۲۸ خرداد ۱۳۹۰
خواستهای ما در این مقطع حساس: آزادی زندانیان، ایجاد فضای باز و سالم و امن سیاسی، حرکت به سوی انتخابات سالم و مطلوب
سید محمد خاتمی در دیدار با تنی چند از نخبگان و فعالان سیاسی - فرهنگی و جوانان استان گیلان سه خواست مشخص خیرخواهان در این مقطع حساس برای جلوگیری از افزایش خشونت و تنش را آزادی زندانیان؛ ایجاد فضای باز و سالم و امن سیاسی، همانگونه که قانون اساسی ایجاب می کند و تأمین کننده حقوق اساسی جامعه، مردم و گرایش ها است و حرکت به سوی انتخابات سالم و مطلوب که شاه بیت مردم سالاری است دانست و تصریح کرد: بهره تحقق این امور بیش و پیش از همه به نظام می رسد و حاکمیت و مردم هم از آن بهره می برند.
در ابتدای این دیدار، حاضران با بیان نقطه نظرهای خود از اینکه امروز انبوهی از نیروهای ارزنده و مؤمن که در دلبستگی ایشان به انقلاب، کشور و اصلاحات تردیدی نیست، مورد فشار و در تنگنا هستند اظهار نارضایتی کرده، تأکید نمودند که انتقاد و اعتراض به روند جاری به معنی ساختار شکنی نیست و دفاع از ارزشهای اصیل و از حقوق و مطالبات به حق مردم وظیفه انقلابی، دینی و ملی است.
همچنین اعمال خشونت چه از سوی حکومت و چه از سوی منتقدان و معترضان ناپسند شمرده و تلاش برای ایجاد فضای امن و سالم سیاسی را امری ستوده دانسته و تصریح کردند: این امر به معنی عقب نشینی از خواستها و آرمانها نیست و البته باید به گونه ای باشد که چنین تلقی نادرستی ایجاد نکند.
اعضای حاضر در این نشست همچنین بر اهمیت انتخابات تأکید نموده، ایجاد فضایی که همه جریانها و نیروهای اجتماعی بتوانند در انتخابات حضور داشته باشند را لازم دانسته و اظهار امیدواری کردند که شرایط مناسب برای حضور فراهم آید.
وضع ناگوار اقتصادی و آسیب دیدن بنیانهای اقتصاد جامعه و عدم استفاده از امکانات موضوع دیگری بود که مد نظر حضار قرار گرفته و منشاء بسیاری از نارضایتی ها و عدم اطمینان ها خوانده شد.
حاضرین در این دیدار حفظ نظام را امری اساسی دانسته و در عین حال بر اصلاح روش ها و شیوه ها تأکید نموده، طرد و حذف اصلاحات و بالاتر از آن هر آنچه و هر آن کس را که در چارچوب سلیقه ای خاص نمی گنجد منشاء حرکت ها و جریانهایی دانستند که به اصل نظام و کشور لطمه خواهد زد.
حاضرین به اتفاق خواستار حضور فعال روحانیون در سرنوشت جامعه و موضع گیری روشن آنان در قبال حوادث شده و این حضور را سبب اعتماد بیشتر بخش های مهمی از جامعه به نهاد روحانیت و مرجعیت دانستند.
حاضرین در پایان با تأکید بر لزوم ارتباط گسترده تر با بدنه جامعه و روشن گری و تبیین مواضع که سبب امید بخشیدن به جامعه و بخصوص جلوگیری از یأس در میان جوانان می شود تأکید نموده، از آنچه که در جامعه جاری است و می تواند موجب دوری هرچه بیشتر نسل جوان و بخش های آگاه تر جامعه از اسلام و نظام شود اظهار نگرانی نمودند.
پس از پایان سخنان حاضران، سید محمد خاتمی ضمن اظهار خوشوقتی از این دیدار سخنان خود را با تبریک اعیاد پیش رو آغاز کرد. متن کامل سخنان رئیس جمهوری سابق ایران در پی می آید:
میان دو عید فرخنده قرار گرفته ایم، میلاد مولی امیرالمؤمنین علیه السلام و بعثت حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم که ان شاء الله بر همه حاضران و تمامی ملت ایران و مسلمانان و آزادگان جهان مبارک باشد.
پیوند استوار عقلی و عاطفی با این دو رویداد می تواند راه ما را به سوی آینده بهتر هموار و ما را در تأسی به آن بزرگواران پایدارتر کند.
دوستان مطالبی را بیان کردند که در جای خود مهم و درخور توجه است و نظرها نیز محترم است. من عرض می کنم که باید با دقت ببینیم در چه مرحله تاریخی و وضعیت جهانی و منطقه ای به سر می بریم و خواستهای اصلی و هدفهای اساسی را مشخص کنیم و امکانات را نیز در نظر بگیریم و براساس آنها نقش و جایگاه و وظیفه خود را دریابیم.
انسان ها بخصوص جوانان، ایده های بلند و زیبا دارند و به ویژه در این مرحله حساس تاریخی که جامعه بسیار روشن تر و بیدارتر شده است. ولی همیشه زمینه تحقق همه ایده ها فراهم نیست. زیرا ممکن است که احیاناً بعضی ایده ها توهمی باشد نه عقلانی و نیز اگر عقلانی است شرایط عملی شدن همه آنها به سرعت فراهم نباشد. انسان باید بکوشد اولاً: به ایده های معقول برسد. ثانیاً بدون اینکه از آنها دست بردارد همواره با توجه به امکانات و اقتضائات و اولویت ها در پی آنهایی باشد که قابل تحقق است و راه و روش کم هزینه تر و پربازده تر را بیابد و انتخاب کند. رهبران و مسؤولان مؤثر و موفق اجتماعی کسانی هستند که همه اینها را در نظر می گیرند. بنابراین ناکامی های مقطعی به هیچ وجه نباید موجب یأس شود. مهم این است که راه گم نشود.
ما در چه مرحله تاریخی و شرایط زمانی و مکانی هستیم؟
ما در ایران به سر می بریم، سرزمینی عزیز و دارای موقعیتی بسیار ممتاز به لحاظ تاریخی و نیز جغرافیای سیاسی و جغرافیای راهبردی و سرمایه های سرشار.
ملت ایران، ملتی سرافراز و بزرگ و با سابقه درخشان است که در مرحله اخیر تاریخ پیشتاز در استقرار جامعه مدنی بالندۀ سازگار با موازین دینی و فرهنگی در منطقه و جهان اسلام بوده است. در این کشور توسط همین مردم انقلاب بزرگی رخ داده است و هزینه های فراوانی برای آن پرداخت شده است.
من به همگان بخصوص نسل های سوم و چهارم عرض می کنم مگر می شود به سادگی از این واقعه سرنوشت ساز دست برداشت. انقلاب تجلی ایمان و خواست تاریخی یک ملت بزرگ است و حرکتی علیه استبداد و استعمار با مدنی ترین روش ها و اخلاقی ترین شیوه ها. مگر می شود آن را نادیده گرفت؟
از دل این انقلاب، “جمهوری اسلامی” برآمد. جمهوری به تعبیر امام به همان معنی که در همه جا هست (یا باید باشد) و اسلامی یعنی ارزشها و احکام روزآمد اسلامی مبنای اهتمام و عمل باشد. خوب مگر مردم چه می خواستند؟ و مگر شما در عمق وجدانتان چه می خواهید؟ آزادی، استقلال، پیشرفت، مسؤولیت پذیری قدرت در برابر مردم، احترام به حق و حرمت یکایک افراد جامعه و گردن نهادن به حق حاکمیت مردم بر سرنوشت. مگر جمهوری به معنی واقعی اش جز اینها است؟! و اسلامی بودن، یعنی ارزش های فراموش شده در دنیای مدرن نیز در آن باشد. یعنی می خواستیم و می خواهیم که همه مزایایی که نظامهای جدید دارند در اینجا باشد و جنبه های منفی آن ها که عمدتاً ناشی از دور ماندن انسانها از اصل معنوی خود و مخلّد شدنش در زمین است نباشد. ما جمهوری اسلامی را اینچنین می بینیم و می خواهیم.
حال اگر به هر دلیل شاهد سیاست ها، روش ها و کارکردهایی هستیم که با این موازین سازگار نیست و ضوابطی که لازمه جمهوری اسلامی است نقض می شود و جمهوری اسلامی بد معرفی می شود، نمی توان دست از جمهوری اسلامی برداشت و آرمانهایی که برای آن اینهمه فداکاری شده است را رها کرد. باید جمهوری اسلامی را درست فهمید و بر آن پافشاری کرد.
جمهوری اسلامی، تأمین کننده خواست تاریخی اکثریت جامعه ما است. در این جمهوری آزادی و حقوق اساسی برای همه شهروندان باید وجود داشته باشد. جمهوری اسلامی به صورتی که عرضه شد و مردم هم به آن رأی دادند این است؛ نظامی که در آن هر کس که سازگارانه در متن آن می زید دارای حق و حرمت است و آن نیست که فقط مسلمانان و از میان مسلمانان فقط شیعیان و از میان شیعیان فقط صاحبان سلیقه و گرایشی خاص از حقوق، امنیت و آزادی برخوردار باشند و بقیه حذف و هتک شوند. مگر امام نمی فرمود که الگو و مدل اسلامی حکومت همان است که امیرالمؤمنین علیه السلام آن را پیاده کرد و مگر امام علی علیه السلام همانگونه که بر حق و حرمت نزدیک ترین یاران خود تأکید می کرد بر حق و حرمت یک بانوی یهودی نیز پافشاری نمی کرد؟
ما جمهوری اسلامی را این طور می فهمیم و می خواهیم و از آن دفاع می کنیم.
اگر کسانی که در ژرفای وجودشان نسبت به امام صادق نبودند و نیستند و به انقلاب هم اعتقاد نداشته و ندارد و مردم را هیچ کاره و رأی آنان را بی اعتبار می دانند امروز چیز دیگری بگویند و پندارهای باطل خود را ایده های انقلاب جا بزنند و نهضت را طوری معنی کنند و از نظام چهره ای نشان دهند که قابل دفاع و پسندیده نیست، نباید جوانان از انقلاب و جمهوری اسلامی روی گردان شوند، بلکه باید بکوشیم و به توافق برسیم که جمهوری اسلامی به جایگاه خود برگردد و از گزند افکار انحرافی و رفتارهای نادرست مصون بماند.
آنچه اصلاحات همواره بر آن تأکید کرده است این است که نظام باید تقویت شود و تقویت نظام از جمله با اصلاح روش ها و سیاست ها است و اینکه نگذاریم نارواییها و نارساییها به نام اسلام تمام شود.
آقایان کروبی و موسوی و بسیاری از کسانی که در حصر و حبس هستند نیز همین را می خواستند و می خواهند و نیز خواست و حرف بسیاری از بزرگان روحانی و سیاسی که متأسفانه مورد کم لطفی و احیاناً تحت فشار هم قرار می گیرند همین است.
تکیه بر اصول نظام و جمهوری اسلامی و تأکید بر معیارها و ارزشهایی که در انقلاب بود و متأسفانه در خیلی از موارد نقض شده و می شود، برای ما باید اصل باشد و تأکید بر این امور به هیچ وجه وجه انحراف از موازین و بی اعتنایی به خواست های اساسی ملت نیست. ما می گوییم نباید سلایق خاص عین جمهوری اسلامی تلقی شود و نباید انبوهی از نیروهای مؤمن و کارآمد خارج از نظام به حساب آیند و احیاناً سرکوب شوند.
تلاش خیرخواهانه برای گذر از وضعیت پرتنش و ناگوار امنیتی به وضعیت سیاسی امن و سالم که در آن قانون و بخصوص روح قانون اساسی حاکم باشد و رسیدن به تفاهم در این امر، مطلوب است و چنان که می دانید در این مقطع حساس برای جلوگیری از افزایش خشونت و تنش سه خواست مطرح شده است:
آزادی زندانیان، ایجاد فضای باز و سالم و امن سیاسی، همانگونه که قانون اساسی ایجاب می کند و تأمین کننده حقوق اساسی جامعه، مردم و گرایش ها است و حرکت به سوی انتخابات سالم و مطلوب که شاه بیت مردم سالاری است. و معتقدیم بهره تحقق این امور بیش و پیش از همه به نظام می رسد و حاکمیت و مردم هم از آن بهره می برند.
در فضای نامطلوب کنونی که هتاکی و گرافه گویی و طرد و حذف آن را تیره کرده است و مبنای جامعه ای که انتظار داشته و دارد در درون نظام برآمده از انقلاب، امنیت و آزادی حرمت و برخورداری داشته باشد و جایگاه خود را در عرصه حیات کنونی جهان والا و محترم ببیند لرزان کرده است، بیانات رهبری در 14 خرداد می توانست و می تواند روزنه امیدی به آینده بگشاید. بیاناتی که مؤید سیاست درست جذب حداکثری و دفع حداقلی است. همین ها اگر به درستی مورد اهتمام عملی قرار گیرد و بسیاری از مسائل و مشکلات حل خواهد شد، منتهی باید دید چه کسانی، چه نهادهایی و چه جریاناتی در درجه اول باید آنها را رعایت کنند. بدون تردید در درجه اول دستگاههای قضایی، امنیتی و سیاسی و متصدیان رد و تأیید صلاحیت ها که به حق یا ناحق قدرت دارند و نقش آنها در جهت ایجاد فضای مناسب پراهمیت تر است باید خود را مخاطب این سیاستها و بیانات بدانند.
در مورد انتخابات هم باید گفت که:
اولاً در نظام مردم سالار، انتخابات کلیدی ترین و اساسی ترین عاملی است که حق حاکمیت مردم بر سرنوشت را تأمین می کند و اگر به درستی رعایت شود مانع هر گونه خودکامگی و منشاء افزایش رضایت عمومی است.
ثانیاً انتخابات متعلق به کل جامعه است، نه در اختیار یک جناح و سلیقه و شرط برگزاری درست آن این است که همگان با اطمینان خاطر بتوانند در آن حضور یافته و برای این کار باید شرایط لازم فراهم گردد. و اگر شرایط و وضعیت به گونه ای بود که مردم یا بخش های مهمی از جامعه نتوانند در انتخابات شرکت کنند، مسؤول و جوابگو آنهایی هستند که نمی گذارند مردم از حقشان استفاده کنند.