۴ شهريور ۱۳۹۰
وضع فوق العاده یعنی باز بودن دست برای هر گونه فشار و سرکوب و بسته بودن زبان و دست مردم حتی برای کوچکترین انتقاد و اعتراض
سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای انجمن اسلامی پزشکان و دندانپزشکان و مدیران سابق آموزش عالی کشور وضع فوق العاده را باز بودن دست دیکتاتورها برای هر گونه فشار و سرکوب؛ بسته بودن زبان و دست مردم حتی برای کوچکترین انتقاد و اعتراض به رژیم های دیکتاتور خواند و تصریح کرد: امروز آن ملتها بیدار شده اند٬ آزادی میخواهند٬ رفع حالت فوق العاده سرکوب و اختناق را طلب می کنند، عزت پایمال شده خود را در برابر رژیم صهیونیستی و توسط دیکتاتور ها باز می جویند. انتخابات آزاد و حکومت های مردمی را طلب می کنند و فریاد هر فرد یک رأی را می دهند و خواستار حکومت هایی هستند که بجای تأمین منافع بیگانگان از امکانات وسیع مادی٬ سوق الجیشی و انسانی این کشور ها در جهت اعتلاء زندگی و توسعه و پیشرفت و عدالت استفاده کنند و به حق خواستار مردم سالاری هستند.

متن کامل سخنان رئیس جمهوری سابق ایران در پی می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

نه تنها برای ما ایرانیان که سابقه درخشانی در تاریخ و موقعیتی ممتاز در جغرافیا داریم و همواره تاریخمان سرشار از تلاش برای بهبود زندگی و دفع ستم بوده و پیشتاز حرکت به سوی آزادی و استقلال و پیشرفت بوده ایم و در دوران اخیر با انقلاب اسلامی تحولی نه تنها در زندگی خودمان که در منطقه و جهان به وجود آورده ایم، بلکه برای هر انسان با وجدانی که به انسانیت احترام می گذارد و آزادی و سربلندی را برای همه انسانها می خواهد فلسطین و سرگذشت دردناک آن مسأله ای مهم و درخور توجه است؛ چنانکه برای ملت ما بوده و در انقلاب ما نیز مسأله فلسطین جایگاه محوری داشته است و به این جهت اعلام روز جهانی قدس که پژواک عدالت خواهی و ظلم ستیزی ما است در ایران صورت می گیرد.
روا نیست پاره ای سوء تفاهمات سبب شود که اهمیت مسأله فلسطین و نقش محوری آزادی فلسطینیان در سرنوشت منطقه از نظرها دور بماند.
آنچه در درجه اول از نام فلسطین تداعی می شود بیش از نیم قرن سرکوب یک ملت است و در به دری میلیونها انسان و رانده شدن آنان از سرزمین آبا و اجدادی و فشار و سختی و شکنجه آن کس که به هر حال در سرزمین اشغال شده اش مانده است.
میلیونها انسان در اردوگاه ها به دنیا می آیند، سالخورده می شوند و می میرند.
آیا می توان نسبت به این فجایع بزرگ و نسبت به این امر که بیش از نیم قرن است که موجودیت یک ملت تاریخی انکار می شود و نام یک کشور با سابقه از نقشه جغرافیا حذف می شود بی تفاوت ماند؟ دغدغه فلسطین داشتن یک احساس ملی انقلابی و دینی است بخصوص برای ملت ما که همواره از ستمگری و ستم کشی بی زار بوده است.
پیدایش اسرائیل و تداوم آن یک تراژدی بزرگ و به تعبیر فردوسی "داستانی است پر آب چشم" ولی غم انگیزتر و فاجعه بارتر از آن وجود جریانی به نام صهیونیسم است که منشاء تراژدی اول است.
صهیونیسم گر چه از ستمی که احیاناً بر یهودیان بخصوص در کشورهای غربی رفته است و از خاطره تاریخی امت یهود و پاره ای باورهای آنان سوء استفاده کرده و می کند ولی در اصل جریانی قومی و سرشار از تعصب و دارای انگیزه های توسعه طلبانه خطرناک و نژاد پرستانه است و نسبتی با حقیقت دین حضرت موسی علیه السلام ندارد.
یهودیت دین مورد احترام ما مسلمانان است و حضرت موسی پیامبر اولوالعزم که به تعبیر قرآن میان پیامبران خدا تفاوتی نیست و چنانکه می دانیم ریشه همه ادیان الهی و ابراهیمی یکی است و بخصوص هماهنگی اسلام و مسحیت و یهودیت در جهان ماده گرا و دنیا زده امروز برای برافروختن چراغ هدایت الهی امر مهمی است و به همین جهت نیز گفت و گوی میان ادیان در متن گفت و گوی تمدنها که می تواند و می باید پارادایم و سرمشق زندگی و ارتباط؛ در جهان وحشت زده و نا امن کنونی و گذرا به جهان امن و صلح آمیز باشد جایگاه والایی دارد.
صهیونیسم را به هیچ وجه نباید با دین حضرت موسی (ع) و یهودیت اشتباه گرفت بلکه یک جریان قومی و نژاد پرست و متوهمی است که داعیه استیلا بر عالم و آدم را دارد و گرچه مهم ترین پایگاه حضور و قدرت نمایی آن سرزمین فلسطین و تحت عنوان اسرائیل است، ولی میدان نفوذ آن همه جهان است و نه تنها از امکانات قدرتهای بزرگ در پیشرفت مقاصد خود بهره برداری می کند، بلکه رندانه آنان را در موقعیتی قرار می دهد که چاره ای جز همراهی با او نداشته باشند.
تصاحب بنگاهها و سازمانهای مهم اقتصادی، پولی، مدیریتی، صنعتی، و تبلیغاتی و نفوذ در سازمان های مؤثر سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جهانی نیز از راهکارهایی است که این جریان برای رسیدن به مقصود خود از آن استفاده می کند.
آیا شگفت انگیز نیست که رؤسای کشورهای بزرگ صنعتی می کوشند تا خود را همراه و نزدیک با این جریان و مدافع بی چون و چرای اسرائیل معرفی کنند؟ و آیا ندیده ایم که اولین محور رقابت نامزد های ریاست جمهوری در آمریکا نشان دادن وابستگی و نزدیکی خود به این جریان است و در خلال رقابتهای انتخاباتی و بعد از آن چنان رفتار می کنند که گویا اهتمام آنان به تشکیلاتی نظیر آی پک از احساس تعهدی که در برابر سنا و کنگره می کنند بیشتر است و امروز این جریان پشتوانه اسرائیل و خطرناک برای منطقه و بلکه جهان است.
اینک بیش از نیم قرن است که فلسطین دستخوش تجاوز، غصب سرکوب و نادیده انگاشتن ابتدایی ترین حقوق مردمی است که جرمشان این است که به سرزمین آباء و اجدادی خود دل بسته اند.
بیش از ۶۰ سال است که موجودیت یک ملت و یک کشور انکار می شود؛ همه ملتهای منطقه و سیاستمداران آن تحقیر می شوند و به آرمانها و غرور منطقی بخش مهمی از مردم جهان دهن کجی می شود و خاورمیانه این مهم ترین کانون ثروت و جغرافیای راهبردی جهان با بحران مداوم روبرو است و حاصل آن
اولا: تفرقه میان دولتهایی است که بیشتر به راهبردها و راهکارهای قدرتهای حامی اسرائیل گرایش دارند تا به ملتها و منافع ملی خود با ملتهایی که هیچ گاه در برابر تحقیری که به آنها روا داشته و ستمی که به آنها رفته تسلیم نشده اند.
ثانیا: بحرانی نگه داشتن این منطقه تا بهانه ای باشد برای حضور قدرتها در آن و نیز ایجاد رونق در صنایع دفاعی و نظامی آنان و سرازیر کردن امکانات نظامی به کشور های منطقه (البته همواره به صورتی نامتعادل، به گونه ای که هیچگاه معادله به زیان اسرائیل به هم نخورد و مشت آهنین اسرائیل بالای سر دولتهای منطقه باقی بماند)
ثالثا: چپاول منابع سرشار منطقه و جلوگیری از به کار افتادن آن در جهت توسعه و پیشرفت و بهبود وضع زندگی مردم محروم منطقه و عقب نگه داشتن آنها.
این است از جمله نتایج وجود اسرائیل و روز قدس اعتراضی است به همه اینها.
حمایت از فلسطین در درجه اول حمایت از مظلوم است؛ امری که اسلام ما را به آن امر و دعوت کرده است و وظیفه ای که هویت ایرانی و آزادی خواهی و عدالت جویی ایرانی برعهده ماگذاشته است و در درجه بعد رد اصل خطرناکی است که دارد توسط اسرائیل و حامیان آن جا انداخته می شود.
می دانیم که سیر تاریخ بشر و هزینه های فراوانی که انسانیت در شرق و غرب عالم پرداخته است او را به این نتیجه رسانده که غصب، تجاوز و سرکوب منشاء مشروعیت یک نظام و سیاست و رفتار نیست، به همین جهت نیز اشغال فرانسه توسط هیتلر یک جنایت به حساب آمد و مقابله با آن حماسه و قهرمانی و به همین جهت است که تجاوز صدام به کشور ما حتی از سوی حامیان صدام نیز به رسمیت شناخته نشد و به همین جهت اشغال کویت توسط صدام محکوم و اصلاً یکی از علل تلاش برای براندازی رژیم صدام شد. ولی حالا با اشغال سرزمین فلسطین دارد این اصل گرانبهای سیاسی و اجتماعی، حقوقی و انسانی زیر پا گذاشته می شود و اشغال و زور و سرکوب منشاء مشروعیت یک رژیم و جریان به حساب می آید و مقاومت کنندگان در برابر آن خشن و تروریست و مستحق سرکوب معرفی می شوند و این امری است که نه تنها ما ایرانیان، بلکه همه آزادی خواهان و ترقی طلبان جهان باید در برابر آن مقاومت نشان دهیم و خوشبختانه زمینه نوعی اتحاد در جهان امروز برای این امر فراهم شده است. امسال روز قدس مصادف شده است با اوج گیری موج بیداری و آزادی خواهی ملتهای منطقه تا ملتهایی که بیش از همه از سوی اسرائیل تحقیر شده اند و با همه شایستگی ها برای سربلندی در عرصه های سیاسی و اقتصادی و بین المللی دچار عقب افتادگی و تأخیر تاریخی هستند راه خود را به سوی رهایی و آزادی بیابند.
ملتهایی که دهها سال در وضع اضطراری و فوق العاده بسر برده اند و وضع فوق العاده یعنی باز بودن دست دیکتاتورها برای اعمال هر گونه فشار و سرکوب و بسته بودن زبان و دست مردم حتی برای کوچک ترین انتقاد و اعتراض به رژیم های دیکتاتور؛ و گرچه شاید وجود اسرائیل بهانه ای برای برقراری وضع فوق العاده در کشورهای عربی و خاورمیانه بود، ولی دیری نپایید که دولتهای مستبد در برابر نظام اسرائیل به زیان فلسطینیان و مردم خود کوتاه آمدند و دست خود را در محروم کردن ملتهای خود از حکومت های مردمی و انتخابات آزاد و آزادی اندیشه و بیان و آزادی و برخورداری از یک زندگی آبرومند باز داشتند.
و امروز آن ملتها بیدار شده اند، آزادی می خواهند، رفع حالت فوق العاده و سرکوب و اختناق را طلب می کنند و عزت خود را که در برابر رژیم صهیونیستی و توسط دیکتاتورها پایمال شده باز می جویند.
انتخابات آزاد و حکومتهای مردمی را طلب می کنند و فریاد "هر فرد یک رأی" را سر می دهند و خواستار استقرار حکومت هایی هستند که به جای تأمین منافع بیگانگان از امکانات وسیع مادی، سوق الجیشی و انسانی این کشورها در جهت اعتلاء زندگی و توسعه و پیشرفت و عدالت استفاده کنند و به حق خواستار مردم سالاری هستند و آنچه من می خواهم بگویم این است که راه رهایی از این مصیبت نیم قرن گذشته، راه رهایی فلسطین عزیز، راه بازگشت به عزت از دست رفته، استقرار نظامهای مردم سالار در این کشورها است و این بیداری فرخنده به یاری خداوند خاموش نخواهد شد و در واقع در مورد فلسطین و اسرائیل نیز از این پس این شعار بیش از همیشه شنیده خواهد شد که راه رهایی منطقه از مشکلات و خطراتی که نیم قرن است همه ذخایر مادی و معنوی را نابود کرده است از مجرای استقرار دموکراسی واقعی در کشورهای منطقه عربی و اسلامی می گذرد.
و ملت بزرگوار ایران نیز که دهها سال است در این مسیر حرکتی شکوهمند داشته است خود را در کنار ملت مظلوم فلسطین و در کنار همه ملتهای برخاسته منطقه می داند از مصر و تونس و لیبی و یمن گرفته تا سوریه و بحرین.
امروز در لیبی خون و آتش بیداد می کند ولی به یاری خداوند دیکتاتور خواهد رفت.
امروز کشتاری که در سوریه می شود تکان دهنده است والحق که جواب آزادی خواهی مردم قتل و کشتار و ویران کردن نیست.
امروز در یمن قیامتی برپاست، با حضور مردمی که گرچه مسلح اند ولی همچنان حرکت مسالمت آمیز خود را نشان می دهند و در برابر رژیم دیکتاتور ایستاده اند و امروز در بحرین علی رغم فشار و سرکوب حرکت مدنی و آزاد مردم، حرکت جامعه به سوی استقرار مردم سالاری ادامه دارد.
مطمئناً این موج همچنان ادامه خواهد یافت و دیر یا زود همه نظام های خودکامه و حکومت هایی که از زمان عقب اند را خواهد گرفت. افسوس که خودکامگان نمی توانند مقتضیات زمان خود و حق و حرمت مردم را دریابند و اگر هم در یابند وقتی است که دیر شده است.
ما نیز همچون مردم منطقه و همه آزادی خواهان جهان از دیکتاتور های موجود می خواهیم که یا واقعاً و نه فریبکارانه تغییر رویه ای اطمینان بخش برای ملتهای خود بدهند و مرحله گذار از دیکتاتوری به مردم سالاری را کم هزینه تر طی کنند یا زودتر حق را به مردم بسپارند و بروند.