۲۲ مرداد ۱۳۹۱
نام «خبرنگار» مترادف واژه آزادی است
به مناسبت روز خبرنگار ‬جمعی از خبرنگاران و اصحاب رسانه با رئیس جمهوری سابق ایران دیدار و گفت و گو کردند. تجدید دیدار صمیمانه اصحاب رسانه با سید محمد خاتمی که با تبریک روز خبرنگار و حلول ماه مبارک رمضان آغاز شد با بحث پیرامون مسائل پراهمیت جاری پی گرفته شد و حاضرین با بیان دیدگاه ها و نگرانی های خود در مقوله های مختلفی سخن گفتند.
اظهار تأسف از تداوم حبس های طولانی روزنامه نگاران، وضعیت نگران کننده اقتصادی کشور تا سرحد تبدیل شدن مرغ به مسأله اول کشور و نگرانی از سقوط اخلاقی و هویتی نسل جوان کشور و وضعیت پیچیده سوریه و خطر جنگی دیگر در منطقه از مهم ترین دغدغه ها و نگرانی های خبرنگاران حاضر در این نشست بود.
روزنامه نگاران حاضر در این دیدار که عمدتاً در سال های اخیر به خاطر پای بندی به رسالت حرفه ای خود تحت فشارهای فراوان قرار گرفته و رنج بازداشت و زندان را نیز متحمل شده اند، با ابراز نگرانی مجدد از خطرات گوناگونی که در شرایط فعلی موجودیت کشور را تهدید می کند (از جمله جنگ) اعلام آمادگی کردند به سهم خود هر کاری که بتواند جلوی این تهدیدها را بگیرد و فضای کشور را به سوی فضایی امن تر، آزادتر و مناسب تر سوق دهد انجام خواهند داد،‌ حتی اگر عذرخواهی از گناه ناکرده شان باشد.
اصحاب رسانه ضمن مخالف جدی با رواج قدیس سازی، و تأکید بر ضرورت ترویج فرهنگ نقد چهره های شناخته شده، از جمله چهره های اصلاحات و با تأکید بر حذف ناپذیر بودن جریان اصلاحات، خواستار توجه بیشتر مسؤولان به توده های مردم و مسائل و مشکلات و دغدغه های آنان شدند.
پس از طرح دیدگاه های خبرنگاران و اصحاب رسانه سید محمد خاتمی ضمن خوش آمد گویی به حاضران و آرزوی موفقیت برای آنان از خداوند مسألت داشت که همه ما را از برکات ماه مبارک رمضان، بخصوص شب های قدر برخوردار کند و همچنین پیروزی های درخشان و پیاپی قهرمانان عزیز را در المپیک که امسال هم تنوع رشته ای پیدا کرد و هم کماً و کیفاً دست آوردهای بیشتری داشته است تبریک گفت و عمده موفقیت را حاصل شایستگی جوانان ما، سخت کوشی و فداکاری آن ها و تلاش ارزنده مربیان و سرپرستان دانست که با وجود امکانات اندک در مقایسه با بسیاری از کشورها شاهد این موفقیت ها هستیم.
متن کامل سخنان رئیس جمهوری سابق ایران بدین شرح است:
"روز خبرنگار موجب پدیدآمدن دو احساس متضاد شادی و اندوه می شود. شادی از این که به بخش مهم و تأثیرگذار جامعه توجه شده و روزی را به نام آنان نامیده اند تا بدین وسیله از تلاش و همت این جماعت قدردانی شود و جایگاه روزنامه و رسانه و خبرنگار در دنیای امروز خیلی مهم است. در جهان پیچیده امروز ارتباطات بخصوص از طریق وسائط ارتباط جمعی مهم است و می تواند از خود بیگانگی افراد را در جوامع تکنیک زده تا حدودی مرتفع کند و دل ها را به هم نزدیک سازد و رسانه در این زمینه نقش دارد و خبرنگار به معنی عام کلمه جایگاه بی بدیل در عرصه دارد.
و اما احساس ناراحتی از این که می بینم به خبرنگاران و نویسندگان و اصحاب رسانه اگر بخواهند مستقل و مبتکر باشند فشار وارد می آید. ببینید هرجا جنگ است و هر جا حوادث و وقایع تلخ و سخت است پیشتازان حضور خبرنگارانند و قربانی هم داده و می دهند، یعنی با فداکاری به عرصه های خطرخیز می روند و جانشان را فدای آگاهی رسانی به مردم می کنند. همچنین در عرصه های اجتماعی حضور دارند و این حضور که علی القاعده نقادانه هم هست از سوی خیلی از قدرت ها و حکومت ها بر تابیده نمی شود و خبرنگاران و روزنامه نگاران مستقل باید بار توقعات نابجا را به دوش بکشند و فشارها و محدودیت ها و حتی زندان و دربدری را تحمل کنند.
خبرنگاران مبلغ آزادی هستند، ولی در بسیاری از کشورها بیش از دیگران آزادی خودشان محدود می شود.
در ایران عزیز که به برکت انقلابش با شعار فاخر آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی وارد مرحله جدید تاریخ شد انتظار بوده و هست که نویسندگان، گویندگان و خبرنگاران بیش از دیگر جاها آزادی داشته باشند که چنین نیست. آیا موجب تأثر نیست که هم اکنون عده ای از خبرنگاران و روزنامه نگاران ما زندانی سیاسی هستند. چه خوب بود برای تلطیف فضا و گذر از گذشته ای که نامطلوب بود، به آینده ای که برای همه بهتر باشد شاهد این ابتکار بودیم که روز خبرنگار همه خبرنگاران آزاد شوند یا در روز زن همه زن ها و بالاخره همه زندانیان و گرفتاران و چه خوب بود که به جایی برسیم و بپذیریم و بگوییم اقتدار حکومت و نظام در این است که کسی در زندان نباشد. می بینید که در این صورت چه فضای مطلوبی پدید می آید و دل ها چقدر به هم نزدیک می شوند.
به هر حال واژه خبرنگار تداعی کننده واژه «آزادی» به ذهن است، یعنی اگر مطبوعات و رسانه ها مظهر آزادی فکر و نشر افکار هستند - یا باید باشند- خبرنگار عامل مهم باروری و کارآمدی رسانه است و او است که می کوشد مسائل را آزادانه به جامعه منتقل کند یا از جامعه به مسؤولان و دست اندرکاران امور برساند.
هم عنان بودن خبرنگار و آزادی امر ارزنده ای است و آزادی به معنی درست کلمه امری است که همواره اصلاحات و جریان تحول طلبی روی آن تأکید داشته اند و اگر اصلاحات نسبتی با خبر و خبرنگار و رسانه پیدا می کند از جمله در این زمینه است که هر دو خواستار آزادی هستند. زیرا اگر آزادی نبود اندیشه و انتقاد نخواهد بود و اگر انتقاد نبود انحرافات در جامعه نهادینه می شود و معلوم است که نتیجه وخیم آن چه خواهد بود.
به هر حال ما باید جمهوری اسلامی را به گونه ای بفهمیم و ترویج کنیم و برای استقرارش تلاش کنیم که نه تنها با دوپایه اصلی انقلاب یعنی آزادی و استقلال سازگار باشد، بلکه بر آن مبتنی باشد.
آزادی به معنی این که انسان ها در فکر کردن، سخن گفتن و تصمیم گرفتن آزاد باشند. اجازه بدهید به مناسبت ماه مبارک رمضان که ماه قرآن هم هست با رجوع به کلام و کتاب خداوند موضع خودمان را به آزادی، بلکه بنیاد آزادی مشخص کنیم.
خداوند در آیه ۷۲ سوره احزاب می فرماید:
إنا عرضنا الأمانة على السماوات والأرض والجبال فأبين أن يحملنها وأشفقن منها وحملها الإنسان إنه كان ظلوما جهولا
یعنی ما امانت را به آسمان و زمین و کوه ها عرضه کردیم و آن ها سر باز زدند از پذیرش آن و از آن ترسیدند، ولی انسان آن را پذیرفت
بحث های مفصلی شده است در این باب که امانت چیست؟
آیا دین حق است؟‌ آیا تکلیف است؟ آیا ولایت الهی است؟
توجه بفرمایید که خدوند در این آیه می فرماید انسان این امانت را حمل کرد، نه انسان مؤمن، یعنی انسان چه مؤمن، چه کافر، چه ظالم، چه مظلوم آن را پذیرفته است، یعنی امری مشترک میان تمام انسان ها. اگر بگوییم امانت ایمان است که انسان های کافر آن را نپذیرفته اند و اگر بگوییم تکلیف است که این تکلیف فرع بر ایمان است. پس یک چیز می تواند مصداق این امانت باشد و آن «اراده» و «اختیار» است که مختص انسان است.
تفاوت انسان با آسمان و زمین و کوه و کهکشان و حتی فرشتگان در همین اختیار است و لازمه اختیار آزادی است. اگر آزادی باشد لا اکراه فی الدین معنی پیدا می کند، یعنی اکراه و زور در کار نیست.
شرط امانت داری این که زمینه به کارگیری این امانت فراهم باشد، یعنی آزادی تا انسان در مسیر رشد اختیار خود را به کار گیرد و در عرصه اجتماعی هم مهم ترین نوع آزادی، آزادی تعیین سرنوشت و آزادی اندیشه و بیان و آزادی انتقاد و اعتراض به کسانی است که قدرت را در دست دارند.
خبرنگاران قدر خود را بدانند و اگر رنج و فشاری هم تحمل می کنند به خاطر باروری امانت الهی برای انسان است و ان شاء الله اجرشان محفوظ است.
دوستان از خطراتی سخن گفتند که کشور را در این شرایط تهدید می کند و برخی دوستان در این جمع که به خاطر آزادی خواهی و عقایدتان هزینه پرداخت کرده اید می گویید حاضریم از آبروی خود مایه بگذاریم و به خاطر گناه ناکرده عذرخواهی هم بکنیم تا از جنگ علیه کشور و افتادن جامعه به مسیری که زیان های بزرگی برای همه دارد جلوگیری کند.
ای کاش مسؤولان هم این ندا را می شنیدند. حکومت اگر فضا را باز کند و به جای نگاه به گذشته به آینده بنگرد و با توجه به این که همه دلشان برای کشور و اصل نظام می سوزد به سوی رفع کدورت ها پیش برویم که البته آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر و حبس ها گام مهمی در این زمینه است ببینید چه فضای مناسبی خواهد شد. من امیدوارم که روزی با امنیت و دل خوش دور هم بنشینیم که هیچ خبرنگاری گرفتار نداشته باشیم و کسی جز مجرمان واقعی در بند نباشد.
من بسیار متأسفم که در کشور به صراحت اعلام می شود که اصلاً زندانی سیاسی نداریم. خیر، زندانی سیاسی داریم. البته فعال سیاسی تافته جدابافته نیست که بگوییم اگر تخلف کرد با او برخورد نشود، ولی قانون اساسی برای خبرنگار و فعال سیاسی شرایطی گذاشته که می گوییم رعایت شود. یعنی محاکمه در دادگاه صالحه با حضور هیأت منصفه ای که واقعاً نماینده افکار عمومی باشد و این که اظهار عقیده و نظر هیچگاه جرم نیست. همین اجرا شود.
وقتی گفته می شود آنان که گرفتارند نه روزنامه نگارند و نه سیاسی دست برای هرگونه برخورد با این افراد باز می شود.
در همین جا لازم است ذکری از فضای نامطلوب فرهنگی و دانشگاهی کشورمان هم بشود. برخوردهای نادرستی که نسبت به اساتید و دانشجویان هست و فشارهایی که روی هنرمندان و روزنامه نگاران و ناشران وارد می آید، حتی روزنامه ها از طریق بعضی تشکیلات دچار محدودیت می شوند. البته در زمان ما هم گاه مسائل حادی پیش می آمد که از جنبه های امنیتی می بایست محدودیت هایی ایجاد شود. خیلی محترمانه از طریق دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی یا وزارت ارشاد اغلب از مسؤولان روزنامه ها و رسانه ها دعوت می شد و با توضیح نوعی اقناع پدید می آمد و رسانه ها هم مراعات می کردند. تردیدی نیست که جنبه های امنیتی و آن چه به امنیت ملی و کشور ربط دارد باید رعایت شود ولی این که هر چیزی رنگ امنیتی بگیرد و ممنوع شود غلط است. اصلاً بهتر است در همه رسانه ها را ببندند. الان گلوگاه ها و فیلترهایی که بر سر راه کتاب، فیلمنامه و … هست هنرمند و نویسنده را در تنگنا قرار می دهد. تازه اگر هم از این ها بگذرد معلوم نیست که با فشارهای بعدی بتواند با امنیت کارش را بکند یا در مورد برخوردی که با یک نهاد مردمی مثل خانه سینما شد. بنده نمی خواهم بگویم که خانه سینما تخلف نمی کند یا حق دارد تخلف کند، خیر ممکن است تخلفی هم باشد، ولی این که برویم به این سو که تا حد تعطیلی روی این مؤسسه که پایگاه مهم و مطمئنی برای بخش مهمی از هنرمندان عزیز است پیش برویم غلط است.
خوب است مسؤولان قضایی، امنیتی، فرهنگی و دانشگاهی به مطالب رهبری در جمع دانشجویان در مورد آزادی یا ملاک ضدیت با ولایت و … رجوع کنند و همین را اجراء کنند و مد نظر قرار دهند، خیلی از ناروایی ها و مشکلات در این حوزه ها حل خواهد شد.
گفته شد که باید به توده های مردم توجه کرد. من هم قبول دارم که هر چند بخش نخبه و الیت جامعه مهم است، ولی غفلت از زندگی، احساسات و نیازهای توده مردم هم غلط است. توجه به آن ها و تلاش برای حل آن ها لازم است.
ممکن است کسانی دارای آرمان های بلند سیاسی باشند که در جای خود محترم است ولی رسیدگی به وضع مردم و جلوگیری از خطراتی که کشور و میهن را از جمله از بیرون تهدید می کند نباید مورد غفلت باشد.
اگر گرانی و تورم هست، اگر تولید لطمه خورده است، اگر امید به آینده کم رنگ تر شده است، پرداختن به این امور در کنار مسائل سیاسی و رسیدن به راه حل هایی که هم وضع کشور بهتر شود و هم وضع مردم و مدیریت جامعه بهبود یابد و از امکانات به نفع مردم و حل تنگناها و مشکلات روزمره آنان بهره برداری شود نیز لازم است. مهم برداشته شدن فشار روی مردم و خدمت به کشور است، ولو این که جناحی که ما منتسب به آن هستیم روی کار نباشد و نیاید.
ما بر این باوریم که وضع خوب نیست، در حالی که در آمدی که از ناحیه نفت در این سال ها مملکت داشته است قابل مقایسه با گذشته نیست و می بایست شاهد پیشرفت های سریع و همه جانبه و کم شدن مشکلات و بهبود زندگی مردم باشیم.
ببینید از جمله کارهای بزرگی که در دولت اصلاحات صورت گرفت تک نرخی کردن ارز بود که ارز چند قیمتی منشاء درآمدهای گزاف برای بعضی ها و بروز فسادهای ناپیدا (و احیانا پیدا) می شد. ارز ۷ تومان یا ۱۰۰ تومان را می گرفتند و ۴۰۰ تا ۵۰۰ تومان یا بیشتر می فروختند یا با ارز ارزان کارخانه هایی احداث می شد و در همان زمان قیمتش چندین برابر در بازار بود. خوب کار بزرگ و شجاعانه تک نرخی کردن ارز بود. نگران بودیم که ناگهان نرخ تورم جهش کند، ولی با تدبیر توانستیم با تحمل حدود ۳ درصد تورم از این پرتگاه عبور کنیم یعنی تورم زیر ۱۲ درصد به حدود ۱۵ درصد رسید و بلافاصله نیز روند کاهش شروع شد،‌ به طوری که با یک تا ۲ درصد کاهش نرخ تورم دولت بعدی زمام امور را در دست گرفت.
در برنامه چهارم پیش بینی نرخ تورم یک رقمی و بی کاری یک رقمی شده بود که کاملاً قابل دسترس بود، در حالی که کل بودجه ارزی ما حدود ۲۰ میلیارد دلار در سال بود. امروز خیلی بیش از کل بودجه ارزی ما وارادات کشور است.
در دوران اصلاحات بین ۱۰ تا ۱۴ درصد از واردات کالاهای مصرفی بود،‌ بقیه هم کالاهای سرمایه ای،‌ کارخانه و مواد اولیه برای کارگاه ها بود و این یعنی رونق اقتصادی، نه این که بخش مهمی از ارز کشور صرف واردات شود.
اینک هر چه گفته شود گرانی و تورم نیست بالاخره مردمی که به بازار می روند می بینند قیمت مرغ و بسیاری از کالاها چندبرابر شده است چه احساسی دارند؟
این ها مسائلی است که همه خیرخواهان باید به آن بپردازند. البته منظور من مچ گیری نیست، بلکه کمک کردن برای حل مشکلات کشور و مردم است.
خوب اگر لازم باشد ما باید از برخی خواسته هایمان صرف نظر کنیم و اولویت ها را آن گونه در نظر بگیریم که در مسیر رفع مشکلات مردم و رفع خطرات خارجی و بهبود مدیریت جامعه باشد. حاکمیت هم باید از سرمایه های ارزنده ای که هدر می رود استفاده کند و به هر حال طرفین باید به سوی فضای باز و سالم بروند.
مطلب دیگری که دوستان به آن اشاره کردند خطر فراموشی اخلاق در کشور بود و من می گویم خطراتی که هویت جامعه ما بخصوص جوانان را تهدید می کند نگران کننده تر است.
خوب می بینیم که نه تنها بداخلاقی هنجار می شود، بلکه گاه احساس می کنیم که جوان ما به ایرانی بودن و مسلمان بودن خود افتخار که نمی کند هیچ، بلکه پای بند هم نیست.
اگر جوان ما از جمهوری اسلامی زده شود مایه تأسف است، اما کم کم احساس می شود که بسیاری از جوانان از اسلام و ایران هم دارند زده می شوند و ایرانی بودن و مسلمان بودن و شرقی بودن هم در بخش هایی از جامعه مورد تردید قرار گرفته است.
البته هویت مطلوب آن است که اخلاقی هم باشد، اخلاقی که جان مایه فرهنگ ایرانی است و مورد تأکید ادیان الهی بخصوص دین مبین اسلام است.
وقتی می خواستیم یا می خواهیم الگوسازی کنیم، معلوم است که در علم و صنعت و اقتصاد فاصله مان با دنیا زیاد است و خیلی عقب هستیم، ولی یک وجه تمایز داشتیم و می توانیم داشته باشیم که روی آن بایستیم و آن را تقویت کنیم و آن جنبه اخلاقی جامعه و نظام بود و می توانستیم این امتیاز را نشان دهیم.
صحبت دیگری که شد درباب رهبری اصلاحات بود و نکته دیگر مخالفت با قدیس سازی
من بارها گفته ام استبداد و خودکامگی و رسوبات تاریخی آن ام الفساد مسائل جامعه ما است، اصلاً قدیس سازی و قدیس گرایی خود نشانه بیماری جامعه است و مراد از قدیس سازی قدیس نشان دادن با برتر نشان دادن آن کس و آن چیز است که نه مقدس است نه برتر.
قدیس سازی در جامعه ای رواج می یابد که تحقیر شده است و هویت مردمش را از آنان گرفته اند و اعتماد به نفس مردم آسیب دیده است.
هر جایی فرهی، کاریزما و تقدس مصنوعی را می بینید بدانید که آن جامعه بیمار است و اگر کاریزما و فرهی هم وجود داشته باشد - که در بعضی موارد قابل انکار نیست- در صورتی مؤثر است که در مسیر رشد جامعه به کار گرفته شود و جامعه را به خودباوری برساند و این باور را تقویت کند که قهرمان اصلی خود مردم اند. نه این که کاریزما در صدد تحقیر مردم و ضربه زدن به مناعت طبع و اعتماد به نفس جامعه به کار گرفته شود.
تقدس گرایی و کاریزماگرایی نشانه یک بیماری اجتماعی است که درمانش هم خیلی مشکل است. در کشورهایی مثل ما با تاریخ گذشته اش این مسأله را از بالا می توان تا حدودی جبران کرد، به شرط این که حکومت واقعاً مردم گرا و متواضع در برابر حق و حرمت مردم و در مسیر رشد جامعه باشند، نه در برابر آن.
حکومت اگر واقعاً طرفدار آزادی و اهل تحمل باشد می تواند این بیماری را درمان یا در درمان آن تسریع کند.