۱ آبان ۱۳۹۱
چاره کار اصلاحات به معنی واقعی کلمه است.
"به هر حال نمی توان انتظار داشت که بنيادهاي مدني و اجتماعي و ساماني که در جامعه در گذر زمان شكل گرفته، در یک چشم به هم زدن عوض شود. چاره کار اصلاحات به معنی واقعی کلمه است. اصلاحات يعني تدريجاً و با صبوري پیش رفتن؛ منتهي به این شرط كه رويكرد را درست انتخاب كنيم و این رویکرد به هیچ وجه نباید قیم مآبانه باشد، بلکه با مشارکت خود بخشی که باید تحول پیدا کند باید پیش رفت."

سید محمد خاتمی این سخنان را در جمع معلمان کشور بیان کرد.
گروهی از فرهنگیان با شروع سال تحصیلی جدید به دیدار رئیس جمهوری سابق ایران رفته، ضمن طرح سؤالات و دغدغه ها و دیدگاه های خود از دیدگاه های سید محمد خاتمی پیرامون مسائل روز مطلع شدند که مشروح آن در ادامه خواهد آمد:

بسم الله الرحمن الرحيم
خيلي خوش آمديد. واقعاً هر وقت در برابر یک معلم قرار می گیرم، خودم را در همان دوراني مي بينم كه تازه به مدرسه رفته بودم. نه تنها براي من، كه براي همه ما معلم داراي ابهت و وقار و اولین الگوی هر انسانی در آغاز زندگی اجتماعی است.
در ايران معلمي با وجود همه مشکلاتش هميشه جايگاه ممتازي داشته است. انقلاب، بيشترين نيروي خود را از معلمان گرفت. ازشهيد باهنر و شهيد رجايي گرفته تا بسياري از نمايندگان مجلس، مدیران، استانداران و ... اين نشان دهنده اين است كه آموزش و پرورش جايگاه انسان هاي شريف، درد آشنا و مومن است و همواره توانسته موقعيت خودش را حفظ كند، حتي در جريان جنگ تحميلي هم ما مي بينيم كه دانش آموز و معلم شايد در ميان شهداء و جانبازان و ایثارگران جایگاه اول را دارند.
متاسفانه آن طور كه بايد و شايد به این بخش مهم جامعه توجه کافی نشده است و در نتیجه همواره با مشکلات روبرو بوده اند، حتی در دوره مسؤولیت خود ما هم آن طور که لازم بود و دلمان می خواست به این بخش توجه نشد، گرچه معتقدم راهي باز شد كه که اگر در دولت های بعد پیگیری می شد خیلی از مسائل حل می شد و آن چه ما می خواستیم و در آن راه گام هایی هم برداشته شد این بود که آموزش و پرورش با انديشه و توان و اراده و انتخاب خود اهالی آموزش و پرورش پيش برود، از معلم و مربی دبستان و راهنمايي و دبيرستان گرفته تا کارکنانی كه در ادارات آموزش و پرورش هستند و در کنار آن از توان معلمان براي تحول در دروس و مواد درسي و كتاب ها و ... استفاده شود و به معنای واقعی حالت اجبار از بالا نباشد.
نمي گويم در دوران ما اينها درست انجام شد ولي رويكرد و جهت گيري این گونه بود كه مي توانست از درون این سرمايه عظيم تحولات بزرگی را انجام دهد.
معلمان بخش مظلوم و البته سربلند و سر گران جامعه اند.
انصاف اين است که اگر ما مجموعه كارمندان دولت را در نظر بگيريم، معلمان محروميت و مشكلاتشان شاید بیشتر باشد، گرچه معلم به خاطر مسائل مادي پا در این عرصه نگذاشته و جنبه معنوي کارش او را اقناع مي كند، ولي معلم هم بايد بتواند در آرامش زندگي كند.
بايد ببينيم كه ما چقدر از اين بخش و از این سرمايه براي ساماندهي كل جامعه استفاده كرده ايم؟!
به هر حال نمی توان انتظار داشت که بنيادهاي مدني و اجتماعي و ساماني که در جامعه در گذر زمان شكل گرفته، در یک چشم به هم زدن عوض شود. چاره کار اصلاحات به معنی واقعی کلمه است. اصلاحات يعني تدريجاً و با صبوري پیش رفتن؛ منتهي به این شرط كه رويكرد را درست انتخاب كنيم و این رویکرد به هیچ وجه نباید قیم مآبانه باشد، بلکه با مشارکت خود بخشی که باید تحول پیدا کند باید پیش رفت.
در اینجا به جا است یادی کنم از حادثه تلخ و مصیبت باری که برای دانش آموزان عزیز بروجنى پیش آمد، تصادفی که در آن تعداد زیادی از گل های نوشکفته جامعه ما پرپر شدند و تعداد دیگری زخمی و مصدوم. برای همه ما و بخصوص جامعه معلمان این مصیبت بسیار دردناک بود. بدون تردید حتی اگر کوتاهی منجر به این فاجعه شده باشد قابل گذشت نیست. من همین جا به جامعه معلمان و خانواده های داغدار این عزیزان تسلیت عرض می کنم و برای مصدومان و مجروحان آرزوی شفای کامل دارم.
همچنین لازم است از وقوع سيل اخير در استان مازندران (شهرستان بهشهر) اظهار تاسف و تأثر كنم. حادثه ای كه جان تعداد زيادي از هموطنان ما كه معمولا از اقشار محروم جامعه هستند را گرفت و بازماندگانشان را دچار مشكلات فراوان کرد.
خسارت هاي قابل توجهی كه به ساختمان ها و زمين های زراعي وارد آمد مشكل ساز شد. در اين بلاياي طبيعي معمولاً مشكلات جدی بعد از حادثه پيش مي آيد، خانه هايي فرو مي ريزند، کودکانی يتيم مي شوند، مادرها و پدرهايي داغدار مي شوند، ولي آن چه مهم است قدرت سازماندهی و برنامه ریزی برای حل مشکل و ترمیم ویرانی ها و درمان دردهای معنوی و مشکلات مادی است.
خسارتي كه اينجا وارد شد همچنان كه در آذربايجان مردم با آن روبرو شدند سنگین بود و خدمات مردمي خوب بود، دولت هم زحمت كشيد؛ اميدوارم همه به كمك آسیب دیدگان بشتابند و كار را پيش ببرند.
مي خواهم در همين جا به نكته اي اشاره كنم. در زلزله بم ما متوجه شديم كه براي بلايا تدبير و ساماندهي درستی پیش بینی نشده است. در همه موارد زحمت زیادی كشيده شده، اما بياييم فكر كنيم که يكي از وظيفه هاي مديريت کلان در كشورهای بلاخيز اين است كه بايد از پيش ساماني در نظر گرفته شود.
بعد از زلزله وحشتناک بم كاري شد كه اميدوار بودم به عنوان نهاد دائمي بماند تا هر جا مشكل مشابهی پيش مي آيد بتواند وارد عمل شود.
در جریان زلزله بم با همكاري وزارت مسكن و شهرسازي، سازمان مسكن و سازمان ثبت اسناد، تعداد قابل توجهی از شركتهاي بزرگ معماري و پیمانکاری ساختمان از بخش خصوصي، بانك ها، و نهادهای مرتبط ديگر شبکه بسيار گسترده ای تشکیل شد که من علاقه مند بودم اين تشکل به صورت دائمی باقي بماند و بتواند در مواقع ضرورت به موقع و درست به کمک دولت و مردم بیاید که در آن صورت ما امروز كمتر مشكل داشتيم. همين جا مي خواهم به نكته اي برسم كه از مشكلات ماست كه نتوانستيم آن را حل كنيم و آن اين كه در كشور ايران دولت كه عوض مي شود همه چيز از صفر شروع مي شود.
و این خود ناشی از پایدار نبودن وضع دموکراتیک در کشور است. يكي از نتایج خوب دموكراسي، تداوم فعاليت ها و تجربه هايي است كه در جامعه وجود دارد. اينكه ما اين همه تكيه مي كنيم روي مردم سالاري و افتخار مي كنيم مردم سالاريسازگار با دين در انقلاب ما مطرح شد و تكيه مي كنيم كه جمهوري اسلامي آمد و نيز اينكه اين اسلام و جمهوريت بايد با هم سازگار باشند نمي شود يك تركيب متضادي را داشت. اسلام را بگونه اي ببينيم كه هيچ نقشي و نسبتي با جمهوريت ندارد و جمهوريت را بگونه اي ببينيم كه هيچ گونه نسبتي با ارزش هاي الهي ندارد غلط است و این مسائل باید حل شود. اصلاً نوآوري انقلاب ما همين بود و تكيه شديد ما روي جمهوري اسلامي به همین خاطر است.
اصلاح طلبي از نگاه من خواستار جمهوري اسلامي است كه در آن عقل،تدبير حاکم است و حاكميت مردم بر سرنوشت طبق معيارهاي اسلامي كه از آن معيارهاي اسلامي حق شهروندي همه كساني است كه در درون نظام زندگي مي كنند باید تأمین شود.
يكي از خواص مردم سالاري انباشته شدن و انتقال تجربياتي است كه پیش تر حاصل شده است.
چرا جامعه ما اين طور است كه هر دولتي سر كار م يآيد بايد از صفر شروع كند؟شايد به دولت من هم تا حدودي اين اشکال وارد باشد.
يكي از مسائلي كه امروز در طول اين 7-8 سال مي بينيم اين است كه در طول سالهاي گذشته هر چه شده است اصلا انكار و نفی مي شود و مملكت به اين روز و روزگار می افتد.
نمونه اي را كه گفتم اگر از آن استفاده شده بود امرو زيقينا در بلاياي طبيعي مشكلات كمتري داشتيم.
ما در سال هاي گذشته طرح داشتيم؛ حتي ما مساله تغيير را در انتخابات گذشته مطرح كرديم مراد تغيير بنيان نظام نبود؛ تغيير شيوه اي از مديريت در جامعه بود كه معتقد بوديم زيان هاي بزرگي به بار مي آورد كه امروز هم به بار آورده است.
بنده سعي كردم انقطاعي ميان دولت من و دولت قبلي ايجاد نشود. مشتركاتي كه بين دو دولت بودند حفظ شود. 5-6 وزير من از دولت قبلي بود. البته مورد سرزنش دوستانم بودم كه چرا دولت را يكدست انتخاب نكرده ام.
اگر واقعاً دموكراتيك فكر مي كرديم می بایست بروم خدمت دوست عزيزم جناب آقاي ناطق نوري كه خيلي هم ايشان را دوست دارم و بگويم 3/1 رأي مردم ازآن شما است يك سوم دولت هم شما در تشکیلش نظر بدهید اگر دموكراتيك عمل مي كردم بايد اين كار مي كردم يعني بنده بايد ملامت كنم خودم را كه چرا چنين نشد.
ما جناحي فكر نمي كرديم. مملكت است بايد مصالح كلي را در نظر داشت البته اگر رويكردهاي متفاوتي بود بايد با تدبير و عالمانه آن را پياده بكنيم ما اين سعي را كرديم.
برنامه سوم با نگاه به برنامه دوم تهیه شد و اين برنامه بالاي 90 درصد تحقق اهداف داشت.
امروز بايد سوال كرد چرا برنامه چهارم اجرا نشد!؟ آنان كه سودای مديريت جهان را در سر دارند یا باید برنامه تدوین شده را اجرا می کردند یا اگر می توانستند برنامه ای بهتر از آن تهیه می کردند. در برنامه چهارم توسعه همه اين مسائل پيش بيني شده بود، تنها يك امر در آن برنامه پيش بيني نشده بود و آن اين كه در آمد هفت ساله اين دولت سه برابر کل درآمد دولت اصلاحات و دولت سازندگی بود! اگر آن چه در برنامه چهارم پیش بینی شده بود اجرا می شد، بدون شک با سرعت به اهداف سند چشم انداز می رسیدیم و مشکلات معیشت مردم، اشتغال و رفاه به این صورت نبود که متأسفانه اینک شاهد آن هستیم!
هدف این بود که بعد از اجرای چهار برنامه چهارساله می بایست برترین قدرت منطقه ای می شدیم. راهی که به گواه اسناد به درستی در حال طی شدن بود. آیا واقعا امروز می توانیم ادعا کنیم که به آن سمت حرکت کرده و به آن هدف نزدیک شده ایم؟ باید دید مشکل کجاست و اصلاح آن چقدر از دست ما ساخته است.
متأسفانه برنامه چهارم توسعه را کنار گذاشتند؛ واردات افزایش قابل توجهی پیدا کرد، اتکای ما به نفت روز به روز بیشتر شد. وقتی که واردات، لجام گسیخته افزایش می یابد و تولید داخلی لطمه می بیند، اتکای دولت به خارج و پول نفت روز به روز بیشتر می شود. برای واردات باید ارز بدهید. در دولت اصلاحات بین 12 تا 13 درصد از کل واردات کشور اقلام مصرفی بود. چرا که تولید رونق داشت و حجم عمده واردات ما کالاهای واسطه ای کارخانه ها و خرید دانش فنی بود. اما متأسفانه در دولت نهم و دهم واردات و اتکاء به نفت حدود سه برابر شده است!
در دوران مسؤولیتم، دولت با فراهم ساختن زمینه سرمایه گذاری، تولید را رونق بخشید و اشتغال وضع مناسبی پیدا کرد و شیب نرخ تورم و بی کاری به پایین میل کرد. مالیات ها را به نفع تولید اصلاح کردیم و از 60 درصد آن را به حدود 25 درصد رساندیم. درآمد دولت در دو سال اول کم شد، اما تولید و اقتصاد رونق گرفت. همه می توانند آمارهای آن دوره را با آمارهایی که حضرات دارند مقایسه کنند. در دوره اصلاحات روز به روز اتکای دولت به درآمدهای مالیاتی افزایش یافت و سهم درآمدهای نفتی در بودجه جاری کم تر شد. در عوض با درآمد نفت حساب ذخیره ارزی تأسیس شد و در پایان کار دولت تقدیم حضرات شد.
هر چه وابستگی کشور به بیرون بیشتر شود (واردات بیشتر) که با کمال تأسف امروز شاهد آن هستیم آسیپ پذیری کشور زیادتر خواهد شد و آن وقت است که تحریم ها اثر می گذارد. امروز تحریم ها دو جا را هدف قرار داده، یکی منابع در آمد ما است که عمدتاً نفت و گاز است و دیگری مسأله تهیه و مبادله کالاها است. این تحریم ها با زیرکی اعمال شده و آقایان متوجه نیستند که بیشترین دود آن به چشم مردم می رود. ما به شدت با این تحریم ها مخالفیم. ولی اگر امروز ما آسیب پذیریم باید دید سیاست ها و مدیریت کشور چقدر در افزایش اثر مخرب این تهدیدها مؤثر بوده است!
برای توسعه و پیشرفت و ارتقاء سطح رفاه جامعه باید سیاست خارجی دولت متعادل و متناسب با روند توسعه جامعه باشد. عزت کشور به این است که روی پای خودمان بایستیم، نه اینکه در دنیا منزوی شویم. سیاست خارجی باید همسو با سیاست داخلی باشد. عقب افتادگی چیزی است و حس عقب افتادگی چیزی دیگر؛ امنیت چیزی است و حس امنیت یا عدم امنیت چیز دیگر. حس عمدتا در جامعه اثرگذارتر است. ممکن است جامعه وضع خوبی داشته باشد، ولی احساس کند که اینگونه نیست و این خود عامل مهم پیدایش مشکلات است. امروز اعتماد مردم به شدت لطمه دیده است، ولی مهم تر از آن حس عدم اعتماد است. باید ببینیم کدام سیاست ها و برنامه ها این بی اعتمادی و حس بی اعتمادی را پدید آورده است.
به اجمال بگویم حل ریشه ای مشکلات موجود این است که واقعاً مردم سالاری در جامعه حاکم شود. البته مردم سالاری زمان می خواهد تا جا بیفتد. باید روی فرهنگ مردم سالاری کار کرد؛ اگر آن را جدی گرفتیم در گذر زمان هم تهدیدها مرتفع می شود، هم پیوند های جامعه محکم می شود، هم زمینه برای رشد جامعه فراهم می شود و آن وقت است که مردم سالاری فقط مردم را صاحب توقع نمی کند، بلکه صاحب مسؤولیت هم می کند.
اگر در جامعه احساس شود که ساز و کار انتخابات طوری است که اطمینان نداشته باشند که نماینده مطلوب روی کار می آید، طبعاً اعتماد هم پدید نمی آید در حالی که اگر این اعتماد ایجاد شود خود مردم مسئولیت مشکلات موجود را می پذیرند و با درک متقابل همکاری می کنند.
راه درست، تغییر فضای کنونی است. اصلاح طلب ها هم چیزی جز این که زمینه حاکمیت مردم بر سرنوشتشان در جامعه فراهم شود نمی خواهند، از جمله در انتخابات. این را نیز از بیرون نیاورده ایم، بلکه از اسلام آموخته ایم. اسلامی که معتقدیم در متن انقلاب ما بوده و اکثریت مردم هم آن را می خواستند، نه اسلامی که با مردم، رأی مردم، حاکمیت مردم بر سرنوشت و با حرمت و کرامت افراد سرو کاری ندارد. ما این نگرش را قبول نداریم. تعارف نداریم، اسلام ما اسلامی است که با حرمت و کرامت مردم و حضور مردم در عرصه موافق است.
انتخابات مهمی پیش روی ماست. اصلاح طلبان می خواهند در انتخابات شرکت کنند، اما نمی گذارند. آیا واقعا شرایط حضور در انتخابات مهیا است؟ وقتی قرار شد یک بینش و منش و روشی که از قضا خیلی هم بسته و تنگ است خود را عین نظام بداند و هر کس را با این دیدگاه مخالف است خارج از نظام معرفی کند و بیاید به جای نگهبانی از ارزش ها و قانون راه همه گروه ها و سلیقه ها را به جز یک سلیقه خاص به سوی حاکمیت سد کند آیا واقعاً می توان در چنین انتخاباتی حضور فعال داشت؟
مردم در انتخابات گذشته ریاست جمهوری هزینه های زیادی داده اند. آیا با ادامه این روش بخش قابل توجه جامعه که احساس می کند به آنها جفا شده حاضر می شوند پای صندوق بیایند؟
ما از سر دل سوزی هشدار می دهیم و واقعا گاهی اوقات از آنچه پیش روی ماست وحشت می کنم.
در دوران مسؤولیت من منافقین (سازمان مجاهدین خلق) در دنیا محدود و مطرود شده بودند؛ آن ها اصلاحات را ”فتنه“ می دانستند، ولی امروز حتی آمریکا هم که آن ها را از لیست تروریست ها بیرون می آورد. چه کسی پاسخگو است که چه مقدار از این هزینه متعلق به ما و مدیریت داخلی ماست و چقدر بدخواهی آنها؟
ملت ما با هر کس روی خوش نشان بدهد و از هر چه بتواند بگذرد از آدم کشان و تروریست هایی که جنایت ها کرده اند و در کنار دشمن متجاوز قرار گرفته و منشاء آشوب ها شده اند نخواهد گذشت و آمریکا و اروپا هم با این کارشان بدبینی مردم ما را نسبت به خود افزایش داده اند.
به هر حال این مسائل وجود دارد و من هم معتقدم تهدیدها جدی است.
آزادی استقلال و پیشرفت و اخلاق آرمان های ماست. راه آن هم تقویت جنبه های مردم سالاری و تکیه بر معیارهای اصلی اسلام که وجود دارد و بخصوص در حکومت امیرالمومنین (ع) تجلی پیدا کرد. باید دید آن معیارها و ارزش ها را چگونه می توان در زمان حال پیاده کنیم؟این اصلاحات ماست و باید روی آن پافشاری کرد.
در مورد انتخابات هم آن چه مهم است اجماع اصلاح طلبان و اهل حل و عقد است.
باید در درون جامعه باشیم و بگوییم ایمان؛ صلاح و منفعت و پیشرفت و رفع تهدید و معیشت مردم چه رابطه ای دارد با آن ادعاهایی که ما راجع به توسعه سیاسی و جامعه مدنی می کنیم؟ باید فضا باز شود و حرف ها زده شود. آنچه مورد نظر است تغییر فضا در این لحظه حساس و بخصوص پیش از انتخابات است که متأسفانه نشانه های خوبی را در این زمینه نمی بینیم.
باید به آنچه مصلحت جامعه است باز گردیم و به مردم و قانون اساسی حرمت بگذاریم. قانون اساسی را درست پیاده کنیم و از جمله انتخابات را مطابق قانون اساسی برگزار کنیم. آن وقت همه حاضریم برای نظام هر چه در توان داریم انجام دهیم و به بهبود امور کمک کنیم.
در ابتداي اين ديدار حاضرين در جلسه به بيان ديدگاهها و نظرات خويش پرداختند:
*آيا نبايد اين استراتژي كه اصلاح طلبان هميشه به حداقل ها قانع هستند عوض شود؟ و از موضع قدرت حرفمان را بزنيم؟
چگونگي حضور اصلاح طلبان در انتخابات آينده؟
*تشكل هاي مدني داخل آموزش و پرورش بعد از رفتن شما به راحتي كارایي خودشان را از دست دادند؛ اصلاح طلبان راهكاري براي اين موضوع نداشتند. چه راهكاري براي تشكل هايي كه هستند اما كارایي ندارند داريد؟
*اگر اصلاح نشد آيا مي توان تحول كرد؟
احزاب و تشكل هاي شكل گرفته در دولت اصلاحات بيشتر رابطه اي بودند و از نيروهاي مردمي استفاده آن چناني نشد؛ خيلي مقاومتي در مسائل گذشته از خود نشان ندادند و بايد تحولي اساسي در آنها شكل بگيرد؟
آيا اگر مطالبات ما براي انتخابات آينده جواب داده نشد باز هم بايد اين فرصت را از دست بدهيم؟ راهكارتان براي بيشتر شدن توان جنبش چيست؟
*همه ما قانون اساسي را قبول داريم؛ اعتراضمان اين است كه همه بندهاي قانون اساسي درست اجرا نمي شود كه اگر اين طور بود خيلي از مشكلات را نداشتيم. ايران را براي همه ايرانيان مي دانيم.
امروزاوضاع كشور خوب نيست؛ مديريت نامناسبي در داخل اعمال شده وبروز و ظهور اثرات تحريم تازه خودش را به ملت ايران نشان مي دهد.
بايد 8 سال اصلاحات را نقد كنيم؛ ولی انصاف این است که با همه مشكلاتي كه نمي توان منكر آن بود؛ مي شد به راحتي حرف زد و جلسه و گذاشت و اشتباهات را گفت اما امروز چه؟
بايد چه كاري انجام داد كه از اين وضعيت نجات پيدا كنيم؟
*اولين ويژگي آقاي خاتمي معلم بودن ايشان براي همه ماست
ديگري اينكه ما تلاش مي كنيم وقتي فكر مي كنيم بر اساس انديشه و اقناعی بودن و عقلانيت است که در سر ما هست در دوراني كه شما سر كار بوديد گرچه مشكلات زياد بود ولي براي آموزش و پرورش دوران شكوفايي بود كه باب بستر فكر و انديشه و پرسش گري فراهم گرديد.
جنابعالي را با اصلاح گري و اصلاح طلبي و اصلاحات مي شناسيم امروز جامعه نياز دارد يك فهم مشتركي پيدا كند كه اصلاحات يعني چه؟
آيا اصلاحات در شرايط فعلي مي تواند به راه برون رفتي از شرايط موجود باشد؟
جامعه ما بيش از هر زماني نيازمند روشنگري و آگاهي بخشي هست؛ گرچه خيلي از دوستان ما در حبس و حصر هستند اما وجود شما نقطه اميدي بوده كه ما بتوانيم راه را از چاه تشخيص دهيم
*آقاي خاتمي؛ نمي دانم اين روزها احوال شما چطور است ولي احوال مردم را مي دانم و چون شما هم دلتان پر از آرمان ها و آرزوهايي بود كه داشتيد و بر باد رفت و مردم را حس مي كنيد قاعدتا شرايط شما نيز شرايط مطلوبي نيست.
ما مي توانيم واقعيت ها را ناديده بگيريم مي توانيم از كنار همه مسائل بگذريم
اما ما معليم و اين حق را نداريم
امروز روز نقش آفريني شماست نمي گويم كانديدا شويد اما مردم را نا اميد نكنيد و با قوت ايفاي نقش كنيد ما مي دانيم كه شرايط بسيار سخت است