۱ خرداد ۱۳۹۰
انتخابات آزاد و سالم در گرو رفع حصر ها و حبس ها به وِیژه در مورد زنان به میمنت ولادت حضرت زهرا و تأمین آزادی های اساسی و مدنی
در آستانه دوم خرداد، جمعی از جوانان اصلاح طلب در دیداری صمیمانه با سید محمد خاتمی به طرح دیدگاههای خود و گفت و گو پرداختند. رئیس جمهوری سابق ایران در این دیدار با تبریک زادروز حضرت فاطمه زهرا علیها السلام به همه رهروان راه سعادت و خواستاران فضیلت و آزادگی و سربلندی و نیز به ملت شریف ایران بخصوص زنان بزرگوار، سالروز آزادی خرمشهر، نماد مقاومت و ایمان و دینداری و وطن خواهی ملت ایران را گرامی داشته، به روان پاک شهیدان درود فرستاد.

متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در این دیدار صمیمانه در پی می آید:

خوشوقتم که امروز در جمع شما جوانان عزیز که نمونه ای از نسلی سرافرازید هستم؛ نسلی که بیش از 70 درصد جمعیت رو به آینده ما را تشکیل می دهد و خوش آمد می گویم به شما که در میان همه راههای رسیدن به هدفهای والای الهی و انسانی زندگی، اصلاح طلبی را برگزیده اند. بهره مندی از نظرات شما برای من غنیمت است.
در باب "دوم خرداد" کم و بیش گفته ایم و گفته اند، از جمله در سال 1388 در جمع انبوه بزرگوارانی که شور انتخابات و امید به آینده بهتر آنان را پر نشاط گرد هم آورده بود مطالبی را عرض کردم که مراجعه به آن را برایتان مفید می دانم.
دوم خرداد 1376 یکی از سی و چند روزی است که به برکت انقلاب اسلامی که هدفش حاکمیت انسان ایرانی بر سرنوشت خود بود انتخاباتی صورت گرفت که صرف نظر از نتیجه آن آنچه مهم بود و در همه انتخابات مهم است حضور مردم و اعمال اراده آزاد آنان است. امری که اگر بود و مردم بتوانند آزادانه رأی و نظر خود را ابراز و مبنای عمل اجتماعی قرار دهند و معتمدان خود را به عنوان نمایندگان خود در جایگاه مسؤولیت بنشانند. "مردم سالاری" که خواسته مردم روزگار و نیز مورد نظر انقلاب اسلامی و امام ما بوده است تحقق یافته است. گرچه استقرار مردم سالاری امری است و پاسداری از آن تا مورد تحریف و انحراف قرار نگیرد امری دیگر است. اما اهمیت دوم خرداد را در این می دانم که واقعه ای که در آن روز اتفاق افتاد نماد روح تاریخی ملت است که همواره در جستجوی عدالت و آزادی بوده است.
دوم خرداد نیز خود نمادی دارد که در آیینه آن باید واقعه را دید و شناخت و آن را پاس داشت.
بعد از دوم خرداد دو اصطلاح بیش از پیش رایج شد که در واقع نماد دوم خرداد است. یکی اصلاحات و دیگری گفت و گوی تمدن ها.
درباره دومی که در واقع ارائه دهنده سرمشق رابطه میان انسان ها و ملت ها در جهان به هم پیوسته امروز بوده و هست در جای دیگر سخن گفته ام و باز هم خواهم گفت و امروز بیشتر به عنوان اول یعنی "اصلاحات" می پردازم که آن را روح دوم خرداد می دانم که متأسفانه در عرصه رسمی مورد بی وفایی های فراوان قرار گرفته است و امروز هم می بینید که در تبلیغات رسمی و محافل خاص چه تهاجمی به اصلاحات و اصلاح طلبان می شود. البته از نظر دور نداریم که به نام اصلاحات هم کج فهمی و کژتابی و احیاناً جفا کم نبوده است.
اصلاحات در مرحله اخیر تاریخ ما هنگامی مطرح می شود و رواج می یابد که در ادبیات رایج سیاسی و فکری امروز، "عنوان" اصلاحات با معانی و مفهوم های گوناگون و پیشینه ای متفاوت از آنچه در جامعه ما است مطرح است و اگر دقت نشود ممکن است موجب پاره ای سوء تفاهم ها هم بشود. گرچه اصلاحات در هر جا که باشد و به هر عنوان مشابهتهایی میان آنها هست ولی عین یکدیگر نیستند.
همه می دانیم که اصطلاح "رفرم" و "اصلاح دینی" در غرب مدرن جایگاه مهمی دارد که به نظر بسیاری از جامعه شناسان و فیلسوفان اجتماعی منشاء اصلی دنیای جدید یا دست کم از مهم ترین عوامل پیدایش آن است.
و این واقعه متعلق به تاریخ و جامعه غربی است و سرایت دادن آن به جوامعی با پیشینه و خصوصیات دیگر ممکن نیست و اگر باشد مطلوب نیست.
از سوی دیگر اصلاح و اصلاحات در برابر واژه "انقلاب" مطرح می شود و مراد از آن دگرگونی های تدریجی و به تعبیر مارکسیستی روبنایی است که البته هم در مفهوم انقلاب و هم مصداقهای روبنا و زیربنا آنگونه که مارکسیست ها می گویند حرف و حدیث و چون و چرای فراوان وجود دارد.
ولی به هر حال اصلاح و انقلاب به این معانی مفهوم جدیدی است که در ظرف تحولات غربی معنی پیدا می کند.
همچنین در تحلیل ها و بحث های جدید نوعاً این تلقی از انقلاب وجود دارد که همراه با خشونت است، در حالی که اصلاح، با خشونت بیگانه است.
در حوزه فرهنگی، فکری و سیاسی جامعه خودمان نیز اصطلاحات اصلاح و احیاء اندیشه و اندیشه دینی اصطلاحاتی آشنا است که می توان در آثار دویست سال گذشته از بزرگانی سراغ گرفت که پیشگامان یا رهروان جریان اصلاح و احیاء بوده اند.
اصلاحاتی که در دوره اخیر در اینجا مطرح شده است گرچه می تواند با همه این موارد از جهاتی مشابهت و همسویی داشته باشد ولی عین آنها نیست.
اصلاحات در ایران به نو اندیشی دینی می اندیشد و دین را پایه اصلی فرهنگ و هویت تاریخی ملت می داند با این تذکر که اندیشه دینی امری بشری است و مراد از نواندیشی دینی و نوسازی آن دگرگون کردن و تحریف گوهر دین که امری حقانی و قدسی است نیست، بلکه تلاشی است برای نزدیک تر شدن به آن گوهر که همواره دیدار می نماید و پرهیز می کند و نیز روزآمد شدن و کارآمدتر شدن موازین دینی برای رفع نیازهای بشری و پاسخگویی به پرسش هایی که در این زمان و حتی فردا برای بشر امروز و فردا پیش می آید و دین که جاودانه است باید بتواند به آن نیازها و پرسش ها پاسخ دهد و در مصاف به پاسخهای دیگر جذاب تر و کارآمدتر باشد. البته اصلاح و نوسازی اندیشه دینی با بوالهوسی میسر نمی شود و نیازمند اندیشه های نوی است که هم در سنت و میراث دینی ریشه دارند و هم جهان امروز و نیازها و پرسش های روزگار را می شناسند.
اصلاحات با انقلاب اسلامی نیز پیوندی استوار دارد و برخلاف اصطلاح رایج حتی انقلاب اسلامی را نیز صورتی از اصلاحات می داند، همچنانکه نهضت مشروطیت نیز یک حرکت اصلاحی است و ایرانی در سایه این دو نهضت بخصوص انقلاب اسلامی توانسته است خواست تاریخی خود را با هویت تاریخی اش که بنیاناً دینی است همسو کند.
و جنبش اصلاحی جنبش ضد خشونت است که جز به شیوه های مدنی برای رسیدن به خواستهای خود نمی اندیشد، همچنانکه انقلاب اسلامی فارغ از خشونت بود، بلکه در برابر رژیمی صورت گرفت که ابزاری جز خشونت و سرکوب و تحقیر ملت نداشت و اگر احیاناً خشونتی در جریان انقلاب رخ داده است امری عرضی است و خشونتگران با این انقلاب همسویی و همراهی نداشته اند و اگر ادعای وابستگی به انقلاب کنند ادعای باطلی است. رهبر بزرگ انقلاب نیز هیچ گاه حرکت های خشونت گرا و قهرآمیزی که پیش از انقلاب بود روی خوش نشان ندادند و مردم را به خشونت ترغیب نکردند و نتیجه اینکه انقلاب ما انقلاب کلام در برابر سلاح و گل در برابر گلوله بود.
آنچه در خور یادآوری است اینکه آنچه به نام اصلاحات طرح و جاری شده است به اصطلاح یک "پروژه" و یک برنامه تنظیم و دیکته شده از یک فرد و یک مرکز نیست. اصلاحات را آنگونه که من می فهمم و به آن پای بندم استنباطی است از روح تاریخی ملت ما و جهتی که حرکت این ملت در یکی دو قرن اخیر داشته است و چون در عمق وجدان اکثریت جامعه ما و بخصوص فرهیختگان و نسل جوان و نو جو ریشه دارد و همسو با این پدیده تاریخی است ماندگار است و با حذف اصلاح طلبان هرگز از صحنه خارج نخواهد شد. هر چند که ایستادن در برابر اصلاح طلبان و تلاش برای خارج کردن آنان از صحنه سرنوشت در کوتاه مدت دو اثر منفی را به بار خواهد آورد.
اولاً: در غیاب اصلاحات و پرهیز از انتخابات آزاد و مطلوب و فراگیر و با محدود کردن اصلاح طلبان واقعی چه بسا که دروغ و ناکارآمدی و هدر رفتن سرمایه های ملی و نادیده انگاشتن حقوق اساسی مردم و بی اعتبار شدن قانون، بخصوص قانون اساسی و مهجور ماندن بخشهایی که به حقوق ملت مربوط است رایج شود و موجب دلسردی و حتی بدبینی بخشهای مهمی از جامعه بخصوص فرهیختگان نسبت به نظام و حاکمیت شود.
ثانیاً: موجب نوعی یأس و ناامیدی از کارآمدی اصلاحات گردد و زمینه رشد بینش ها و گرایش هایی را فراهم آورد که راه کار را قهر انقلابی می دانند و گرایش هایی که به تغییر نظام می اندیشند و تجربه نشان داده است که این گرایش ها اگر غلبه پیدا کنند بر نا امنی می افزایند و هزینه های فراوانی را به جامعه تحمیل می کنند و خود نیز در صورت غلبه به قدرتهای جباری مبدل می شوند که عرصه را بر جامعه تنگ می کنند.
به هرحال در فضای بسته و آشفته زمینه ضربه زدن به نظام و انقلاب و کشور برای دشمنانی که در بیرون کمین کرده اند آسان تر و کم هزینه تر می شود.
البته معتقد نیستم که جریان اصلاحات از عیب و کاستی خالی بوده است، چه در دورانی که بخشی از حکومت را در دست داشته و چه پیش و پس از آن و با همه ناروایی ها و جفاهایی که بر ما می رود هیچگاه باب نقد را بر خود نمی بندیم و اصلاحات را نیز امری می دانیم که از اصلاح مداوم بی نیاز نیست.
باری؛ اصلاحات پای بندی به اسلام و متکی به چهره رحمانی دین خداست که چهره غالب آن است و مگر نه اینکه خداوند سبحان از میان همه اسماء و صفات خود طلیعه سوره های کتابش را با صفت رحمان و رحیم متبرک کرده است نه با اسم جبار و قهار و منتقم.
اصلاحات به انقلاب اسلامی وفادار است و آن را مهم ترین رخداد تاریخی معاصر ایران می داند و نقطه عطف درخشانی برای گذر از دوران خودکامگی و فساد و وابستگی و بداخلاقی به فضایی که در آن انسان آزاد با تکیه بر اخلاق و معنویت و همت والا برای پیشرفت همه جانبه کشور و جامعه حضوری چشم گیر دارد و باید داشته باشد. اصلاحات خواستار جامعه ای است آزاد و پیشرو که اساس رابطه میان مردم با مردم و مردم با حکومت در آن عدالت، اخلاق و حرمت نهادن به یکدیگر و پاسداشت حقوق متقابل است.
اصلاحات اگر در حرکت مردم ایران ریشه دارد و آیینه آن است نمی تواند نسبت به خواست بنیادین و تاریخی این مردم بی تفاوت باشد. همچنانکه انقلاب اسلامی در جهت تحقق این خواستها رخ داد و چنانکه بارها گفته ام این خواست از جنبه سلبی آن عبارت است از نفی استبداد با هر شکل و هر توجیه و نفی وابستگی در هر صورت آن و نفی عقب ماندگی که با حاکمیت استبداد وابسته به استعمار تعمیق هم شده بود و طبعاً در جنبه ایجابی عبارت است از آزادی خواهی و طلب حق حاکمیت بر سرنوشت و استقلال طلبی و پیشرفت جویی.
تا در سایه حکومتی برآمده از اراده مردم و مسؤول در برابر آنان و معطر شدن فضای آزادی با معنویت و اخلاق، ملت ایران نه تنها آرمانهای خود را تحقق یافته ببینند بلکه الگویی باشد برای کشورهای تحت ستم، به خصوص در منطقه و جهان اسلام.
و اگر درد بزرگ تاریخی ما استبداد زدگی است اصلاحات نیز همواره این دغدغه را داشته است که مبادا در اثر غفلت دوباره حاکمان و مردم در طاس لغزنده استبدادزدگی که مزمن و عمیق است سقوط کنند. از این جهت است که اصلاحات همواره بر تعمیق و گسترش فرهنگ مردم سالاری و بالابردن دامنه تحمل یکدیگر و همکاری و احترام به حقوق فرد و جامعه تأکید داشته و دارد.
و در اینجا به نکته پایانی این بحث برسم و آن اینکه اگر هیچ حرکتی جز بر پایه خواستهای اصیل یک جامعه و تأمین آنها به نتیجه نمی رسد و اگر هدف اصلی مردم در حرکت دو قرنه خود استقرار مردم سالاری سازگار با دین و اخلاق و عدالت بوده است، پافشاری بر امر انتخابات آزاد و سالم و فراگیر را دقیقاً مسؤولیت شرعی، قانونی و انقلابی و ملی خود می دانیم و معتقدیم که هیچ نیرویی با هیچ توجیهی حق ندارد که ملت و بخش های مهمی از آنان را از حقی که خدا و انقلاب به آنان داده است محروم و یا زمینه اعمال آن را محدود کند. و این امر نه به منظور رسیدن به قدرت، بلکه به عنوان یک وظیفه الهی و ملی است که بر آن تأکید می شود.
و انتخابات مطلوب و سالم در هر مقطعی آن است که به بهانه احراز صلاحیت بخشهای مهمی از جامعه و آنان که به هر حال با سلیقه ای متفاوت هستند و برای بهبود وضع مملکت و در جهت تأمین مصلحت و خواست های ملت دارای نظر، انتقاد و اعتراض هستند از حضور در عرصه منع و محدود نشوند و نیز باید جلوی دخالت نیروها و نهادهایی که شرعا و قانونا در امور سیاسی و بخصوص انتخابات منع شده اند، نظیر نیروهای نظامی و امنیتی جلوگیری به عمل آید و برگزار کننده انتخابات همانگونه که در قانون آمده است معتمدان واقعی مردم متشکل از همه طیف ها و گرایش ها باشند و نمایندگان نامزدهای مختلف در همه مراحل انتخابات قبل از انجام تا مرحله شمارش و اعلام نتایج انتخابات حضور فعال و مؤثر داشته باشند و امید آنکه چنین شود و طبعاً ایجاد فضای امن و آزاد و گذر از فضای امنیتی به فضای سالم سیاسی و تأمین آزادی های مشروع و در طلیعه آن آزادی زندانیان سیاسی و فضای پرنشاط و پرامیدی را فراهم خواهد آورد که بیشترین بهره آن را خود نظام خواهد برد.
امیدوارم به عنوان گام اول به سوی رفع حصر ها و حبس ها و ایجاد و تأمین آزادی های اساسی و مدنی به میمنت ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها شاهد آزادی همه زنان زندانی باشیم که زندگی آنان و بستگان و خانواده هایشان با این وضع تلخ تر از دیگران است.
در آغاز این دیدار چند تن از حاضران از خاطرات خود از دوم خرداد 1376 و تأثیری که در زندگی اجتماعی، فکری و سیاسی آنان داشته و نیز بیم ها و امیدهای جوانان امروز سخن گفتند و یاد عزیزانی را که در حصر و حبس به سر می برند گرامی داشته، اظهار امیدواری کردند که هر چه زودتر شاهدی آزادی آنان و ایجاد فضای مناسبی باشیم که در آن هم حقوق مردم و آزادی های اساسی پاس داشته شود و هم مصالح کشور و نظام تأمین گردد.
همچنین از رنجهای فراوانی که خانواده های زندانیان سیاسی متحمل می شوند سخن به میان آمد و در عین حال از رشد عمیق آگاهی و بیداری در جامعه و بخصوص زنان و نیز پافشاری بر راههای مسالمت جویانه با حفظ اصول و آرمانها و خواستهای اساسی تأکید شد.
در این نشست جوانان مخالفت خود را با هرگونه خشونت ابراز نموده، اصلاحات و جنبش سبز را در ذات خود حرکتی در چارچوب قانون و براساس شیوه های مدنی دانستند.
همچنین بر لزوم نقد اصلاحات و جنبش و نقد خویشتن به عنوان یک اصل مهم دینی، انقلابی و اصلاحی در همه حال و همه جا تأکید نمودند.