۳۰ آبان ۱۳۹۱
حکومت برای حکومتگران؛ ولی باید حق و حرمت و جایگاه و معیشت مردم پاس داشته شود
"ما باید این مسأله را روشن کنیم که آیا اصلاحات یعنی فقط در حکومت بودن؟ یا با مردم بودن؟ اصلاً حکومت برای حکومتگران؛ ولی باید حق و حرمت و جایگاه و معیشت مردم پاس داشته شود. گرچه همواره باید از حکومتی که نماینده مردم باشد و از رأی آزاد مردم برآمده باشد دفاع کرد، ولی مسأله این نیست که بگوییم ما حتما باید در حکومت باشیم. باید مردم را رشد داد. اصلاح گری رشد دادن مردم است. روشنفکری هم به معنی واقع اش توجه به مردم است."
سید محمد خاتمی در دیدار با اصلاح طلبان پس از استماع سخنان حضار، ضمن اشاره به قیام امام حسین و فلسفه عاشورا، به مسائل جاری و بین المللی پرداخت در مورد انتخابات پیش رو اظهار نظر کرد.
متن کامل سخنان سید محمد خاتمی را می توانید در ادامه بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی خوش آمدید. از دیدار شما خوشحالیم. مطالب خوبی گفته شد و نکته های خیلی خوبی بود و ان شاء الله بتوان اینها را بسط داد و در جامعه هم روشن گری گرد.
ما در ماه محرم هستسم، محرم ماه خیلی مهمی است. نکته های خیلی قشنگی گفته شد راجع به محرم. ما داریم که ابا عبدالله "قتیل العبرات"(شهید اشک ها)است، شهیدی که اشک ها نثار او می شود.
شور مذهبی خیلی مهم است حماسه را زنده نگاه داشته است. همین اشک ها ، عزاداری ها همین شورها و هیجان ها ، مرثیه سرایی ها، شعرها، کارهای هنری فرهنگی و اجتماعی و روضه ها همه اینها بسیار مهم بوده و واقعا نام و یاد ابا عبدالله را زنده نگاه داشته منتهی زنده نگاه داشتن ابا عبدالله برای این است که راه امام حسین علیه السلام زنده نگاه داشته شود اگر خدای نکرده فقط اسم و نام باشد و لی آن راه و محتوا فراموش شود و حتی پوشیده بشود چه بسا ما امام حسین را مطرح می کنیم ولی آن را مصرف می کنیم در مسیرهایی که درست خلاف جهت مسیر قیام ابا عبدالله است این جفای به ابا عبدالله است نه خدمت به ابا عبدالله.
امام حسین قدرت طلب نبود، برای منافسه در سلطان و به دست آوردن قدرت ظاهری قیام نکرد و نیز حرکت او سرکشانه و آشوبگرانه نبود (لا اشراً و لا بطراً) بلکه آمده بود برای طلب اصلاح در امت جدش، انحرافاتی را دیده بود که می بایست با آن مبارزه کند، حداقل این است که حقیقت را برای تاریخ روشن کرد.
تعریفی که از امر به معروف و نهی از منکر دارد یعنی مبارزه با ظلم مجسمی که وجود دارد.
شما می دانید که حضرت در زمان معاویه اقدامی نکرد گرچه نامه های تندی خطاب به معاویه داشت ولی او عهد امام حسن را نشکست.
امام مجتبی علیه السلام هنگامی که مردم از دور او پراکنده شدند صلح کردند، منتهی قرارداد بسیار محکمی بسته شد که البته معاویه همه آن را زیر پا گذاشت.
آخرین نکته قرارداد آن بود که معاویه بعد از مرگش تکلیف را به مردم بسپارد و نیایید کسی را معین کند و درباره حکومت اسلامی مردم تصمیم بگیرند و کارشان را انجام دهند.
همه اینها نقض شد آخری آن خلافت یزید بود او هم روی کار آمد خواست بیعت بگیرد که امام حسین ایستاد و چه ایستادنی.
انحراف بزرگی که ایجاد شده بود هم از نظر شخصیتی که حاکم بر امت اسلامی بود و هم بدعت بسیار بزرگی که از زمان امویان (معاویه) حکومت موروثی شد و در دوران بنی عباس هم این مسأله ادامه یافت و امام حسین در مقابل همه این انحرافات از جمله این امر ایستاد و اصلاح گری امام حسین هم شورش گری نبود، روشن گری و بیدارگری بود. مخاطب آن تاریخ بود تا معلوم شود که دو اسلام وجود دارد یک اسلامی که عبودیت خدا را محور کار قرار داده و در مقابلش سر گرانی و سر فرازی انسان در مقابل هر چه جز خداست خدایی که انسان را آزاد آفریده و آزاده خواسته است این انسان نباید مورد ستم قرار گیرد.
اسلامی که به مردم حرمت می گذارد حق مردم را می شناسد عدالت را برای مردم می خواهد حاکمان زورگو را نمی خواهد این اسلام در مقابل اسلامی است که پوششی می شود برای روی کار آمدن قدرت ها و جبارانی که هر گونه کاری که می خواهند می کنند و به هیچ کس پاسخگو نیستند.
اشکی که مردم ریختند عزاداری هایی که کردند به خصوص دوران هایی که خفقان سخت بود سبب شد عاشورا و امام حسین علیه السلام در ذهن ها زنده بماند و از طریق عاشورا به محتواها پی ببریم و تکلیف خودمان را در هر زمانی بدانیم از جمله اینکه کجا دارد ظلم می شود، کجا دارد حق انسان نابود می شود.
شیعه و پیرو ابا عبدالله بودن ایستادن در مقابل ظلم و حق کشی و اجحاف به انسان است و این که پیرو امام در دفاع از حقوق انسانها و نیز ارزشهای والای معنوی و اخلاقی و انسانی برخیزد.
امیدوارم همه ما بتوانیم از محرم و عاشورا درس بگیریم و واقعا پیرو ابا عبدالله باشیم.
در همین جا عرض بکنم در طول تاریخ ظلم و ستم فراوان بوده هم حکومت های جباری که هیچ حرمتی به انسان ها نگذاشته اندچه حکومت های عرفی و چه حکومت های دینی و این دومی بدتر از اولی است که قلدری در صحنه بیاید و بگوید می خواهد حکومت کند هیچ توجیه دینی نمی کند اما اگر ظلم و اجحاف توجیه دینی شد چنان که در تاریخ اسلام توجیهات فلسفی و دینی برای حکومت های جبار کردند، این خطرناک تر است.
انقلاب ما گفت نمونه ای که در تاریخ داریم عدل علی است و آن را می خواهیم پیاده کنیم یعنی در طول تاریخ اسلام بعد از پیامبر که واقعا می توانیم به عنوان الگو اشاره کنیم. البته وضع حکومت و جامعه در زمان خلفای راشدین قابل قیاس با وضع اسف بار دوران اموی و عباسی نیست، ولی آنچه در تاریخ جلوه تابناک دارد، حکومت امام علی علبه السلام است. ما با عدل علی آمدیم و انقلاب کردیم با اسلامی که به انسان احترام می گذارد و قدرت را مردمی و پاسخگو در برابر مردم می داند.
پیامبران نیامدند به زور مردم را به قسط وا دارند بلکه آمده اند تا رشد بدهند مردم را تا مردم خودشان به قسط برخیزند. این خیلی مسأله مهمی است.
اگر مردم آگاهی نداشته باشند ممکن است حکومت عادل روی کار بیاید ولی دوام ندارد یا انحراف پیدا می کند و چون پایگاه مردمی ندارد اگر هم بیاید از بین خواهد رفت.
ما باید این مسأله را روشن کنیم که آیا اصلاحات یعنی فقط در حکومت بودن؟ یا با مردم بودن؟ اصلاً حکومت برای حکومتگران؛ ولی باید حق و حرمت و جایگاه و معیشت مردم پاس داشته شود. گرچه همواره باید از حکومتی که نماینده مردم باشد و از رأی آزاد مردم برآمده باشد دفاع کرد، ولی مسأله این نیست که بگوییم ما حتما باید در حکومت باشیم. باید مردم را رشد داد. اصلاح گری رشد دادن مردم است. روشنفکری هم به معنی واقع اش توجه به مردم است.
به هر حال ظلم در طول تاریخ بوده است و بسیاری از حکومت های جبار وجود داشته اند، ولی امروز ظلم در عرصه بین المللی بسیار سنگین است.
نمونه کار همان است که الان دارد در غزه می گذرد.
این مردم مظلوم که در بیش از نیم قرن آواره شده اند، در تنگنا قرار گرفته و سرزمینشان را گرفته اند و دائما سرکوب می شوند و اخیراً این سرکوب خونین و وجشیانه در غزه که واقعا دل آدمی را خون می کند، زنان و کودکانی که به وحشیانه ترین وضعی قتل عام می شوند و این ها نشانه بد اخلاقی و بی رحمی است که در عرصه بین المللی وجود دارد.
همان هایی که به خاطر شکستن پای آهو در فلان نقطه جهان موضع گیری می کنند اینجا مردم این طوری دارند کشته می شوند ولی عکس العملی نشان نمی دهند یا امور را به تعارف برگزار می کنند.
گرچه اسرائیل نشان داده که به قراردادهای بین المملی تعهدی ندارد و بزرگترین نقض کننده هم همین امر است ولی چرا مجامع مسؤول در برابر این ستم نمی ایستند؟ !
البته ملت های اغلب کشورها بیدارند ولی کجاست موضع گیری دولت ها؟ بخصوص دولت های اسلامی و عربی. کجا هستند؟
تا کی همه مان تو سری خور باشیم و این همه تحقیر و توهین نسبت به همین دولت ها و ملت ها بشود و یک ملت زیر پنجه ها و چکمه های ر‍ژیم سفاک گرفتار باشد و ما حتی سر و صدای درستی هم نمی بینیم. دولت ها بیایید به ملت ها توجه کنند کنار ملت ها قرار بگیرند. دولت ها این امکانات را از ملت ها گرفته اند و باید در مقابل این مسائل بیاستند.
اما در مورد خودمان!
الان وضعی که ما بخصوص از نظر اقتصادی داریم وضع سختی است و بالاخص از نظر وضعیت معیشت مردم عادی خیلی دشوار است نمی خواهم بحث کنم که چقدر به خاطر اشکالات مدیریتی است و چقدر تحمیل شده از بیرون است اما اجمالا این را می گویم که تحریم ها و فشارهای بین المللی یکی از عوامل اصلی است که البته اگر مدیریت سنجیده ای بود می شد آثار بد آن را کم کرد.
آنچه این جا عرض می کنم این است که غربی ها و دیگران چه فکر می کنند آنهایی که دم از انسان می زنند!امروز بزرگترین فشار را مردم ما دارند متحمل می شوند. چه تحریم هوشمندی؟ این تحریم برای فشار آوردن روی مردم است حقوق بشر و انسان چه شده؟
من به این روش ها اعتراض می کنم.
البته می توان روش های مناسب تری برای تعامل با دنیا داشت ولی نمی توان در برابر این تحریم که سخت مردم را تحت فشار قرار داده است ساکت بود. امروز باید دفاع از مردمی کرد که این طور دست و پا می زنند در این مشکل ها و نیازهای حیاتیشان. هم کالاهای اساسی و هم دارو و درمان امروز مشکل پیدا کرده است. این چه تحریمی است؟
مطمئناً ملت ما اینها را به حساب خواهد آورد و بخش هایی از آن را هم علیه خود می داند.
به هر حال وضع کنونی کشور ناگوار است و همه موظفیم که برای اصلاح این وضع تلاش کنیم. ولی چه کنیم که یک جریان و تفکری می گوید من نظامم و هر کس مستحیل و هضم در من نشود خارج از نظام است!
مگر فلان آقای نظامی یا امنیتی حق دارد درون و بیرون نظام را تعریف کند؟ ! اینها یعنی چه؟
نظام همین مردم هستند و اگر اعتراض و انتقادی هست به خاطر نظام است که مبادا از معیارها و ارزشهای اصلی اش دور شود.
ما چهره نظام را زیبا می خواهیم.
ما نظامی می خواهیم که به معیشت مردم برسد، حرمت مردم را نگه دارد. مائیم که از حقیقت نظام دفاع می کنیم.
اما در مورد انتخابات و اصلاح طلبان
مثل این که مشکل فقط این است که چه کسی کاندیدا بشود؟ نخیر، آیا اصلا شما را راه می دهند؟
یکی از مسائل مهم این است که احساس نکنند دل ما برای قدرت لک زده است والله قدرت باشد برای هر کس که می خواهد بیاید کار بکند ما می خواهیم زندگی کنیم، حرف بزنیم امنیت داشته باشیم.
باید همه قانون اساسی اجراء بشود. قانون اساسی هم ولایت فقیه دارد و هم حقوق مردم ، هم منبعث بودن حکومت از رای مردم و هم مسؤول بودن حکومت در برابر مردم و هم قدرت مردم در جابه جاکردن حکومت بدون توسل به زور. همه اینها در قانون اساسی است و همه آنها باید اجرا شود.
البته این به هیچ وجه به این معنا نیست که قانون اساسی عیب ندارد قانون اساسی هم امر بشری است اما ملاک و معیار همه ما در عمل باید قانون اساسی باشد.
اصلاح طلبی چه میگوید؟ می گوید هر کس پایبند به قانون اساسی است هر عقیده ای می خواهد داشته باشد و می گوید من در چارچوب قانون اساسی عمل میکنم شهروند جمهوری اسلامی است و از همه حقوق آن برخوردار است.
مردم و اصلاح طلبان باید توجه کنند که مسأله ما این نیست که حتما به قدرت برسیم.
و بحث دیگر انسجام بین نیروها و از جمله در امر انتخابات آنچه مهم است اجماع و همبستگی همه نیروها در این مورد است. پراکنده گویی و پراکنده کاری به زیان همه است.
باید دید آیا زمینه برای حضور اصلاح طلبان فراهم است؟ راه برای افرادی که از کل جریان اصلاح طلبی و کل جامعه به صورتی نمایندگی کنند باز است؟
آنچه برای ما مهم است این است که ما داخل نظامیم هیچ کس حق ندارد بگوید چه کسی داخل نظام است و چه کسی خارج نظام.
سلب تابعیت یک فرد خلاف قانون است آن وقت چطور حکم صادر می کنند که کسانی خارج از نظام هستند. آن هم از سوی چه کسانی؟ کسانی که نباید در عرصه سیاسی فعال باشند! این فضا باید عوض شود.
نگرانی ما خروج از معیارهایی است که در نظام و انقلابمان یافتیم وو هشدار می دهیم که که انحراف از آن ها پیدا نشود یا اگر شده است اصلاح شود.
ما ولی مردم نیستیم، این مردم هستند که باید توجیه شوند که بیایند پای صندوق. آیا ما این توجیه را کرده ایم؟ آیا واقعا این طوری هست؟ آیا کاندیدای اصلاح طلبان می تواند در این فضا همه حرف هایش را بزند یا اگر بزند به انواع اتهامات متهم می شود؟ البته که معتقدم راه خوب و درست این است که با تغییر رویکردها و حفظ نظام وضعیتی پیش بیاید که عقل و تدبیری بیاید که مشکلات مملکت را رفع کند و هم دیدگاه جهانی را نسبت به ایران عوض کند و هم اینکه بتواند در جامعه مدیریت درست بکند.
دوستی گفت اصلاحات دچار رهبانیت است و فقط هنگام انتخابات خود را نشان می دهد، این حرف درخور توجه است، ولی آن طرف قضیه هم این که نباید طوری رفتار کنیم که موجب استحاله اصلاحات شود. اصول را نباید فدای مصلحت اندیشی های موسمی کرد.
آمدن در صحنه نباید به معنی استحاله و دست برداشتن از اصولی که اصلاحات دارد باشد و نباید دهن کجی به مردم یا بخش های قابل توجه از مردم بشود.
باید با مردم ارتباط برقرار کرد و نسبت به دردها و مشکلاتشان همدلی کرد. گرچه اصلاحات شعار اقتصادی نداد اما اصلاح طلبان در طول تاریخ بعد از انقلاب بهترین خدمت را در عرصه اقتصادی داشته اند. اتفاقا کار اقتصادی اصلاحات بیش از کارهای دیگر آن قابل عرضه است. اما شعار آن را کمتر دادیم.
نباید دست از شعارهایمان برداریم، باید به مردم بگوییم جامعه مدنی ، آزادی حرمت مردم و حقوق انسان، اینهاست که معیشت مردم را هم درست می کند. آن شعارهاست که عسلویه را ایجاد می کند. آن شعارهاست که شما را در دنیا به نحوی مطرح می کند که بدون اینکه اصولتان را از دست بدهید فشارها از شما کم شود و نیز می توانید از امکانات جهان برای پیشرفتتان بهره بگیرید.
در دوران ما دهها میلیارد دلار سرمایه و تکنولوژی خارجی جذب شد و با درآمدی کمتر از یک سوم درآمد نفتی این دولت در صنعت و کشاورزی و خدمات رشد قابل توجهی داشتیم.
در سال 83 گندم ما خودکفا شد الان چندین میلیون تن باید گندم وارد بکنند یعنی نان مردم هم وابسته به واردات شده است واردات هم تحریم جلویش گرفته از آن طرف هم به درآمد نفت که منبع در آمد ما بوده لطمه خورده است بله فشار روی مردم میاید البته ما به خارجی ها اعتراض می کنیم که چرا شما چنین می کنید که فشار آن روی مردم بیاید.
من درباره انتخابات آینده فعلاً نظری نمی دهم، آن را به اجماع اهل حل و عقد و جریان اصلاح طلبی واگذار می کنم، ولی باز هم بر این نکته تأکید می کنم که گرچه ما اهل تحریم نیستیم، ولی عدم شرکت و نداشتن کاندیدا به هیچ وجه به معنی خروج از نظام نیست. نباید تحت تأثیر جنگ روانی قرار بگیریم.
اصلاح‌طلبان حاضر در این دیدار دو ساعته به طرح دیدگاه‌های خود پرداختند و آقایان کواکبیان، حق‌شناس، باقرزاده، بهمن‌زاده، صفرپور و خانم فرح خسروی و محتشمی نیز در این جلسه صحبت‌هایی را مطرح کردند.
محور سخنان این افراد تأکید بر انسجام اصلاح‌طلبان و ایجاد جبهه واحد برای انتخابات بود. اصلاح‌طلبان به دنبال این هستند که بتوانند اجماع کلی بر روی یک نامزد نهایی برای ورود به عرصه انتخابات داشته باشند.
در این جلسه پیشنهاد شد که خاتمی به صورت رسمی رهبری سیاسی جبهه اصلاحات را بپذیرد چراکه در حال حاضر وی رهبر معنوی جبهه است.
در این جلسه همچنین پیشنهاد شد که خاتمی در چارچوب یک منشور رهبری سیاسی جبهه اصلاحات را بپذیرد و این منشور را با رایزنی‌های خود تهیه کند تا اصلاح‌طلبان در قالب یک مدل نهایی به انتخابات ورود کنند.
مردم بعد از این دولت به نتیجه گیری خوبی از دولت اصلاحات و آقای خاتمی رسیده اند و شیرینی و حلاوتی از آن دوره در ذهنشان مانده است و دلتنگ آن دوره هستند.