۱۲ آذر ۱۳۹۰
جمهوری اسلامی یعنی مردم و رضایت آنان در استقرار حکومت اصل است
"بنابراین وقتی می گوئیم جمهوری اسلامی یعنی مردم و رضایت آنان ‏در استقرار حکومت اصل است و معلوم است که ما طرفدار انقلاب و ‏اباعبدالله هستیم. کسانی که می گویند رأی مردم در یک نظام مطلوب الهی ‏تعیین کننده است حکومت ها برآمده از مردمند در مقابل مردم مسئولند و ‏حق ندارند چیزی را به زور بر مردم تحمیل کنند در مقابل کسانی قرار ‏دارند که می گویند رای مردم تزئینی است و دررای مردم می توان ‏تصرف کرد و نیزوقتی حکومتی روی کار آمد به هر قیمتی می تواند ‏ادامه دهد. این تفاوت تفاوت عمده ای است.‏"

سید محمد خاتمی در دیدار با اعضاء انجمن اسلامی معلمان ضمن اشاره به واقعه عاشورا و تشریح دیدگاه اسلام در مورد حکومت و نسبت آن با مردم عاشورا را درس بزرگی برای بشریت خواند.

متن کامل سخنان رئیس جمهوری سابق ایران را در ادامه بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم
‏"السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک ‏منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد ‏منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد ‏الحسین و علی اصحاب الحسین"‏
بسیار خشنود و خوشحالم که در این موقعیت حساس که دل هایی که ‏همیشه به یاد حضرت ابا عبدالله الحسین هست ولی در این روزها بیشتر ‏به عشق او می تپد در خدمت کسانی هستیم که پیروان آن بزرگوار و ‏شاگردان مکتب او و معلمان جامعه ما هستند امیدوارم خداوند همه ما را ‏موفق بدارد به شناخت راه و مرام حضرت ابا عبدالله و رفتن در آن راه با ‏پایمردی و استحکام و استواری.‏
شما معلمید؛پیامبر اکرم هم معلم است تعبیری که خداوند می کند ایشان ‏را فرستاد تا تعلیم کتاب و حکمت به جامعه بدهد و علاوه بر معلم بودن ‏الگو هم هست.یعنی کسی است که پیرو او باید بکوشد خود را بر تراز ‏شخصیت او بسازد.‏
امامان ما هم معلمند و ابا عبدالله الحسین (ع) معلم بزرگ است و ‏عاشورا مکتب کسترده در همه تاریخ و آنچه در آنجا رخ داد درس ‏بزرگی است به همه بشریت و این مکتبی است که معیار انسان خوب ‏شدن را به ما می آموزد.‏
ما نگاهمان به ابا عبدالله و عاشورا باید نگاه به یک معلم باشد و به ‏حادثه عاشورا نگاه یک مکتب؛مکتبی که همیشه برای بشر زنده است.‏
آنچه در عاشورا رخ داد درس فضیلت است برای انسان در برابر ‏رذیلت، درس آزادگی و استواری بر اساس کرامت انسان و مهرورزی ‏در برابر درد منشی وخشونت. درس عرفان دربرابر دنیا زدگی و هوا ‏پرستی و درس عدالت در مقابل ظلم و بیداد.‏
عاشورا نفی کننده حکومت غصبی است حکومتی که حق مردم را از ‏دو جهت غصب کرده است ؛یکی اینکه حق مردم است که فضیلت بر آنها ‏حکومت بکند در حالی که حکومتی که مظهر رذیلت است بر جامعه حاکم ‏شده و جامعه را محروم کرده است از اینکه فضیلت بر آن حکومت کند.‏
دوم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت و اینکه خود انتخاب کنند و ‏بربگزینند حکومت مورد نیاز خود را در حالی که بی توجه به خواست و ‏نیاز و حق مردم حکومت جبار بر مردم تحمیل کرده است.‏
عاشورا نفی کننده چنین حکومتی است و نیز نشان دهنده منشا همه ‏فسادها و انحراف ها د رجامعه بشری یعنی حکومت فاسد و منحرف ‏است؛نشان می دهد که وقتی حکومت فاسد و منحرف بود فساد و انحراف ‏همه اجزاء جامعه را در بر می گیرد.‏
عاشورا تقابل اخلاق با بد اخلاقی است عاشورا درس اخلاق و اخلاق ‏مداری را می دهد در مقابل کسانیکه اخلاق را زیر پا می گذارند و بد ‏اخلاقی می کنند و بالاخره عاشورا همچنان که گفتم درس عرفان در ‏برابر دنیا زدگی و درس عدالت در برابر ظلم و بیداد می دهد.‏
از عاشورا خیلی چیزها را می شود بیاموزیم ولی من با توجه به ‏وضعیتی که ما و دنیای امروز در آن به سر می برد و درسی که باید به ‏عنوان پیروان ابا عبدالله (ع) از عاشورا بگیریم به دو نکته که در نهضت ‏ابا عبدالله به چشم می خورد اشاره می کنم و می دانید که ابا عبدالله که ‏جهت قیامش را اصلاح در جامعه و امت پیامبر و رفع ناروائی ها و ‏اصلاح نارسائی ها معرفی کرد ما به عنوان کسانی که افتخار می کنیم به ‏نحوی این نظام و انقلاب را قبول داریم و در درون این انقلاب و نظام ‏خواستار اصلاح و اصلاحات هستیم باید ازامام حسین (ع) درس بگیریم.‏
ادیان الهی بخصوص دین اسلام که دین آخر و اکمل هست برای ‏کمال انسانی آمده اند.‏
آمده اند تا همه چیز در خدمت رشد واعتلاء جان انسان قرار بگیرد و ‏این مربوط به تک تک افراد است . همه افراد جداگانه مخاطب خداوند و ‏پیامبر خداوندند اصلا یکی از نشانه های کرامت آدمی و شاید بزرگ ‏ترین کرامت این است که آدمی این افتخار را یافته است که مخاطب به ‏خطاب الهی گردد.‏
‏"یا ایها الانسان" ؛"یا ایها الناس" در قرآن و سایر کتب الهی زیاد آمده ‏است.انسان از آن جهت انسان است که مخاطب به خطاب الهی است برای ‏چه؟ برای این که اندیشه و اراده خود را به کار بگیرد و در مسیر درست ‏راه برود.‏
قرآن کتاب هدایت است هدایت این است که انسانی که راهرو است و ‏به سوی قله و هدف مشخصی راهنمایی شود قزآن و دین صراط مستقیم ‏است صراط برای کسی است که راه می رود.یعنی انسان کسی است که ‏در حال حرکت و رفتن است.انسان موجود ثابتی نیست بر خلاف سایر ‏موجودات که از پیش چارچوب وجودی آنها؛هویت و ماهیت آنها مشخص ‏است اما انسان کسی است که تا وقتی زنده است نمی شود بگوئیم کیست ؟ ‏چون در حال حرکت است هر لحظه او لحظه دیگری است هدف او هم ‏خداست، الی ربک المنتهی. انسان در حال شدن است یک موجود شونده ‏است موجود ثابت نیست موجود سیار است ولی به کدام سو؟
دین آمده است آن سو را نسان دهد راه مستقیم را ؛راه هدایت را؛راه ‏کمال را.اینکه انسان این استعداد فراوانی دارد که اگر به فعلیت برسد از ‏همه طبیعت و مابعدالطبیعه بزرگ تر است. اگر آن استعداد ها به فعلیت ‏برسد نه تنها از طبیعتی که در متن آن برآمده است با آن عظمت که ‏خداوند می فرماید " أأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا‎ ‎أَمْ السَّمَاءُ‎ ‎بَنَاهَا" یعنی در مقابل این ‏عظمت از نظر خلقت طبیعی انسان خیلی نسبت به آن کوچک است اما ‏این انسان دارای استعداد هایی است که از همه این طبیعت می تواند برتر ‏شود و از ملکوت هم بالاتر می رود یعنی از فرشتگان خدا برتر می شود ‏این استعداد ها در درون انسان است و حدی هم ندارد چگونه باید به ‏فعلیت برسد؟
دین آمده است راه به فعلیت رساندن استعداد ها را به انسان بگوید؛آن ‏هدفی که در ادیان الهی و در قرآن گفته شده است کجاست؟قرب به خداوند ‏و نزدیک شدن به خداوند است.‏
این انسان کسی است که روح خدا در او دمیده شده است خدا گونه ‏است البته استعدادهایی دارد که می تواند خداگونه شود اگر آن استعداد ها ‏از بین برود از انعام و چهارپایان هم پست تر خواهد بود ولی اگر این ‏استعداد ها به فعلیت برسد "رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند - بنگر ‏که تا چه حد است مکان آدمیت" ‏
دین برای این آمده است هدف، قرب خداست یعنی تخلق به اخلاق ‏الهی و خداوند مطلق است زیبایی مطلق حکمت مطلق است قدرت و علم ‏مطلق و تخلق به اخلاق الهی یعنی این صفات و وضعیت ها را در خود ‏پروراندن.‏
دین برای این آمده است و تک تک افراد مخاطب دین هستند درست ‏است که ما خطاب های اجتماعی هم در قرآن داریم ولی راه کمال متوجه ‏تک تک افراد است صرف نظر از جامعه هر فردی موظف است که خود ‏را بسازد و حرکت به سوی کمال کند.‏
ولی دین خدا که خواستار کمال انسان نمی تواند بی تفاوت به طبیعت ‏و جامعه انسانی باشد اینجاست که آن بحث بزرگ روزگار ما که در ‏گذشته به این صورت اصلا مطرح نبود در دنیای مدرن مطرح شده است ‏که آیا دین در حوزه مسائل اجتماعی دخالت دارد یا فقط به مسائل فردی ‏می پردازد و ما می گوییم دین اگر بخواهد انسان را رشد دهد و واقعیت ‏ها را در نظر داشته باشد انسان در متن طبیعت و جامعه به سر می برد ‏و نمی تواند نسبت به طبیعت و جامعه و نسبت انسان با آن ها بی تفاوت ‏باشد.‏
‏ شخصیت انسانی شخصیت اجتماعی است دین نمی تواند برای رشد ‏انسان بی تفاوت و بی توجه به مسائل اجتماعی باشد وقتی به دین رجوع ‏می کنیم خیلی روشن مشخص می شود آنچه به نام سکولار و ‏سکولاریسم مطرح شده است مورد قبول دین نیست.دست کم ما کسانیکه ‏دین خدا را قبول داریم و خواستار اصلاحات دائم در متن جامعه هستیم ‏معتقدیم که دین به جنبه اجتماعی انسان می پیردازد و کمال فردی انسان ‏گرچه هدف اصلی است، ولی نمی تواند نسبت به امور اجتماعی و وجود ‏اجتماعی انسان بی تفاوت باشد. و می بینیم که بخش قابل توجهی از ‏احکام الهی، احکام اجتماعی است.یعنی نسبت به مسائل ‏اجتماعی,ارتباطات اجتماعی،نحوه سلوک در متن جامعه نحوه ارتباطی ‏که انسان با دیگران باید داشته باشد نحوه نظاماتی که باید برای زندگی ‏برگزیند دین، حکم و فرمان دارد و نیز سیره و سنت پیامبر اکرم و ائمه ‏طاهرین و صحابه بزرگوار هم این است دین توجه به مسائلی دارد که ‏مربوط به جامعه و ارتباطات اجتماعی می شود به طور کلی در سپهر ‏اجتماعی زندگی انسان دخالت ؛مطلب معیار و حکم و ارزش هایی دارد ‏که مربوط به این جنبه می شود.‏
تفاوت ما با خیلی از کسانیکه بعضی مسائل را نمی پسندند و بعضی ‏اشکالات را دارند و حتی شاید انقلاب را هم قبول نداشته باشند این است که ما هم انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را قبول ‏داریم هم اینکه معتقدیم دین به جنبه اجتماعی ‏حیات انسان می پردازد و نگاه و عنایت دارد و فقط به جنبه های فردی نمی پردازد.‏
از جمله وظایف انسان این است که نظم اجتماعی مطابق معیارهای ‏الهی در جامعه برقرار کند.اگر این چنین است چگونه دین در مسائل ‏دخالت می کند؟ اینجاست که ممکن است اختلاف نظرهایی پیش بیاید.‏
اینکه ما اینقدر روی جمهوریت نظام تکیه می کنیم ومی گوئیم نظام ‏نظام جمهوری باشدیعنی متکی بر آراء و رای و نظر مردم باشد و قدرت ‏در مقابل مردم و نهادهای مردمی مسئول باشد و مردم بتوانند قدرت را ‏بدون توسل به زور جا به جا کنند؛حاکمان خود را خدمتگزار مردم بدانند ‏و در مقابل مردم مسئول بشناسند و تعیین کننده سرنوشت جامعه رای و ‏نظر مردم و اظهار نظر آزاد مردم باشد یک تعارف نیست در مقابلش ‏کسانی هستند که این را قبول ندارند.‏
می گویند نظام یک چیزی است عده ای که تشخیص می دهند بدون ‏اینکه توجهی به مردم داشته باشند و نظر مردم را بخواهند اگر قدرت و ‏زور پیدا کردند بر جامعه به هر قیمتی هست تحمیل می کنندو رای و ‏نظرمردم هیچ ارزشی ندارد و حکومت هم مسئولیتی در مقابل مردم و ‏رضایت آنان ندارد. اگر هم دنبال رضایت مردم می رود برای این است ‏که بتواند دوام بیاورد وکار بکند بنابراین می تواند به فریب هم متوسل ‏شود می تواند به دروغ هم متوسل شود به هر قیمتی به زور هم متوسل ‏شود به جنبه های دیگر هم متوسل شود برای حفظ و تحمیل این حکومت ‏بر مردم.‏
اختلاف نظر در اینجاست. ما تاکید می کنیم که رای و انتخاب مردم ‏تشریفاتی نیست و این برداشتی است که ما از اسلام داریم و در قانون ‏اساسی ما هم آمده است و مردم هم به همین رأی داده اند.‏
از اینجا می خواهم از نهضت عاشورا استفاده بکنم البته این نکته ای ‏را که می گوییم باید در متن در نظر گرفت یعنی باتوجه به سلوک و ‏رفتار پیامبر و مواضع امیرالمؤمنین و حتی حسن ابن علی (ع) و دیگر ‏امامان تا موید نظری باشد که داریم.‏
ابا عبدالله (ع) خیلی مطالب زیادی دارند از قبل از حرکتشان از ‏مدینه و بعد تا کربلا و روز عاشورا که همه شما شنیدید و می دانید.‏
ولی نکته مورد نظر ما این است که ایشان در مقابل کسانی که می ‏گویند شما این اقدام را نکن؛نرو ، کار دیگری بکن ایشان استدلال می کند ‏که مردم از من خواسته اند که بروم و من اجابت میکنم خواست مردم را ‏و نیز اینکه این حکومتی که هست حکومت جور و ظلم و فساد و ‏انحراف است و یک انسان مسئول نباید این حکومت را بپذیرد در مقابلش ‏حکومتی است که مورد خواست و رضایت مردم است.‏
اقدام امام حسین (ع) نشان دهنده این است که ما در عرصه حیات ‏اجتماعی هم مسئولیم و واگذار به خود نشده و به عنوان یک دین دار ما ‏باید بکوشیم که بر جامعه روابط جامعه، معیارهای مبتنی بر ارزش های ‏الهی و فضیلت های انسانی عالم باشد.دیگر آنکه استقرار یک نظام ‏مطلوب دینی مبتنی بر رضایت و رای مردم است.‏
این را می توان در کنار شیوه پیامبر اکرم(ص)و ایمه اطهار(ع) ‏بدست آوریم. چنان که پیامبر در تأسیس مدینه النبی کرد و امام علی ‏مسؤولیت را به خاطر حضور حاضرو اصرار مردم پذیرفت و امام حسن ‏هم در قراردادی که با معاویه بست به جدّ تأکید کرد که معاویه بعد از ‏خود کسی را نصب نکند و کار را به تشخیص و رأی مردم واگذارد.‏
بنابراین وقتی می گوئیم جمهوری اسلامی یعنی مردم و رضایت آنان ‏در استقرار حکومت اصل است. ما طرفدار انقلاب و ‏اباعبدالله هستیم. کسانی که می گویند رأی مردم در یک نظام مطلوب الهی ‏تعیین کننده است، حکومت ها برآمده از مردمند، در مقابل مردم مسؤول اند، و ‏حق ندارند چیزی را به زور بر مردم تحمیل کنند در مقابل کسانی قرار ‏دارند که می گویند رای مردم تزئینی است و در رأی مردم می توان ‏تصرف کرد و وقتی حکومتی روی کار آمد به هر قیمتی می تواند ‏ادامه دهد. این تفاوت تفاوت عمده ای است.‏ این همه تکیه روی رای مردم و آزادی های موجود در جامعه، تکیه ‏روی پاسخ گویی حاکمان و مسؤولان در مقابل مردم و تحمیل نکردن ‏امور بر آنان از همین جا ناشی می شود. کاملا معلوم است چه کسی ‏طرفدار انقلاب و اسلام اصیل است!؟
در مورد انتخابات هم چنان که بارها گفته شده است امیدواریم شرایط ‏لازم و فضای مناسب برای حضور همگان در انتخابات فراهم آید، گرچه ‏نشانی از فراهم آمدن آن نمی بینیم و معتقدیم گذر از فضاهای امنیتی و باز ‏شدن فضا طبق موازین و پرهیز از تنگ نظری مسؤولان و اعتماد به ‏مردم و نگاه به آینده ای که همه آزادانه و مسؤولانه در عرصه حضور ‏داشته باشند می تواند بسیاری از مشکلات را حل و تهدیدهایی که از هر ‏سو متوجه کشور و مردم است از میان بردارد یا لااقل کاهش دهد.‏
در این دیدار که با مرثیه خوانی آغاز و با ذکر مصیبت به مناسبت ‏عاشورای حسینی و اقامه نماز جماعت ظهر به پایان رسید از سوی ‏اعضاء انجمن مطالبی مطرح شد:‏
تجلیل از عاشورای حسینی و نقش آن در سرنوشت تاریخ و ملت و ‏این که قیام حضرت اباعبدالله الهام بخش انقلاب بزرگ اسلامی بوده است ‏و درس آزادگی و عدالت خواهی عاشورا همواره باید مورد توجه باشد.‏
از شهیدان بزرگوار دکتر بهشتی، رجایی و دکتر باهنر به عنوان ‏بنیانگزاران انجمن اسلامی معلمان تجلیل و بر ادامه راه آن عزیزان تأکید ‏شد.‏
در آستانه انتخابات نیز گفته شد که خواست های حداقلی مطرح شده ‏اگر تحقق یابد می توان شاهد انتخابات خوب و پرشور بود. انتخابات یک ‏اصل محکم در دموکراسی و مردم سالاری است که هدف انقلاب ما بوده ‏است و همه باید بتوانند در آن حضور یابند. طبیعی است ما هم خواستار ‏شرکت همگان در انتخابات سالم و آزاد هستیم، ولی امروز متأسفانه ‏نهادهای نظارتی و دارای اشراف بر انتخابات جناحی هستند و جناحی ‏عمل می کنند و نهادهایی که رسالتشان دفاع از اصل انقلاب و تمامیت ‏ارضی و امنیت است و نباید در امور سیاسی دخالت کنند این اصل را ‏رعایت نمی کنند و با همه سوابق درخشانی که دارند امروز طوری شده ‏است که نظر مردم نسبت به آنان عوض شده است و این باعث تأسف ‏فراوان است.‏
انجمن اسلامی معلمان همواره پای بندی خود را به موازین و ‏ارزشهای انقلاب و مصالح ملی نشان داده و براساس قانون حرکت کرده ‏است، ولی در مقابل مورد جفا قرار گرفته است، چنان که در این سال ها ‏شاهد دستگیری ها و وادار کردن به استعفا و اخراج بسیاری از برادران ‏و خواهران بوده ایم.‏
انتخابات فرصت برای حضور و بیان آراء و روشنگری است، ولی ‏وقتی همه راهها به روی ما و بسیاری از گروه ها و جریان ها بسته می ‏شود از کدام رقابت و فرصت می توان صحبت کرد و وقتی شرایط ‏حضور عادلانه فراهم نباشد شرکت ما در انتخابات چه توجیهی دارد؟