۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۰
قدرت نباید در هاله‌ای از تقدس پوشانده شود
سید محمد خاتمی با تاکید بر اینکه ایمان گلی است که در بوستان آزادی می‌روید تأکید کرد: آنچه ما می خواهیم و انقلاب ما هم می‌خواست؛ پاسخگویی حکومت در مقابل مردم و امکان انتقاد و نقد و اعتراض برای مردم است نه اینکه خدای نکرده مثل گذشته ها ، قدرت در هاله ای از تقدس پوشانده شود که کسی حق سؤال و انتقاد و اعتراض نسبت به آن نداشته باشد.
رئیس جمهوری سابق ایران در جمع معلمان با تبریک فرارسیدن روز معلم و گرامی داشت سالروز شهادت آیت الله دکتر مرتضی مطهری به تببین تفکرات شهید مطهری پرداخت.
او در ابتدای سخنان خود گفت:« هر کسی که در بند گرفتار شود برای ما باعث تاسف و تاثر است ولی امروز به مناسبت روز معلم می گوییم؛ ای کاش معلمانی که واقعا گناهی به آن صورت ندارند و جرمی مرتکب نشده اند و امروز گرفتار هستند در میان خانواده و خود ما و جامعه بودند.»
رئیس دولت اصلاحات در بخشی از سخنانش در توصیف شهید مطهری گفت:« شهید مطهری انسانی دین باور بود و از موضع استوار دین، انسان مدار بود و ایشان رسالت خود را دفاع از حقیقت دین و دین داری می دانستند با این توضیح که معتقد بودند در عرصه دین داری نیز خرد باید حاکمیت داشته باشد و دین باید استوار بر پایه های محکم منطق و برهان و خرد قرار بگیرد.»
وی در ادامه تصریح کرد:« ایمان گلی است که در بوستان آزادی می روید، ایمان تحمیلی نیست، ایمان را نمی‌توان به دیگران داد، در فضای آزاد با بکار انداختن خرد و عقلانیت است که انسان به خاطر فطرتی که دارد به آن حقیقت می رسد و ایمان می اورد، به همین دلیل است ایمان های ارثی، ایمان هایی که بصورت عادت در امده است ایمان هایی که به خاطر تعصبات ایجاد شده است به آن صورت ارزشی ندارد.»
سید محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنانش به تحولات اخیر منطقه اشاره کرد و گفت:« این موج مبارکی که در خاورمیانه و در دنیای عرب و ان شاء الله در همه قسمت ها ایجاد شده و خواهد شد، موج آزادی خواهی، موج ضدیت با دیکتاتوری، موج مخالفت با وضعیت فوق العاده در تمام این کشورها در سوریه ، مصر، الجزایر، یمن و همه جاهای که هست می گویند که باید این حالت فوق العاده از بین برود؛ انتخابات آزاد باشد.»
رئیس‌جمهوری سابق کشورمان همچنین با گرامی‌داشت روز کارگرتصریح کرد:« کارگر بخش زحمت کش و مؤثر جامعه است و در طول تاریخ تحولات یک قرنه کارگران ما بسیار هوشیار و بیدار عمل کرده اند، در همه صحنه ها حاضر بوده اند و بحمدالله تحت تأثیر تبلیغات مکاتب انحرافی قرار نگرفته اند و در عین حال همواره نسبت به حقوق خود حساس بوده اند.»

متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در جمع معلمان در ادامه می‌آید:
خوش آمد می گویم به شما عزیزان که در حساس ترین و مهم ترین موقعیت کشور در جایگاه بسیار ارزنده ای خدمت کردید و می کنید.
عرض ادب می کنم به صدها هزار معلم و مربی و کسانیکه در عرصه آموزش وپرورش کشور و نیز در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی تلاش می کنند. ای کاش عزیزانی از معلمان که گرفتارند در میان ما بودند، کسانی که در صداقت و پاکی و خدمت هایشان تردیدی نیست، هر چند نمی خواهم بگویم هیچ کس اشتباه نمی کند ممکن است هر کس اشتباه کند ولی سوابق و انگیزه های آنها را می دانیم که اهل خدمت بودند، زحمت کشیدند، امروز در میان ما نیستند و گرفتار هستند.
معلمان، اساتید دانشگاهها، دانشجویان، حتی دانش آموزانی که در این طیف بودند.
البته هر کسی که در بند گرفتار شود برای ما باعث تاسف و تاثر است ولی امروز به مناسبت روز معلم می گوییم ای کاش معلمانی که واقعا گناهی به آن صورت ندارند و جرمی مرتکب نشده اند و امروز گرفتار هستند در میان خانواده و خود ما و جامعه بودند.
امیدواریم به لطف خداوند هر چه زودتر همچنان که بارها گفته ایم زندانیان آزاد شوند و فضا باز شود این به نفع کشور و نظام و همه خواهد بود و امیدواریم شاهد روزهای بهتری در این زمینه باشیم.
نام گذاری هفته معلم و روز معلم به مناسبت شهادت استاد شهید مطهری نکته و تناسب بسیار مهمی دارد چرا که به حق عنوان معلم برای آیت الله شهید مطهری بسیار به جا است.
گرچه در فرهنگ یونان و نیز در فرهنگ فلسفی اسلامی معلم معنای خاصی داشت و دو معلم در تاریخ و فلسفه جهانی و اسلامی نامور شدند یکی ارسطوست و دیگری فارابی که موسس فلسفه اسلامی است.
معلم به اقتضای وضعیتی که دانش و و اندیشه و فلسفه در گذشته داشت که فلسفه و حکمت شامل همه شعب و شاخه های علوم و دانش های بشری و فنون مختلف بود به کسی می گفتند که صاحب تبحر در همه این رشته ها و شاخه ها باشد و به همین دلیل ارسطو را که در مابعدالطبیعه و طبیعیات و موسیقی و سیاست صاحب نظر بود و به خاطر جامعیتش، معلم اول گفتند و در دنیای اسلام هم فارابی که در همه رشته ها و شاخه ها و شعبه ها صاحب نظر بود معلم دوم لقب گرفت. البته امروز که دانش ها از هم باز شده اند و رشته های مختلفی پیدا کرده اند دیگر اصلا محال است کسی به این معنا معلم باشد حتی ذوالفنون هایی که شیخ بهایی می گفت باز شامل همه رشته ها نمی شود، گرچه در زمان شیخ بهایی علوم مختلف تحت عنوان حکمت مطرح می شد.ولی در دنیای جدید با گستردگی علوم، دیگر معلم بدان معنا تحقق پیدا نمی کند ولی معلم یعنی کسی که آگاهی را به جامعه می دهد و شخصیت انسان ها را بر اساس آگاهی و عدل و ارزش ها شکل می دهد الان هست و رایج است.
علامه شهید آیت الله مطهری علاوه بر اینکه معلم بود یعنی مدرس و تعلیم دهنده دانش ها و علوم بود لااقل در حیطه دانش الهی و علوم اسلامی و حتی پاره ای از علوم عام امروز، جامع الاطراف بود. در کلام، فلسفه، عرفان، تفسیر، تاریخ، فقه و سایر رشته هایی که وجود دارد و آثار ایشان نیز شاهد مدعی است و نیز دارای تلاش برای آگاهی بیشتر نسبت به علوم و دانش های زمان خودش لاقل آنچه به رشته هایی که به حوزه تخصص ایشان مربوط می شد مثل فلسفه جدید و جامعه شناسی و اموری نظائر آن واقعاً شهید مطهری اگر نگوییم بی نظیر، کم نظیر بود و کار ایشان هم کار معلمی بود، چه در حوزه علمیه و چه در دانشگاه.
شهید مطهری به خاطر دفاع از اندیشه درست و حاکمیت انصاف و عقلانیت در جامعه مورد غضب قرار گرفت و بدست انسان های پلیدی که با رشد و پیشرفت جامعه و روشن شدن حقایق و دور شدن جامعه از تعصبات نا به جا مخالف بودند شهید شد.
روز معلم به مناسبت شهادت آن بزرگوار است.بطور خلاصه اگر شهید مطهری را بخواهیم توصیف کنیم انسانی دین باور بود و از موضع استوار دین، انسان مدار بود و ایشان رسالت خود را دفاع از حقیقت دین و دین داری می دانستند با این توضیح که معتقد بودند در عرصه دین داری نیز خرد باید حاکمیت داشته باشد و دین باید استوار بر پایه های محکم منطق و برهان و خرد قرار بگیرد.
راهی که ما برای فهم دین خدا و بسط دین خدا داریم خردی است که خدا به ما داده است و به همین دلیل یکی از پیشتازان مبارزه با الحاد از یک طرف به عنوان تفکر ضد الهی و ضد توحیدی بودند بخصوص به آن صورت که در دوران ما رایج بود و نیز مبارزه با التقاط یعنی آمیخته شدن حق با باطل و عرضه مطالب به صورتی که بنیاد فکری و عقلانی ندارد و از هر جایی تکه ای گرفته شده و مجموعه نا همگونی به نام مکتب، اندیشه و ایدئولوژی مطرح می شد و از طرف دیگر مبارزه با خرافات و تحریفات در در دین ایشان یکی از انسان هایی است که واقعاً درد داشت در مقابل خرافه گرایی در جوامع و جامعه اسلامی و مبارزه با تحریف و بد عرضه شدن دین و نادرست فهمیدن و فهماندن دین در جامعه.
آثاری که شهید مطهری در زمینه تحریف های دینی و مبارزه با خرافات دارد و دفاع از آزاد اندیشی گویای این مطلب است.
ایمان گلی است که در بوستان آزادی می روید، ایمان تحمیلی نیست، ایمان را نمیتوان به دیگران داد، در فضای آزاد با بکار انداختن خرد و عقلانیت است که انسان به خاطر فطرتی که دارد به آن حقیقت می رسد و ایمان می اورد، به همین دلیل است ایمان های ارثی، ایمان هایی که بصورت عادت در امده است ایمان هایی که به خاطر تعصبات ایجاد شده است به آن صورت ارزشی ندارد.
ایمان مبتنی بر اگاهی و انتخاب است که در فضایی که آزادی وجود داشته باشد انسان امکان انتخاب دارد و البته این فضا باید الوده به خرافات و کج روی ها و تعصبات نشود. قرآن کریم نکوهش می کند گذشتگان و دیگران را که در مقابل پیامبران بودند، آنان که به تعبیر قرآن کریم می گفتند: "إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى اثارهِم لمُّقْتَدُونَ" چون پدران ما این چنین بودند و سنت را عبارت از عادت هایی می دانستند که از گذشته به ارث رسیده است بی آنکه فکر خود را به کار بیاندازند این را مردود می داند و می گوید انسان باید تفکر کند.
ایمان اصیل انسان ها را از دو اسارت نجات می دهد، از اسارت هوای نفس و شیطان و از اسارت قدرت های سلطه گری که خودشان را حق مطلق می دانند و اجازه نمی دهند حق الهی و خداداد را که حاکمیت انسان بر سرنوشت او است با تشخیص و انتخاب انسان ها اعمال شود.با دو استبداد، دو جباریت پیامبران مبارزه کردند، جباریتی برخاسته از درون و هوس زدگی و قرار گرفتن بخش انسانی وجود در خدمت بخش حیوانی و دیگری جباریتی از بیرون و حاکمیت نفس گیر زورگویان بر جامعه.
باری شریف ترین شغل که شغل انبیاء هم هست همین معلمی است و مگر نه اینکه صفت خاص پیامبر تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه انسان هاست اموزش و اگاهی دادن از یک طرف و پاک کردن و پالایش دادن درون برای اینکه این سنگینی ها از او گرفته شود و بتواند اوج بگیرد و بالا بیاید.
جالب اینکه در آن جایی که حضرت امام علی (ع) از حق متقابل والی و مردم صحبت می کند نیز آگاهی بخشی و تعلیم و تأدیب جایگاه مهم دارد. واقعاً در سیر تاریخ بشر این طور از حق مردم در مقابل حکومت صحبت نشده است ، البته حکومت حدود و اختیاراتی دارد ولی اینکه همه امکانات و همه حق در خدمت قدرت باشد و همه فرمان پذیری ها و اطاعت محض برای مردم، شیوه ای بوده که نوعاً در حکومت ها جبار وجود داشته و اسلام عزیز و امیرالمومنین است که به صراحت از حق مردم صحبت می کند و حق مردم بر حکومت را عبارت می داند از بالابردن اگاهی جامعه، فرو انداختن پرده های جهل و نادانی در جامعه و پرورش انسان ها. می فرماید حق شما بر من والی و فرمانروا عبارت است از: توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تأدیبکم کیما تعلموا
ادب در فرهنگ اسلامی و حتی ایرانی دامنه وسیعی دارد. ادیب آن کسی است که بینش و منش درست و والا دارد و ادب هم جنبه فردی دارد و هم جنبه اجتماعی.
ادب آن است که بینش، عالمانه و رفتار، درست باشد و انسان برخوردار از زندگی معقول باشد. جامعه ای که در آن جهل و فقر و تبعیض باشد جامعه مطلوب امام علی علیه السلام نیست. حکومتی که مورد خواست و رضایت مردم نباشد حکومت مطلوب نیست. و حاکمی که درد مظلومان و عزم مبارزه با استثمارگران و زورگویان را نداشته باشد حاکم مطلوب امام علی علیه السلام نیست.
امام بعد از حق مردم از حق حکومت سخن می گوید: اولین حق حکومت بر مردم انتقاد کردن، نصیحت یعنی انتقادی که توام با خیرخواهی است، اینکه آزادی مطلوب در جامعه باشد. جالب این است که آزادی و اندیشه و بیان و نقد و انتقاد را حق حکومت و وظیفه جامعه می داند.
ما در سایه بینش علوی یک گام از دنیای امروز جلوتریم که می گوید حق آزادی اندیشه، حق انتقاد و حق بحث آزاد در جامعه و پرسش از حکومت و... باید پاس داشته شود.
آن چه ما می خواهیم و می گوییم و انقلاب ما هم می خواست همین است.یعنی نظامی که هم در آن ارزش های الهی باشد هم خرد و منطق و عقل بر آن حاکم باشد و هم آزادی های مطلوب و مشروع وجود داشته باشد و هم پاسخگویی حکومت در مقابل مردم باشد و هم امکان انتقاد و نقد و اعتراض برای مردم باشد و هم حق و امکان مردم به جابجایی قدرت با انتخابات و به طریق آزاد و مسالمت آمیز. این ها خواست جمهوری اسلامی بود که ریشه های الهی را در آن می بینیم.
نه اینکه خدای نکرده مثل گذشته ها قدرت در هاله ای از تقدس پوشانده شود که کسی حق سؤال و انتقاد و اعتراض نسبت به آن نداشته باشد. جمهوری اسلامی بر آمده ازاراده آزاد مردم است و قدرتی که متمرکز شده است در مقابل مردم مسؤول است و مردم حق بلکه وظیفه دارند انتقاد ، امر به معروف و نهی از منکر کنند و کدام نهی از منکر بالاتر از اینکه اگر مردم می بینند ظلمی در جامعه است، اگر فقری در جامعه است، امکاناتی از جامعه از بین می رود، مسائل را بیان کنند و بعداً هم بالاتر از این مردم در موقعیتی قرار بگیرند که وقتی چیزی را نپسندیدند با آزادی و اراده کاملا آزاد و امنیت کامل با انتخاب خودشان بتوانند امور را جا به جا کنند.جمهوری اسلامی یعنی همین و ما هم ار آن دفاع می کنیم .همیشه هم از آن دفاع می کنیم.
نکته دیگری که می خواهم عرض کنم اینکه اسلام در مقابل جاهلیت است.نگرانی امروز من هم که همیشه بوده و امروز هم هست اینکه خدای نکرده در این کشاکش ها اسلام آسیب نبیند.
باعث تأثر است این موج مبارکی که در خاورمیانه و در دنیای عرب و ان شاء الله در همه قسمت ها ایجاد شده و خواهد شد، موج آزادی خواهی، موج ضدیت با دیکتاتوری، موج مخالفت با وضعیت فوق العاده در تمام این کشورها در سوریه ، مصر، الجزایر، یمن و همه جاهای که هست می گویند که باید این حالت فوق العاده از بین برود. انتخابات آزاد باشد. اینها خیلی مبارک است ولی در جنبه ایجابی مسأله چگونه است؟ این موج مبارک در کشورهای اسلامی رخ می دهد، جاهایی که اکثریت آنها مسلمان اند. ما خیلی علاقمند بودیم که در مقابلش بگویند ما می خواهیم نظام دینی و اسلامی هم حاکم باشد و اگر در ذهن این جوامع بود که اسلام با آزادی می تواند سازگار باشد، با انتخابات آزاد و انتخاب مردم می تواند سازگار باشد و نه تنها برای مسلمانان این آزادی برای همه کسانی که در ذیل و ظل حکومت و جامعه اسلامی زندگی می کنند این آزادی و حرمت وجود دارد ولو دین دیگری داشته باشند همه شهروند اند و حقوق شهروندی دارند آن وقت می دیدید امروز موجی که بود جنبه ایجابی آن هم جنبه اسلامی بود.
در گذشته نگاه می کنند به نام اسلام چه جباریت هایی صورت گرفته، در زمان ما هم در همسایگی ما یک حکومت های جباری که با ابتدایی ترین حقوق بشر سازگار نبودند امتحان خود را دادند؛ در افغانستان و در جاهای دیگر و به نام خدا می کشتند، زنان را اسیر می کردند، ظلم می کردند، ترور و سرکوب می کردند و آزادی های مردم را می گرفتند و این ها را به نام اسلام انجام می دادند خوب مردم می گویند اگر بناست دیکتاتوری باشد باز این دیکتاتوری هایی که هست نا مقدس است اگر یک دیکتاتوری مقدس بخواهد بیاید بهتر است که نیاید ترس از آنهاست.
من بارها گفته ام و الان هم می گویم، که آنچه ما اصلاحات می نامیم تداوم انقلاب اسلامی است و تداوم حرکتی که مردم در یکصدوپنجاه سال گذشته داشته اند و در مشروطیت و نهضت ملی جلوه کرده و در انقلاب اسلامی جلوه روشن تر داشت ما همان راه را داریم.حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان، آزادی از سلطه استبداد و استعمار، پیشرفت در جامعه ، مبارزه با عقب افتادگی و جریان یافتن عدالت در جامعه.
عدالت هم فقط عدالت اقتصادی نیست گرچه عدالت اقتصادی بسیار بسیار مهم است.همین شهید مطهری از نکته های بسیار ارزنده ای که دارد در کتاب مبانی اقتصاد می فرماید عدالت در سلسله علل احکام اسلام قرار می گیرد. یعنی آن چیزی اسلامی است که عادلانه باشد نه اینکه ما هر برداشتی هر چیزی از اسلام داشتیم ولو در آن ظلم و تبعیض باشد آن اسلام است این اسلامی نیست!باید بسنجیم ببینیم این کارو حکمی که می کنیم عادلانه هست یا نه؟ اخلاق هم بسیار مهم است و من در جایی گفته ام اخلاق هم در سلسله علل احکام اسلامی است عدالت و اخلاق در خیلی جاها غریب است، ولی جایی که نام اسلام هست اگر اخلاق و عدالت لطمه ببینید زیانش به اسلام می رسد آن وقت بدبینی نسبت به اسلام پیدا می شود.ما باید از اسلام دفاع کنیم.امروز باید کاری نکنیم که جوانان ما در اینجا و در سراسر دنیا یک نوع سوء ظن نسبت به اسلام پیدا کنند.
حکومت ها می ایند می روند ، جوامع می گذرند، ولی ما هم وظیفه ای داریم که در این زمان از اسلام و چهره رحمانی و انسانی و آزادی خواهانه اسلام و عدالت پرور اسلام و ضد شرک اسلام دفاع کنیم.
به هر حال اسلام در مقابل جاهلیت است.وظیفه ما این است از اسلام دفاع کنیم.نگذاریم اسلام لطمه بخورد.بخصوص اسلامی که مدعی است می تواند بر جامعه حکومت کند و ما هم به این معتقدیم.
البته اسلامی که ما معتقدیم حکومت کند بدین معنا نیست که نه تنها یک گروه خاص و با ویژگی خاص همه امکانات را در انحصار خود بگیرد و در صدد طرد و حذف همه سلایق ولو اسلامی و شیعی بر می آید، بلکه غیر مسلمان هم در درون حکومت اسلامی محترم و صاحب حق است و باید باید همان حرمت و موقعیت را داشته باشد که یک مسلمان دارد.
ان شاء الله به لطف خداوند و حرمت خون هایی پاکی که به پای انقلاب و نظام ریخته شد و نیت پاکی که امام داشت و معتقدم بسیاری از کسانیکه در خدمت این انقلاب و ملت بوده اند همان نیت پاک را داشته اند هر چند ممکن است همه انهایی که انجام شده درست نباشد به حرمت انها و به مقام و منزلت پیامبر اکرم از خدا می خواهیم دل هایمان را به هم نزدیک تر کند.
شناخت وظیفه در این موقعیت خیلی مهم است.انسان مومن واقعی کسی است که هیچگاه نباید مایوس شود.یکی از وظایفی که در این موقعیت برای خودم می دانم این است که از اسلام دفاع بکنم و به نکته دیگری هم اشاره کنم به مناسبت روز کارگر. کار و کارگری جایگاه مهمی در همه جوامع دارد. خوشبختانه در دوره ما سه جانبه گرایی را مورد توجه قرار دادیم. هم کارفرما، هم کارگر و هم دولت که با هم مسائل را حل کنند و بسیار هم مفید بود. به هر حال کارگر بخش زحمت کش و مؤثر جامعه است و در طول تاریخ تحولات یک قرنه کارگران ما بسیار هوشیار و بیدار عمل کرده اند، در همه صحنه ها حاضر بوده اند و بحمدالله تحت تأثیر تبلیغات مکاتب انحرافی قرار نگرفته اند و در عین حال همواره نسبت به حقوق خود حساس بوده اند. و پرسش این است که واقعا به حقوق خود رسیده اند؟ آیا امروز کارگران راضی هستند؟ پشتوانه کار و امنیت کارگر رواج و رونق تولید در جامعه است. آیا وضع تولید در جامعه مطلوب است؟ آیا کارفرمایان ما آنگونه که شایسته است می توانند فعال باشند؟ در حالی که در این سالها از یک طرف امکانات بسیار وسیعی در اختیار دولت بوده است. از کل درآمد نفت از اول پیدایش و صدور نفت در یک قرن گذشته حدود نیمی از این درآمد در این پنج شش سال گذشته نصیب کشور شده است. از سوی دیگر نقشه راه یعنی سند چشم انداز پیش روی دولت بوده است. آیا در این مسیر حرکت کرده ایم؟ آیا رشد اقتصادی و سرمایه گذاری مطلوب و رواج و رونق کشاورزی و صنعت را شاهدیم؟ با ادعا مسائل حل نمی شود. اگر رشد ما پایین یا منفی است یعنی کار و کارگر هم دچار مشکل است!
به هر حال برای کارگران عزیز و کارفرمایان و همه کسانی که به این مرز و بوم خدمت می کنند موفقیت آرزو می کنم. البته معتقدم امکانات کم است ولی ایا مسیر طوری است که امیدوار کننده و به سوی بهبود زندگی پیش می رود؟
کارگر باید کار داشته باشد همچنین حقوقی دارد باید بحث کند و از حقوق خود دفاع کند و تضمین برای اینده داشته باشد.
در آغاز این دیدار تعدادی از حاضران ضمن بزرگداشت هفته معلم و جایگاه تعلیم و تربیت از اینکه بعضی فشارها و دستگیری ها نسبت به معلمان اعمال می شود اظهار ناراحتی کردند و نسبت به رواج خرافه و مطالب بی اساس نسبت به دین هشدار دادند و اینکه باید هوشیار بود که شاهد انحصار طلبی فکری و ترجیح بلامرجع بعضی بینش ها به نام انقلاب و اسلام نباشیم. این امور از یک سو، هویت جامعه را تهدید می کند و از سوی دیگر سبب گریز بخش هایی از جامعه بخصوص جوانان از دین و نظام می شود. و نیز بر لزوم هر چه بیشتر آگاه کردن جامعه و ارتباط با قشرهای مختلف جامعه برای بالابردن آگاهی آنان تأکید کردند.
در این دیدار از استاد شهید مطهری به عنوان معلم دینداری و روشنفکری و عقل گرایی تجلیل شد و بر لزوم پرداختن بیشتر به اندیشه های امام و شهید مطهری و ارزشهای اصیل انقلاب اسلامی که متأسفانه در معرض تهدید است تأکید به عمل آمد.