۲۱ مهر ۱۳۹۰
احساس نیاز و فقر نخستین اثر مرگ اندیشی
مهم ترین و نخستین تأثیر اندیشیدن به مرگ این است که انسان احساس تعلق و نیاز می کند و عزیزترین داراییش یعنی جان خود را در دست دیگری می بیند که روزی آن را به او می دهد و روزی دیگر آن را از وی می گیرد و لذا در مرگ اندیشی است که انسان احساس نیاز و فقر می کند.

جمعی از دوستداران سید محمد خاتمی در سالروز تولد او، در دفتر کار وی گرد هم آمده، تولد رئیس جمهوری سابق ایران را به وی تبریک گفتند. در این گرد هم آیی که به همت جناب آقای دعایی، مدیر مسؤول روزنامه اطلاعات شکل گرفته بود، سید محمد خاتمی ضمن تشکر از حاضران سخنان کوتاهی در باب مرگ اندیشی بیان داشت که مشروح آن را می توانید در ادامه ملاحظه فرمایید.

به نام خدا

از شما عزیزان و بزرگواران سپاسگزارم که لطف کردید و برای ابراز محبتتان به اینجا تشریف آوردید. من خود را قابل و شایسته این همه عنایت نمی بینم، گرچه همیشه این عنایت شامل حال من بوده است؛ بخصوص از جانب برادر بزرگوار، والانگر، منیع الطبع، خدوم، انقلابی و خوش سابقه ام جناب آقای دعایی که الحق دوستدار اسلام و ایران اند و وجود مبارکشان از سالهای دور تاکنون همواره منشاء خیر و برکت برای جامعه بوده است.
جناب دعایی بسیار بزرگ تر و والاتر از آنچه که دیگران درباره ایشان می بینند و می شنوند هستند، بخصوص اگر سوابق این بزرگوار را از نظر بگذرانیم، جایگاه والای معنوی ایشان را به خوبی در تاریخ معاصر و شرایط کنونی ایران درک خواهیم کرد. گرچه ایشان هرگز در مقابل خدمات و زحمات ارزنده خود چشمداشتی نداشته و همواره خود را از تصدی بسیاری از اموری که برای انجام آن به مراتب شایسته تر از متصدیان آن امور بوده و هستند کنار کشیده اند.
و نیز سپاسگزارم از همه دوستان و عزیزانی که افتخار همکاری با جناب دعایی در عرصه های مختلف را داشته و امروز اینجا تشریف دارند.
شاید در فضای سیاست زده کنونی از ما متوقع باشند که همواره بحث سیاسی بکنیم، در حالیکه بحثهای اساسی تری وجود دارد که اگر به آن پرداخته شود، حتی سیاست هم می تواند اصلاح شود و جایگاه خود را بیابد؛ پس اجازه بدهید من امروز بحث غیر سیاسی بکنم.
امروز می خواهم به طور اجمالی به جایگاه مرگ اندیشی در حکمت معنوی و بینش دینی و حتی در بینش پرسابقه تمدن و فرهنگ ایرانی اشاره ای بکنم.
سال گذشته هم در جمع دوستانی که برای تبریک سالروز تولد من گرد آمده بودند عرض کردم وقتی سالروز تولد کسی را به او متذکر می شوند، اگر دقت کند معنایش این است که یک سال به مرگ نزدیک تر شده است. اگر این سالروز تولد ها این اندیشه را در ما زنده کند و ما را به مسأله مرگ متذکر کند خیلی هم ارزشمند است.
اندیشیدن به مرگ تأثیر بسیار سازنده ای در زندگی انسانها دارد و بسیارهم توصیه شده که به مرگ بیاندیشید و بدانید پایان زندگی این جهانی همه ما مرگ است، گرچه مرگ پایان زندگی نیست. مرگ پایان زندگی این جهانی و تداوم زندگی است در شکلی دیگر.
مهم ترین و نخستین تأثیر اندیشیدن به مرگ این است که انسان احساس تعلق و نیاز می کند و عزیزترین داراییش یعنی جان خود را در دست دیگری می بیند که روزی آن را به او می دهد و روزی دیگر آن را از وی می گیرد و لذا در مرگ اندیشی است که انسان احساس نیاز و فقر می کند.
آن فقری که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود الفقر فخری. احساس تعلق به این معنی که وجودش صرفاً وابستگی است و هیچ ثبات و ذاتیتی ندارد و از جای دیگر آمده است و به جای دیگر می رود. این احساس تعلق و فقز ذاتی است که بزرگترین مایه شکل گرفتن اخلاق انسانی و فضیلت در وجود انسان است.
شما اگر به قرآن رجوع کنید بزرگترین مشکلی که جوامع بشر داشته اند ستم و ظلم بوده است. انسان هایی که حق و آزادی و زندگی دیگران را در استخدام خودشان در می آورده اند. این سیر تاریخی بوده و همواره هم یک نوع تقابل میان انسان هایی که می خواستند زندگی کنند و حرمت داشته باشند و آزاد باشند با کسانیکه همه اینها را به نفع خود و منافع و توهمات خود مصادره می کردند وجود داشته است.
افرادی نظیر فرعون به عنوان طغیان گرا معرفی می شوند و به یک معنا همه نظام های استبدادی جهان از نظر قرآن مردود و به عنوان مصادیق بغی و طغیان شناخته می شوند.
قرآن می گوید این بغی و طغیان ناشی از این است که انسان دچار توهم می شود. آن توهم استغنا است. وقتی انسان خود را بی نیاز و صاحب آن چیزهایی دید که صاحب آنها نیست، طغیان می کند. در حالیکه اگر به واقعیت وجود خودش که عین وابستگی و فقر است توجه داشته باشد هیچ گاه این طغیان رخ نمی دهد.
برای اینکه این طغیان نباشد انسانها باید بدانند وجودی وابسته دارند. وجودشان مستقل و متعلق به آنها نیست و از جای دیگر آمده است و به جای دیگر تعلق دارد. نه به اختیار انسان جان در کالبد او دمیده شده و نه به اختیار خودش این جان از او گرفته می شود.
مرگ اندیشی یعنی باور اینکه آدمی در زمان و مکانی نه به اختیار خود به وجود می آید و در زمان و مکانی از دنیا می رود و آن چه دارد از او گرفته می شود. انسان اگر این تفکر را داشته باشد دیگر دچار طغیان نخواهد شد و تواضع پیدا می کند.
دیگران را چون خودش می پندارد و فلسفه وجودی اش را خشوع در برابر قدرت مطلقی می داند که همه چیز از اوست و در این حال با سایر بندگان خدا احساس همدلی و همراهی می کند و این گونه دیگر طغیان تحقق پیدا نمی کند.
مهمترین و فوری ترین اثرمرگ اندیشی این است که انسان احساس نیاز و وابستگی به جایی می کند. احساس اینکه صاحب هیچ چیز نیست و آن چه را که دارد از جای دیگر آمده و یک روز آن را از او خواهند گرفت (گرچه بصورت دیگری زندگی او تداوم خوهد یافت).
اگر سالروز تولدها؛ این احساس را که احساس بسیار مهمی است و آثار عرفانی، حکمی و فلسفی فراوانی دارد تقویت کند، جشن تولدها خیلی خیلی ارزشمند است، و الّا برای من که عمر بسیار فقیرانه ای داشته ام و نقش بسیار کمی در زندگی دیگران بازی کرده ام ارزش آن را ندارد که بزرگ داشته بشود و مورد عنایت قرار بگیرد.
من سعی می کنم از این موقعیت استفاده کنم و به هر حال خودم را متوجه سازم به نداشته ها و آن فقر ذاتی که دارم و ان شاء لله همه ما با این تذکر و تنبه، انسانهایی باشیم که خیر دیگران را بخواهیم و زندگی را برای همه بخواهیم، نه فقط برای خودمان.
ان شاء الله همگی سربلند و سالم و پیروز باشید.