم و تحریم های سخت و فلج کننده که در ماههای آینده آغاز می شود، شاید از چهره ای جز شما برنیاید که سرمایه منحصر به فرد بین المللی در افکار عمومی جهانی و حتی در برابر دولت های متخاصم دارید و می توانید از این فضا استفاده کنید. درخواست ما این است که در این موضوع آمادگی داشته باشید و منتظر تقاضای دولت برای فعال شدن خود در جبهه مخالفت با جنگ و مخالفت با تحریم های فلج کننده نباشید؛ این نیاز وانتظاری است که مردم از شما دارند.
در ادامه برخی دیگر از اعضای تحریریه بازتاب، نکاتی را از جمله درباره شایعات مطرح درباره انتخابات و نامه نگاری خاتمی به رهبری مطرح کردند و رییس جمهور پیشین نیز مطالب خود را بیان کرد.
وی گفت: به شما خسته نباشید می گویم که با همت فراوان و با اعتقاد و ایمان قوی در این مدت توانسته اید با یک مشی واقعا مسئولانه و متعهدانه نسبت به انقلاب و مسائل جامعه و سرنوشت کشور کار را ادامه بدهید. گرچه فشار را هم تحمل کردید، محدودیت هم ایجادشده، ولی از این راه منصرف نشده اید. در حالیکه واقعش این است، اگر ما می خواستیم وضع مناسبی جامعه داشته باشد، اگر شما هم نبودید، حکومت می بایست تلاش کند چنین جریانی و چنین حرکتی وجود داشته باشد که در عین حالی که نسبت به اصل و اصول و چارچوب های اصلی انقلاب تعهد هست، صدای متفاوت هم وجود داشته باشد تا سبب نشود بخش های کثیری از جامعه ما، بخصوص جوانان اندک اندک وقتی می بینند فقط یک صدا هست و آن صدا هم با خشونت خودش را می خواهد تحمیل کند و همه صداهای دیگر را قطع بکند، خود به خود به سوی جریاناتی بروند که با اصل و اصول هم مخالفند و جز به براندازی نمی اندیشند. این فضا خطرناک است.
بازتاب و سایت های مستقل دیگری که وجود دارند، می توانند در مسیری حرکت کنند که این ریزش ها کمتر شود و جامعه مسیر خود را طی کند.
من به همه شما دست مریزاد می گویم و واقعا هم تشکرمی کنم از مقاومتی که کردید؛ نه از چارچوب ها و اصولتان منحرف شدید و نه حاضر به تسلیم به یک فضایی که آن فضا به زیان همه است، بودید و هزینه اش را هم پرداختید. این درس عبرت هم هست که هر چه فشار روی شما بیشتر می شود، تمایل به این طرف بیشتر می شود و این مساله مهمی است.
زندان رفتن برای کسی که جرم و گناهی کرده، لکه تنگ و عاری است. آیا امروز در بخش های قابل توجهی از جامعه زندان رفتن عار است یا حتی می تواند افتخار تلقی شود؟! اینها نشانه ها و علامت های خوبی نیست و حکومت باید در کار خود تجدید نظر کند، اگر می خواهد کار خود را ادامه دهد.
برای تجدید نظر کردن هم خوب است به جریاناتی مثل بازتاب توجه کند که هم اثبات کرده به اصول و چارچوب ها پایبند است، هم رویکرد عاقلانه و منطقی و خیرخواهانه دارد. دفاع از مظلوم را یک اصل می داند. روح دین ما هم ایجاد عدالت و مقابله با ظلم است.
وقتی فضایی باز و باب شود که هتاکان و تخریب گران با مصونیت کامل همه چیز می توانند بگویند ولی طرف دیگر حتی اگر یک حرف منطقی حق هم بزند با مشکلات روبرو می شود، نشانه بیماری است. این فضا فضای نادرستی است. بر فرض هم که نظام آن را نمی خواهد، ولی می تواند که جلوی آن را بگیرد.
خواهران و برادران عزیز! ما از اول هم گفتیم دلبسته به اصل انقلاب و نظامیم و نمی خواهیم این نظام از بین برود. اگر هم ناراحت و نگران هستیم، برای اینکه رفتارهایی که به نام نظام می شود، به نظام لطمه می زند. خیلی فرق می کند که کسی بگوید شما رفتارتان بد است، پس نظام بد است. ما می گوییم رفتارها بد است و این امر دارد به نظام لطمه می زند، این دو حرف است. این دو اصل است. آن کسی که برانداز است، می گوید اصل کار خراب است. ولی خیرخواهان می گویند جمهوری اسلامی با بعض سیاست ها و رفتارها ناسازگار است، ما به ارزش های نظام و جمهوری اسلامی اعتقاد داریم بعلاوه اینکه واقع نگریم.
اگر واقع نگر باشیم، این انقلاب، انقلاب عظیمی بوده، کسی نیامده دستورالعمل صادر کند که شاه برود و انقلاب بیاید. بلکه انقلاب در تاریخ ما حادثه ای بزرگ است. باید قبول داشته باشیم. معتقدیم دین می تواند حکومتی داشته باشد که آن معیارهایی که مورد نظر خدا و پیغمبر است، عملی شود و در عین حال جامعه ای آزاد، پیشرو و عقلانی داشته باشیم.
وقتی از جنبش اجتماعی و تاریخی سخن می گوئیم باید شاخص های آن را در متن جامعه پیدا کرد. اگر می گوئیم جامعه ما دموکراسی می خواهد اولا باید مشخص کنیم مراد ما از دموکراسی چیست؟ ثانیا دموکراسی مثل این نیست که ناگهان در جامعه مستقر شود و یک شبه همه دموکرات شوند! نه این طوری نیست، این مسائل شرایطی دارد. باید شرایط فرهنگی، اجتماعی و تاریخی خاصی پدید آید تا دموکراسی مستقر شود.
مردم ما از استبداد، استعمار، عقب ماندگی و عقب افتادگی بیزار شدند و بودند. اینها انگیزه حرکت هایی بوده که مردم کرده اند و در ایران کار بزرگی صورت گرفت. قانون اساسی مشروطیت با اختلاف چهار سال از ژاپن در صد و چند سال پیش تصویب شد. ولی ژاپن مسیر دیگری طی کرده ولی ما در ان ابتدا گرفتار هرج و مرج شدیم و بعد رضا خان آمد؛ بعد از شهریور بیست هم هرج و مرج شد و بعد کودتای 28 مرداد؛ در انقلاب اسلامی ابتدا آزادی ها وجود داشت، ولی هرج مرج و جنگ و ترورها موجی از سخت گیری ها را موجب شد، اصلاحات هم که فقط بازگشت به اصول اولیه انقلاب و خواست های تاریخی مردم بوده و الان این وضع پیش آمده؛ چرا؟
در جامعه ما چرا این ظرفیت نبود؟ ما روشنفکران چه کار کرده ایم تا پایه های جامعه را محکم کنیم تا آنچه می خواهد بدست بیاید بتواند پایدار شود و بسط یابد.
آنچه مورد نظر است این که حکومت ازآن مردم باشد و برآمده از اراده مردم باشد. منبع حکومت مردم باشند، حکومت را مردم روی کار بیاورند مردم بتوانند آن را جا به جا کنند و حاکمان در مقابل ملت مسؤول باشند و لوازمش عبارت است از آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی نقد و نیز کارشناسی علمی و درک درست مسائل برای حل آنها و من بر این باورم که دین ما هم همین را می خواهد و البته قرائتی هم هست که به نام دین این ها را قبول ندارد و در نتیجه مردم را از دین زده می کند.
امام گفتند مشروعیت منتهی به رای مردم است. یک دید و رویکرد به دین می گوید اگر مردم نخواهند، نمی توان بر آنها حکومت کرد؛ دید دیگری هم می گوید انتخابات امر تزیینی و تشریفاتی است.
کارهایی که امروز انجام می شود، قصد خیر در آنها نیست و مردم هم می توانند تشخیص دهند.نباید انتظار داشت فردی که بعد از این دولت می آید، مشکلات را یک شبه می تواند حل کند. به خصوص اگر کارشکنی ها در برابر آن زیاد باشد.
مطلبی که راجع به آقای دکتر عارف در سایتتان منتشر شد، درست نبود و ان شاء الله جبران کنید.
آنچه ما باید بخواهیم، تغییر این وضعیت است.برای اینکه ما بتوانیم این فضا را تغییر دهیم، باید ارزیابی کنیم که آمدن یا نیامدن ما کدام مناسب تر است. البته آن طرف همه تلاش خود را می کند که نگذارد ما بیاییم.
معتقدم شرایط حضور اصلاح طلبان به عنوان کاندیدا دادن چندان فراهم نیست، چشم اندازی هم برای فراهم آمدنش نمی بینم.
خبر نامه نگاری بنده به رهبری با وساطت آقای هاشمی به کلی دروغ است. اگر بخواهم این کار را بکنم، خودم مستقیماً این کار را انجام خواهم داد. نه نامه ای نوشته شده و نه آقای هاشمی واسطه بوده است.
به هر حال هم دلمان برای کشور و مردم می سوزد و هم خطرات بزرگی جامعه و نظام و مردم را تهدید می کند.
با این روندی که هست، فقط یک راه وجود دارد. اینکه نظام رویکردش را عوض کند و آن را در انتخابات آزاد و سالم و فراگیر نشان دهد؛ ما هم کمک کنیم که مشکل حل شود. ولی متأسفانه نشانه های امیدوار کننده ای برای این رویکرد نمی بینم.