۲۴ مهر ۱۳۹۰
آزادی محافل علمی و دانشگاهی و رسانه ای عامل بزرگ جلوگیری از فساد است
آیا اگر فضا آزادتر بود و بخصوص نهادهای نظارت کننده ای که برخواسته از مردمند حضور مؤثر داشتند و تشکل ها و احزاب و مطبوعات آزادی های لازم مصرح در قانون را داشتند آیا این فسادهایی که درامروز هست تحقق پیدا می کرد؟ یا اگر می کرد نحوه برخورد با او جدی تر نبود؟!
سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از اساتید دانشگاههای کشور که در آستانه میلاد حضرت امام رضا علیه السلام برگزار شد ضمن تبریک میلاد آن بزرگوار و استماع سخنان حاضران به بررسی اوضاع فعلی دانشگاههای کشور پرداخت.
متن کامل سخنان وی را در ادامه بخوانید:
به نام خدا
در آغاز سخن میلاد حضرت امام رضا علیه السلام را تبریک عرض می کنم. نام امام رضا به طور ویژه با علم و آزاد اندیشی با بحث و گفتگو عجین شده است البته تمام بزرگان و اولیاء اسلام و خود حضرت پیامبر اینچنین بودند ولی به خاطر شرایط اجتماعی وقتی نام امام رضا می آید آدم به یاد جلسات و بحث ها و گفتگوها ها با آدمهایی که حتی نظراتی ضد اسلامی داشتند می افتد.
سال تحصیلی را نیز تبریک عرض می کنم چون به هر حال حیات یک جامعه به علم و دانش و دانشگاه هست و آغاز سال تحصیلی یعنی ظهور و تنفس این موجود حیاتی که باید سعی هم کرد بهتر نفس بکشد و زندگی کند.
وضع هر جامعه ای را با وضعیتی که دانشگاهها و علم در هر کشوری دارد باید سنجید؛ اعتلا و آزادی و خلاقیت و امید در دانشگاه اگر وجود داشته باشد نشان دهنده این است که در جامعه زندگی وجود دارد ولی اگر حالت یأس و رکود در فضای دانشگاه و زندگی اساتید و دانشجویان حاکم باشد نشان دهنده این است که جامعه وضع خوبی ندارد.
ما در دوران مسؤولیت رسمی به نظرمان آمد که باید دانشگاه فعال تر و پویا تر شود وقتی نوعا نیروهایی به صحنه آمده بودند که هم فاضل بودند و هم دلبستگی به انقلاب داشتند. خیلی معقول به نظر نمی آمد که دانشگاه مثل مکتب خانه اداره شود و حتی دانشگاه نمی بایست تابع ضوابط و شرایطی باشد که در دستگاههای دیگر بود، بلکه می بایست مستقل و متکی به خود باشد و هم آزادی عمل و هم مسؤولیت داشته باشد و تضمینی برای اینکه کارها درست انجام شود داده شود. دانشگاه باید حرمت داشته باشد و حرمت آن هم این است که احساس استقلال بکند چه در برنامه ریزی و اجرای برنامه ها و چه در اداره و مدیریت دانشگاه.در نحوه هزینه کردن بودجه و جذب امکانات و برنامه های اینچنینی.
در برنامه چهارم این مساله خیلی علمی تر در نظر گرفته شد تا نهادینه شود و کوشیدیم تا هیأت امناء نظیر یک پارلمان برای دانشگاه عمل کند.
این امر در نظر گرفته شد تا مدیریت های دانشگاهی از گروه گرفته تا ریاست دانشگاه از طریق نوعی انتخاب باشد و نظر دانشگاهی ها در این امر به رسمیت شناخته شود و و البته نظر این بود که این امر نهادینه شود.
فضای دانشگاه فضای پرسش و پاسخ است و اگر ما از آزادی صحبت می کنیم که در درجه اول آزادی اندیشه و بیان است بروز و ظهورش را باید در دانشگاهها ببینیم.
رشد علم و جامعه به این است که بحث و صحبت شود در یک فضای پادگانی این امر میسر نمی شود اصلا وجود فکر و اندیشه که وجه تمایز انسان از سایر موجودات است بسته به آزادی است. اصلاً حیات دانشگاه به آزادی نظر و پرسش و آزادی اندیشه و البته احترام کردن به اهل علم است لااقل در مورد مسائلی که مربوط به خودشان می شود.
در بیست ساله اخیر که قرار بود کشور برنامه ای اداره شود برنامه ای پخته تر و جامع تر از برنامه چهارم نبود و یکی از وجوه امتیاز این برنامه هم استفاده از نیروهای علمی و دانشگاهی بود.
برنامه چهارم درصدد تقویت فضای متناسب با مردم سالاری در جامعه بود و هم زمینه های پیشرفت و توسعه و جهش در آن دیده شده بود.
در جلسه ای که کارگزارن نظام خدمت رهبری داشتند گفتم ایران آماده یک جهش است زمینه هایش فراهم است و ما باید تلاش کنیم این جهش انجام بگیرد و ما تاخیر زمانی و تاریخی داریم و باید با جهش جلو برویم.
در این برنامه بود کمتر از دویست میلیارد دلار برای برنامه پنجساله با رشد هشت درصدی اقتصادی در نظر گرفته شده بود که حدود صد میلیارد آن از نفت استفاده شود و الباقی با جذب امکانات و سرمایه غیرنفتی از جمله از خارج.
البته جذب سرمایه و تکنولوژی سیاست های متناسب خودش را هم می خواهد. نمی توان در دنیا منزوی بود و انتظار داشت سرمایه خارجی به کشور بیاید نمی توان در دنیا مورد تهدید بود و درها به روی کشوری بسته باشد ولی تکنولوژی به کشور بیاید.در این جهت گام هایی برداشته شد.
باید ببینیم امروز با 500 میلیارد دلار درآمد نفتی رشد اقتصادی چقدر است؟ آیا واقعا در این مسیر گام برداشته ایم!؟
ازجمله کارهایی که می شد و می بایست بشود همین برنامه چهارم بود که بیشترین استفاده و بهره گیری را از نظر استادان و دانشگاهیان و اهل علم و فن و نظر استفاده شد و نتایج خودش را داد.
خاطره ای را که به استقلال دانشگاهها مربوط است نقل کنم. در شورای انقلاب فرهنگی مدیری که منتخب اعضاء و هیأت علمی بود برای رأی گیری معرفی شد. یک نفر گفت این کار کار غلطی است، آقای دکتر توفیقی آنجا عصبانی شدند و گفتند من همین را درست می دانم و بر آن اصرار می کنم و به هیچ وجه حاضر به عقب نشینی نشدند.
خاطره دیگر اینکه در یک سفر خارجی از من پرسیدند خاطراتی که شما دارید از دوران ریاست جمهوری را بگویید یادم است آنجا گفتم یکی از شیرین ترین خاطرات من در سال 83 در دانشگاه تهران و دانشکده فنی بود که من صحبت می کردم ولی عده ای اعتراض کردند همان وقت که بعضی شلوغ می کردند البته در مقابلش هم خیلی ها محبت می کردند آنها هم بی محبتی؛ همان جا که نشسته بودم با خود گفتم مگر چه می خواستیم؟ به یاد گفته امیرالمؤمنین افتادم که فرمود مقدس نیست امتی که مظلوم نتواند حقش را از ظالم بگیرد یا در مقابل قدرت نتواند اعتراض کند بدون اینکه لکنت زبان داشته باشد.
بالاخره رئیس جمهوری کشور که رئیس شورای امنیت ملی است و دستگاههای دیگر در اختیار او هستند دانشجویان با خیال راحت و امنیت خاطر در برابر او صحبت و به او اعتراض سخت می کنند و مطمئنم کوچکترین نگرانی ندارند که به خاطر این اعتراض مورد تعرض قرار گیرند و این دستاورد بزرگ دولت اصلاحات بود البته دل من می خواست درهمه ارکان حکومت این طور باشد.
باری اندیشه و خلاقیت جز در سایه آزادی تحقق پیدا نمی کند؛آزادی بی بند و باری نیست بلکه مراد از آزادی اینکه اندیشه کردن و بیان اندیشه هزینه نداشته باشد اگر چنین بود اندیشه هم می آید در حالی که عدم امنیت و ترس از فکر کردن و بیان آن بزرگترین مانع خلاقیت است و حاصل کار سرخوردگی و نومیدی است.
آزادی محافل علمی و دانشگاهی و رسانه ای خود عامل بزرگ جلوگیری از فساد و مبارزه با فساد است آیا اگر فضا آزادتر بود و بخصوص نهادهای نظارت کننده ای که برخواسته از مردمند حضور مؤثر داشتند و تشکل ها و احزاب و مطبوعات آزادی های لازم مصرح در قانون را داشتند آیا این فسادهایی که درامروز هست تحقق پیدا می کرد؟ یا اگر می کرد نحوه برخورد با او جدی تر نبود؟!
اگر مطبوعات ما آزاد بودند ؛گر احزاب و گروهها آزاد بودند،می توانستندنقد کنند و نظارت جدی تر بود. در بسیاری از کشورها یک روزنامه می تواند مقتدرترین حکومت را به زیر بکشد.
اگر این آزادی باشد جلوی بسیاری از فسادها گرفته می شود و جلو میل قدرت به سوی دیکتاتوری را می گیرد.
شاید بدترین فساد این باشد که حکومتی باشد و قدرت داشته باشد و احساس کند مسئولیتی ندارد و هرکاری می خواهد انجام دهد ولو حسن نیت هم داشته باشد.
مطمئنم یکی از جاهای شکل گیری و تمرین آزادی در دانشگاههاست.وقتی می گویند بالای 90 درصد دانشگاهیان انحراف دارند منحرفند !آن دیدگاه نتیجه اش همین است که الان هست.این دیدگاه خیلی خطرناک است و اگر در حاکمیت نفوذ پیدا کند نتایج خیلی بدتر از اینها هم خواهد داشت.
نتیجه سیاست ها و کارکردهای نادرست از دست رفتن انبوه نیروهایی است که سرمایه های کشورند.باید بررسی شود چه تعداد اساتید ما از کشور رفته اند وقتی محیط، علمی نیست و احساس نا امنی ودلخوری می کنند می روند. این سیر، صعودی است همچنین دانشجوهایی که می روند اینها زیان هایی است که اگر دانشگاه را ازجای خود خارج کردیم نگذاشتیم خودشان مدیریت داشته باشند نگذاریم امنیت و بحث و گفتگو و صحبت و اعلام نظر باشد چنین خواهد شد. اگر خواستیم دانشگاه و دانشجو فقط در اختیار برخی سلیقه های خاص با سیاست های خاص قرار بگیرد ممکن است ظاهر قضیه آرام باشد ولی مشکل حل نخواهد شد.کل جامعه زیان بزرگی می کند.
مگر ما سرمایه ای بالاتر از نیروی انسانی داریم؟ که بخصوص بعد از انقلاب رشد کمی و کیفی زیادی کرده است.
حیات و رشد دانشجو به ابراز نظر و طرح شدن و صحبت کردن است که باید در یک محیط آزاد باشد روحیه جوانی که در دانشجویان است ایجاب می کند که بروز و ظهور و تکاپو داشته باشد نه تنها در مسائلی که مربوط به دانشگاه است در مسائلی که مربوط به سرنوشت کشور است.
اگر جلوی این کار گرفته شود جامعه با مشکل بزرگ روبرو خواهد شد؛فکر را که نمی شود کشت ؛آن احساس درونی را نمیتوان کشت می توان کاری کرد که از روی ترس یا ملاحظه ابراز نشود. امنیتی کردن فضای دانشگاه و کل جامعه و محدود کردن آزادی های مشروع بخصوص برای استاد و دانشجو زمینه ساز یک خطر است، یعنی میل کردن به ایجاد تشکل های زیر زمینی که دور از ذهن جامعه اند و دچار یک نوع جمود و انجماد و خود محوری می شوند و در دارز مدت تبدیل به نیرویی خواهد شد که فقط به براندازی می اندیشد. اشتباه است اگر تصور شود که با بستن فضا و آرامش ظاهری جامعه آرام است!
برخورد خشن با معترضان پس از انتخابات راه حل نبود بلکه اگر با تدبیر، امور کانالیزه می شد و در بستر احزاب و تشکل ها و گروهها جریان می یافت تا بتوانند حرفشان را بزنند این امر در جامعه امنیت ایجاد می کرد.
این راه یعنی حرمت گذاشتن و به رسمیت شناختن مردم و تداوم حضور اجتماعی در کانال های شناخته شده و مسؤول و جلوگیری از یأس و نا امیدی و طرح شدن راه حل ها برای مشکلات جامعه.
این جمهوری اسلامی وانقلاب ارزان به دست نیامده که به سادگی لطمه ببیند. باید بتوان بحث و گفتگو کرد. آیا نگران کننده نیست اگر ببینیم بخشی از نخبگان و جوانان ما از جمهوری اسلامی دلخور اند و حتی متأسفانه این دلخوری دارد به اسلام هم سرایت می کند.
به هر حال نگرانی شما که هم بحمد الله انسان های فاضل، خوش سابقه، علاقمند به انقلاب و کشور و مردم و نوعاً داری تجارب ارزنده در مدیریت های کلان و بخصوص مدیریت های علمی و دانشگاهی هستید باید مورد توجه قرار گیرد.
شما از جمله کسانی هستید که دلبستگیتان به اصل اسلام و انقلاب در هر زمان و مکان ثابت شده است و هم اینکه خواستار تحقق خواست های تاریخی مردم و سربلندی کشور هستید و اگر مسائلی مطرح می کنید واقعاً برای حفظ ارزش های اصیل انقلاب است که متأسفانه خیلی از اینها تحریف شده و تحریف می شود، چنانکه دروغ گفتن و تهمت زدن می شود یک ارزش و اظهار نظر کردن می شود یک جرم در بعضی موارد!
کسانیکه که نسبت به این امور تذکر می دهند خیرخواه واقعی جامعه هستند. اگر گفته می شود فضا بازتر شود آزادی های مشروع و قانونی رعایت شود یک سلیقه خاص نخواسته باشد فقط به حذف بیاندیشد دلخوری ها و سرخوردگی ها از بین می رود و بعد هم انتخابات انتخابات مطلوبی باشد که همه احساس کنند می توانند در آن شرکت کنند. اینها عین خیرخواهی است.
تلقی مردم در جامعه مهم تر از واقعیت مساله است اگر در کشور ما تلقی این باشد که سیستم اقتصادی ما سیستم فاسدی است این تلقی از خود فساد واقعی بدتر است!
اگر احساس باشد قانون در جامعه ارزش ندارد و دور زده می شود شما وقتی قانونی هم با فساد برخورد کردید در مردم اعتماد ایجاد نمی شود.
معتقدم اگر در تلقی جامعه در انتخابات اشکالاتی وجود دارد؛در تعیین صلاحیت ها در رأی گیری باید هم در پی راه کارهای درست بود و هم کوشید این تلقی از میان برود.
در ابتدای این دیدار حاضرین در جلسه به بیان دیدگاهها و نظرات خویش پرداختند مهتمرین آنها بدین شرح است:
در دوران مسئولیت آقای خاتمی تحولات جدی در آموزش عالی کشور و در فضای علمی کشور به وقوع پیوست و یک انگیزه مندی و باور و یک جایگاه رفیعی برای دانشگاه و علم در آن دوران فراهم شد آنچه الان از پیشرفت های علمی شاهد هستیم مستند می توان نشان داد مبانی و ریشه هایش در دروان مسئولیت جناب آقای خاتمی و نگاه ایشان به علم ودانشگاه دانست.
نظام آموزش عالی کشور این روزها حال و روز خوشی ندارد.
متاسفانه وقتی در نظام علمی مشکلاتی ایجاد می شود آثارش بلند مدت است اگر روندهای فعلی ادامه پیدا کند باید نگران آثار آن بود.
یکی از اتفاقاتی که دارد می افتد و بسیار نگران کننده است تضعیف نهاد علم و دانشگاه است؛نگاه ابزاری که دوستان به علم و دانشگاه می کنند یعنی آن را به پایینترین سطح خود تقلیل می دهند و صرفا به عنوان ابزار برای تحقق اهداف خود به نهاد علم و دانشگاه نگاه می کنند که متاسفانه فضای نمایشی در حال حاکم شدن بر علم و دانشگاه است؛بعضا گزارشها و آماری که داده می شود بعضا رفتارهای نمایش گونه که در فضای دانشگاه ایجاد می شود عملا هویت علم و دانشگاه را سست می کندکه در بلند مدت دانشگاه را ازآن کارکرد های خود می اندازد و آثار بعدی اش در نظام توسعهای و فرهنگی و سیاسی کشور می تواند متجلی شود.
یکی از مهمترین دستاوردهای دولت اصلاحات قانون برنامه چهارم و اصل استقلال دانشگاهها بود و هیات امنائی شدن تمام تصمیمات دانشگاه که در پیشرفته ترین کشورها نیز مشابه این امر را نداریم.
دانشگاهها باید انعطاف پذیر و پاسخگو به جامعه باشند متاسفانه الان از آن قانون یک شکل ظاهری مانده است و یک نظام متمرکز سربازخانه ای به نظام علمی کشور حاکم شده است.
جای نگرانی است که ما با نگاه سخت افزاری و خشن می خواهیم فرهنگ و ارزش های اخلاقی و باورهای دینی را درست کنیم که متاسفانه جواب عکس داده است.
این رفتارها جز نا امیدی قشر دانشجو و تشویق آنها به خروج از کشور متاسفانه نتیجه دیگری ندارد.
ریشه کار که انگیزه های متعالی است با یک سری رفتارهای سبک و سطحی دارد لطمه می بیند و واقعا باید نگران بود که روند هایی که پایه گذاری شده بود در سی ساله بعد از انقلاب به تدریج سست شود و ما را با مشکل جدی روبرو کند.
در دانشگاهها به جای تزریق فضای خلاقیت و نو آوری و شجاعت یک فضای ترس و نگرانی و محافظه کاری در بین دانشجوها و هیات علمی میبینیم که ترجیح می دهند در حاشیه کار خود را انجام دهند.
متأسفانه یکی از نگزانی های جدی این است که دانشجوها دارند رانده می شوند یعنی الان دیگر نه تشکل جدی دانشجویی و نه فعالیت جدی سیاسی و فرهنگی و اجتماعی را می بینید و گفته می شود فضای دانشگاهها آرام است!
سکوت در فضای داشنگاهی را باید بزرگترین تهدید قلمداد کرد.
توجه نمی کنند رشد استعداد های دانشجویی و حداکثر کردن فعالیت های دانشجویی در گرو ایجاد بسترهای فعالیت است.
نگران قضیه کنار راندن دانشجو ها و فراهم نیامدن امکان اینکه اینها بتوانند بحث و گفتگو کنند هستیم.
همچنین گفته شد معمولاً در دانشگاهها دو مراسم مهم از دیرباز وجود داشت، یکی مراسم آغاز سال تحصیلی که نشانه احترام به علم بود و یکی 16 آذر که نشانه پویایی فضای سیاسی و آزادی در دانشگاهها و در هر دو هم آقای خاتمی شرکت داشتند و حالا به نحوی هر دو تعطیل شده یا به صورت نمایشی درآمده است.
دیروز دانشجو با جرأت و امنیت مطالب خود را ابراز می داشت چنانکه در سال 1386 در 16 آذر دیدیم که چگونه تعدادی از دانشجویان بدون اینکه دغدغه برخورد با خود را داشته باشند به رئیس جمهوری انتقاد و اعتراض کردند ولی امروز دانشجویان سطح بالا را شلاق می زنند. در زمان شما فلش مهاجرت نیروی علمی از خارج به داخل بود از جمله 300 نفر از افراد و استادانی که آمدند امروز اظهار پشیمانی می کنند و هر روز بر تعداد کسانی که می روند افزوده می شود.
اعمال فشار از بیرون و برقراری رابطه فرماندهی و فرمانبری میان وزارت علوم و دانشگاه و بسته شدن فضا، تزریق برنامه ریزی شده نیرو به دانشگاه و ... همگی منشاء خسارتهای بزرگی برای جامعه دانشگاهی و کل جامعه و نظام است.