۷ مرداد ۱۳۹۰
روح زمانه ما روح آزادی خواهی و رهایی انسان است
اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای تهران و علوم پزشکی تهران با سید محمد خاتمی دیدار و گفت و گو کردند. در این دیدار صمیمانه دانشجویان به بیان شرایط حال حاضر دانشگاه ها و نقطه نظرات خود در مورد مسائل روز جامعه پرداختند و از ادامه وضعیت امنیتی در محیط دانشگاه و جامعه ابراز نگرانی و نارضایتی نمودند و شرکت در انتخابات بدون فراهم شدن حداقل شرایط لازم را بی معنی خواندند. در ادامه نیز سید محمد خاتمی به بیان دیدگاههای خود پرداخت. متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در پی می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی گفته می شود انجمن اسلامی دانشجویان چه به ذهن انسان می رسد؟و چه انتظاری از آنها است و چه نقشی می تواند در جامعه داشته باشد؟حتی در کشورهایی که اسلامی هم نیستند ما شاهد حضور انجمن های اسلامی در آنجا هستیم ولی نقش و جایگاه انجمن اسلامی در کشوری که غلبه با اسلام و اکثریت با مسلمان هاست متفاوت است و در جایی که نظام و حکومتش هم منتسب به دین باشد باز توقع و انتظار دیگری از انجمن اسلامی هست.
راجع به انجمن های اسلامی دانشجویی و دانشگاهی می شود صحبت کرد در این میان انجمن اسلامی دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران جایگاه ویژه ای دارد و می توان بحث کرد که این انجمن چه ماهیت و چه رسالتی دارد و می تواند داشته باشد؟ این انجمن به یک معنا مادر همه انجمن های اسلامی دانشگاهها بوده و در همه فراز و نشیب ها توانسته است بدون تغییر ماهیت هم روی اصول و هم وظایفی که در مقاطع مختلف داشته پایداربماندپدیده ای است که جداگانه باید به آن پرداخت.
وقتی می گوییم انجمن اسلامی دانشجویان در درجه اول متوجه نهاد دانشگاه و دانشجو می شویم.
از درون دانشگاه نیروهایی که گردانندگان چرخ های اصلی جامعه هستند بیرون می آید و این نقش مهمی است.
دانشجو به خاطر هزینه ای که برایش می شود و وظیفه ای که دارد باید نهایت استفاده را از آن موقعیت بکند تا دارای دانش و مهارت لازم در رشته های مختلف باشد.
دانشگاه به عنوان قلب و مغز و نیز چشم و گوش هر جامعه ای که هم می بیند هم می شنود و هم آگاهی دارد باید آن موقعیتی که آگاهی و بصیرت و درک نیازهای جامعه و ارائه راه حل برای رفع نیازهاست داشته باشد.
دانشگاه همیشه و در همه جوامع نقش پیشتاز را ایفا می کند. جامعه موجود ایستای متوقف نیست چون انسان تاریخ دارد و تاریخ در یک مسیر جلو می رود البته تاریخ افت و خیز دارد ولی مسیر تاریخ به سوی تکامل و تأمین هدفی است که برای آن پیامبران آمدند و عبارت است از فرو نهادن بندها از دست و پای جان آدمی و آزاد کردن انسان که البته اوج آزادی در عبودیت خداست.
انسان باید سر سپرده جایی باشد اگر سر سپرده خدا نباشد سر سپرده هوس خود یا هوای شیادانی می شود که در جوامع بوده و هستند.
آزادی واقعی در توحید و بندگی خداست. آن گونه بندگی و توحید خالصی که در ادیان الهی و به خصوص در اسلام هست. گرچه گاهی توحید هم پوششی است برای بسط شرک در درون جامعه حالا شرک اعتقادی، عبادی، اجتماعی و روانی و . . .
انسان؛ بنده خدا یعنی سرسپرده علم و حکمت مطلق، تدبیر، رحمت، خلاقیت و قدرت آفرینش مطلق است و آزاد واقعی کسی است که فقط سرسپرده این حقیقت ممتاز باشد که آثارش هم در شخص انسان مشخص می شود و انسان از سلطه شیطان و هوا و هوس رها می شود و در عرصه اجتماعی از قدرت های زورگوی جباری که فقط قدرت دارند و فقط از جامعه اطاعت می طلبد رها می شود.
معتقدم تاریخ در مسیر آزادی و رهایی حرکت می کند و نقطه مطلوب هم که ما در تاریخ به آن اعتقاد داریم و انتظار آن را می کشیم آن عصر مهدوی است که آن انسان کامل الهی می آید و مدار و محور جامعه، آن امام کامل است که بقیه الله است و ان شاء لله در زمان خود خواهد آمد.
اگر تاریخ این مسیر را دارد و در حال حرکت است جامعه یک موجود ایستا نیست. پویاست یعنی حرکت می کند و یک پیشتاز می خواهد . پیشتاز مشخص جامعه ما از جمله باید جامعه دانشگاهی باشد. یعنی نقش پیشرویی جامعه به سوی آزادی؛رهایی،توحید ؛پیشرفت و کرامت داشته باشد. انجمن های اسلامی دانشجویان می توانند و باید این نقش را داشته باشند.
در جوامعی مثل ما که دچار استبداد تاریخی بوده اند و مردم در متن جامعه دارای حق و حرمتی نبودند و حاکمان همه حقوق را داشتند؛ و هیچ تکلیفی را متوجه خود نمی دانستند رسالت بزرگی برای همه ما و از جمله نهاد دانشگاه ایجاد می شود که ما در مسیر حرکت تاریخی جامعه مان برای مردمی که ذی حق و دارای خود باوری باشند و حقوقشان تأمین شود و حکومت حدود و مسؤولیت هایش مشخص بشود باید روشنگری کرد باید انتقاد کرد و حاکمانی که از مسیر حق مردم منحرف شوند یا از امکانات سوء استفاده می کنند مورد انتقاد قرار گیرند وبه هر حال این بهترین کاری است که می توان کرد.
بعلاوه اینکه خود دانشجو به عنوان آن پیشانی پیشروی جامعه باید مظهر اعتقاد و اعتماد به حق و حرمت مردم باشد که تأمین آن مهمترین سبب رستگاری اجتماعی و رفع مشکلات اجتماعی و پیشرفت جامعه خواهد بود ؛ دانشجو و دانشگاه در این زمینه باید پیشرو باشد. در درون دانشگاه باید رعایت حق یکدیگر و تحمل همدیگر را بکنیم و هر کسی مسؤولیتی پیدا کرد باید جوابگوی آن باشد دانشگاه باید این نقش را داشته باشد.
اگر تاریخ دویست سال گذشته مملکتمان را در نظر بگیریم که از سه مساله بسیار وحشتناک رنج می برده یکی استبداد و خود کامگی؛یکی استعمار و وابستگی به بیگانه و دیگر عقب افتادگی در همه عرصه های اقتصادی علمی اجتماعی؛جنبش و حرکتی که در این سالها بوده است این حرکتی که با همه تفاوت هایی که بین بخش های مختلف بوده است وجه مشترکش این بوده که خواستار آزادی در مقابل استبداد بوده است. خواستار استقلال در برابر وابستگی و استعمار بوده و نیز خواستار پیشرفت و توسعه در مقابل عقب افتادگی بوده است.
این حرکتی است که جامعه ما با همه فراز و نشیب ها داشته است و با همه شکست هایی که در این مدت خورده ؛ شگفت انگیز است که این ملت از اهداف خودش دست برنداشته.
اوج این حرکت را در انقلاب اسلامی با محوریت حضرت امام می بینیم روح دعوتی که در زمینه عینی انقلاب وجود داشت چیزی جز آزادی خواهی؛استقلال طلبی و پیشرفت طلبی نیست.
آزادی ،استقلال و جمهوری اسلامی شعار اصلی ماست که هنوز هم شعار اصلی ماست و همواره باید شعار اصلی ما باید باشد.
دانشجو اگر بخواهد الگو وپیشرو باشد باید این خواست تاریخی ملت را در طول تاریخ فراموش نکند. هیچ چیز نباید او را وا دارد از اینکه از این محورهای اصلی غافل شود.
جنبش دانشجویی اگر از این خواست تاریخی و حقیقیت تاریخی که رمز و راز رهایی جامعه ما هست و ابعادی که هویت یک جمعیت دانشجویی را تشکیل می دهد غافل بماند جایگاه خودش را از دست می دهد.
اولا ما در جامعه اسلامی به سر می بریم منظورم این نیست غیر مسلمانان در جامعه ما نیستند و منظورم این نیست که همه چیز را برای مسلمانان جامعه بخواهیم نظام اسلامی که مورد توجه ماست فقط حقوق و مزایا وحرمت و نیازهای مسلمانان یا شیعیان را برآورده نمی کند بلکه در این نظام هر کسی در اینجا هست باید حق و حرمت داشته باسد و مورد احترام باشد.
ما یک رسالتی علاوه بر آن رسالت های کلی به عنوان مسلمان و شیعه در جامعه ای که اکثریت آن مسلمان و شیعه هستند داریم.
تفاوتی که مابا دیگران داریم این است که بعضی ها می گویند دین در عرصه اجتماعی نباید دخالت کند ما بر عکس می گوییم دین دستور دارد برای جامعه بشری و نیز ناظر به زندگی جامعه بشری است و نسبت به این دنیای مردم هم نظر دارد.
دین فقط این نیست که رابطه تو را بر خدا برقرار کند و نتیجه اش را در جهان دیگر ببینی که البته این خیلی امر مهمی است. ولی دین اسلام این طور نیست که به امور اجتماعی و دنیایی بی تفاوت باشد.
اگر هدف پیامبران آزاد سازی انسان است و اگر خواست این مردم مسلمان به سوی آزادی ؛استقلال؛ پیشرفت است یقینا دین خدا منافی با آن نیست بلکه موید آن است.
قرائت درست از اسلام کدام است؟اسلامی که می گوید حکومت هست ولی مردم هیچ حقی ندارند آیا این متناسب با روح تاریخی و اراده الهی و رسالت پیامبران هست ؟اسلامی که می گوید می تواند در جامعه تبعیض و اختلافات طبقاتی وجود داشته باشد آیا با آن روح تاریخی و اراده الهی و رسالت پیامبران سازگار است؟
ما می گوییم برداشتمان از اسلام این است که جامعه را به آزادی، عدالت و برخورداری همگان می رساند و معتقدیم برداشت درستی است. این بدان معنا نیست بیاییم همه برداشت های دیگر را نفی کنیم اتفاقا آن شیوه ای که بعضی ها دارند و می گویند آنچه ما می گوییم همان است و تمام آنچه خلاف آن است باید به هر قیمتی شده است حذف شود مردود و محکوم می شناسیم! نه ما می گوییم دیگری هم می تواند حرفش را بزند ولی اولا این طرف هم بتواند از اسلامی که میگوییم حرفش را در جامعه بزند ثانیا اینکه مدار و محور نظام اجتماعی آن بینش و منش یا توهماتی که هم معتقدیم مغایر با روح اساسی ادیان الهی و اسلام است و هم مغایر با خواست تاریخی ملت است آن حاکمیت مطلق را نداشته باشد و امکان حذف دیگران را نداشته باشد.
معتقدیم مردم هم این را می خواهند اصلا پیروزی انقلاب اسلامی هم همین بود مردم ما احساس کردند کسی و جریانی از موضع دین و خدا دارد نسبت به خواست های تاریخی آنها حساسیت نشان می دهد و انها را به رسمیت می شناسد و تلاش برای برآورده شدن آنها را اسلامی می داند. در انقلاب، اسلام به گونه ای مطرح شد که طرفدار آزادی و استقلال و پیشرفت است و به همین دلیل است که از دل انقلاب اسلامی ،‌جمهوری اسلامی در می آید.
اصطلاح جمهوری اسلامی که امام آن را آورد و اجرا کرد خیلی مهم است. در جمهوری اسلامی مردم صاحب حقند هیچ چیزی هیج جایی هیچ رکنی جز بر اساس رای و نظر مردم مستقر نمی شود.
وقتی می گوییم جمهوری اسلامی یعنی اسلام هم این جمهوری را خواسته است این اسلامی که با این جمهوری سازگار است.
وقتی می گوییم جمهوری اسلامی یعنی می خواهیم الگویی ارائه بدهیم که هم پاسخ دهنده نیازهای تاریخی این جامعه و هم تأمین کننده نیازهای روزگار است و هم با ارزشهای الهی سازگاری دارد.
روح زمانه ما روح آزادی خواهی و روح رهایی انسان است روح پیوستگی و برآمدن قدرت ها از اراده مردم است روح آزادی نقد است روح برخورداری جامعه و همه افراد آن از حقوق سیاسی و فرهنگی و اجتماعی است که دارند و باید داشته باشند و اینکه جوامع با حقوق اساسی و قانون اساسی شکل می گیرد.
قانون اساسی یعنی در آن؛ حقوق اساسی ملت و حکومت و حدود اساسی ملت وحکومت مشخص باشد یعنی اگر ملت تکالیفی دارد حقوقی هم دارد و اگر حکومت؛ قدرت و امکاناتی دارد حدودی هم دارد!
در جوامعی مثل ما تکیه بر حقوق اساسی ملت که همواره پایمال شده در طول تاریخ بسیار مهم است. یکی از وجوه اصلاحات این است وقتی می گوییم همه قانون اساسی باید مورد توجه باشد باید ببینیم در طول تاریخ کدام بخش هایی که در قانون اساسی آمده بیشتر آسیب دیده است و زمینه های استقرارش در جامعه دشوارتر است. از جمله همین اصولی است که مربوط به حقوق ملت می شود مورد توجه است یعنی این بخش بسیار مهم است که باید روی آن تکیه کرد.
ما دلمان می خواهد یک نظام الگو از اسلام در دنیای امروز با همه خصوصیاتش ارائه دهیم. اگر انسان تاریخی است ما در کدام مرحله تاریخی هستیم و انسان امروز چگونه به جهان نگاه می کند وچه نیازها و پرسش هایی دارد ما اگر بخواهیم پاسخی بدهیم باید پاسخ ها متناسب با آن نیازها و پرسش ها باشد.
انسان امروز آزادی، برخورداری،کرامت و حکومت هایی می خواهد که بر آمده از اراده او و مسؤول در مقابل او باشد.
نظامی که می خواهیم پیاده کنیم نظام الگویی باید باشد که تمام نیازهای به حق و دستاوردهای مهم تاریخ بشری که یکی از انها رهایی از قدرت های استبدادی و جبار در تاریخ بوده و تمام مزایایی که امروز هست مانند آزادی و آزادی اندیشه و بیان و نقد و انتخابات آزاد و ضوابطی که برای یک انسان آزاد است در این نظام داشته باشیم بعلاوه اینکه عدالت که روح دعوت انبیا است در جامعه وجود داشته باشد. عدالت فقط جنبه اقتصادی آن نیست بلکه آزادی مردم و آزادی انتخاب مردم از بارزترین مصداق های عدالت است. به علاوه خلاء هایی که در دنیای امروز هست بی اخلاقی و دنیازدگی و ماده گرایی اینها مسائلی است که دنیای امروز گرفتار آن است ما اینها را نمی خواهیم. ما باید چیزهایی که دنیای امروز دارد داشته باشیم و آنچه ندارد و موجب خلاء می شود نیز در نظاممان وجود داشته باشد در این صورت است که می توانیم الگو بسازیم.
می شود جامعه عادلانه باشد اخلاقی هم باشد؛می شود همه آزادانه زندگی کنند اخلاقی و عادلانه هم باشد. می شود ارزش های الهی و معنوی و احکام معنوی در ان حاکم باشد و انسان ها هم دارای حرمت باشند.
آزادی؛ حق برخورداری؛ احساس شخصیت کردن و کرامت داشتن انسان که با خدا شناسی مخالف نیست.
انجمن اسلامی رسالت فوق العاده سنگینی پیدا می کند که باید متوجه آن باشیم هم آن نقشی را که به عنوان دانشجویی که در اینده اداره کننده کشور است در نظر داشته باشد هم به عنوان پیشرو و پیشتاز جنبش های اسلامی در جوامع رسالت سنگینی دارد و هم نسبت به خواست های تاریخی ملت باید دغدغه داشته باشد و هم نسبت به اینکه چون جامعه ما اسلامی است نسبت به اسلام حساسیت داشته باشد ؛اسلامی که هم با آن روحی که در همه ادیان الهی است و هد آن رها کردن و آزاد کردن انسان است سازگار باشد و هم با شرایط تاریخی با آزادی استقلال و پیشرفت جامعه سازگار باشد.
انجمن اسلامی دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران در این میان یک خصوصیتی دارد و ان اینکه همیشه جنبه اعتقادی داشته؛هم دغدغه نسبت به ارزش های اصیل انقلاب واسلام داشته و هم درد مردم و دردهای زمان را می خواسته بشناسد و نسبت به انها لااقل در جامعه هوشیاری ایجاد کرده در عین حالی که همواره از نظام اسلامی و انقلاب اسلامی و ارزش ها دفاع کرده هیچگاه عنصر وابسته به قدرت و جریانی خاص نبوده و خودش را مستقل نگاه داشته و نیز با سعه صدر مشکلات و تنگناهایی که برایش ایجاد شده را تحمل کرده است و امروز هم به یاری خدواند باید بر آن راه و رأی و روش پافشاری کند.
در ابتدای این دیدار حاضرین در جلسه به بیان دیدگاهها و نظرات خویش پرداختند که مهمترین آنها بدین شرح است:

- اظهار تأسف از غلبه فضای امنیتی بر دانشگاهها

- تحلیل شرایط پیش روی انتخابات و اصلاح طلبان و دغدغه نسبت به کشور و جمهوری اسلامی

- تا زمانیکه شرایط حداقلی فراهم نشده است شرکت در انتخابات معنا ندارد

- استقبال از مواضع اخیر سید محمد خاتمی که براساس اخلاق سیاسی است و ان شاء الله منتج به نتیجه هم خواهد شد.

- خیلی از شرایط را تأیید نمی کنیم ولی معتقدیم با وفاداری به اصل نظام و دفاع از آن باید از درون، مشکلات اصلاح شود و به نتیجه برسد

- جریان اصلاحات باید به سمت احیا و بسط گفتمان خود بپردازد

- دعوت به اجرای بدون تنازل و همه جانبه قانون اساسی و تکیه بر اسلام به عنوان دین رحمانی دو بال پیش برنده اصلاحات است

- ابراز نگرانی نسبت به بسته بودن فضای نقد در جامعه و تند شدن فضا