درباره سایت  |  نقشه سایت  |  گزارش اشکال در سایت امروز، سه شنبه ۲۵ تير ۱۳۹۸
RSS RSS چیست؟ 
 
 
  سید محمد خاتمی در مراسم بزرگداشت روز دانشجو  |  عکس از: ایمان میراب زاده اردکانی
 
   
  
۲۶ آذر ۱۳۸۷
جان خود را برای ایران می گذارم

چرا هنوز در برخی از دستگاهها و نهادها نقد که وظیفه اصلی دانشگاه و روشنکفر جامعه است به عنوان براندازی محسوب می شود، با ناطق به عنوان برانداز برخورد می شود؟آیا به قانون اساسی عمل می شود؟
سیّد محمّد خاتمی که به مناسبت روز دانشجو در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران، در جمع دانشجویان حضور یافته بود با تبربک عید غدیر، از این عید به عنوان عید فرخنده انسان های مؤمن و آزاده نام برد و عید غدیر را فراتر از هرگونه وابستگی به یک مذهب و یک گرایش خاص خواند.
وی همچنین اشاره ای هم به سالروز شهادت آیت الله دکتر مفتح نموده و افزود: در آستانه سالروز شهادت انسان بزرگی هستیم که هم مبارز بود، هم روشن اندیش؛ هم مؤمن بود و هم دارای سعه صدر و در بامداد انقلاب به دست جنایتکاران ترور شد. شهید عزیزی که جایگاه ویژه ای در حوزه و دانشگاه داشت. نقش دکتر مفتح در مبارزه با تحجر و ارتجاع از یک سو و نشر اندیشه های روشن اسلامی از سوی دیگر نقشی ممتاز بود. و امروز یکی از نگرانی ‏های ما این است که شخصیت ‏هایی مانند دکتر مفتح که مظهر روشنفکری به شمار می آیند، توسط برخی جریانات مصادره شوند. با اطمینان به شما می ‏گویم که اگر دکتر مفتح امروز زنده بود، در کنار شما دانشجویان حضور داشت.
سیّد محمّد خاتمی سپس با یادی از سالروز شهادت سه آذر اهورایی، تصریح کرد: به این روز از زوایای مختلفی می توان نگریست. ‏16 آذر مظهر بیداری دانشگاه در دفاع از آزادی، استقلال و سربلندی کشور و نشان دهنده پیشگام بودن دانشگاه در پرداخت هزینه برای آرمان ‏های ملت است. 16 آذر اعلام مبارزه نفس گیر ملت ایران با استبداد است و دانشگاه پیشتاز این حرکت بود و با این اقدام نشان داد که ایران و ایرانی مرحله تازه ای از مبارزه علیه استبداد را آغاز کرده است. واقعه 16 آذر فضای رعب و وحشت حاکم بر کشور، پس از کودتای 28 مرداد را در هم شکست و قطره های خون پاک این سه دانشجوی شهید، به آتش فشانی برای مبارزه با استبداد بدل شد.
16 آذر در میان حوادث گوناگون دانشگاه جایگاه ممتازی دارد و همین جایگاه ممتاز موجب شده شایستگی این را پیدا کند که به عنوان نماد جنبش دانشجویی مطرح شود.
نقش مؤثر دانشجویان در پیروزی انقلاب اسلامی غیر قابل انکار است. بیش از صدها تن از دانشجویان جان خود را برای سربلندی کشور و دفاع از انقلاب و منافع ملی از دست دادند و در جبهه حاضر شدند.
رئیس جمهوری سابق ایران در بخش دیگری از سخنان خود به حادثه تلخ کوی دانشگاه تهران اشاره کرد و گفت: این حادثه تلخ نشانه مظلومیت دانشگاه و مقاومت ستودنی دانشجویان بود. 18 تیر جنایت بزرگی بود که زخم مظلومیت آن هنوز دل های دلسوزان ایران را می ‏سوزاند.
وی سپس خطاب به دانشجویان گفت: سؤال من این است که آیا ما واقعاً جنبش دانشجویی داریم؟ هر جنبش خاص اجتماعی اگر ریشه در جنبش عام اجتماعی نداشته باشد، یا پا نمی ‏گیرد یا زود از بین می رود، رمز ماندگاری هر حرکتی همسویی با جنبش عام اجتماعی است. بیش از یکصد سال است که جنبشی وسیع و همه جانبه در ایران جریان دارد. ملت ایران پیشتاز این جنبش که خواهان نفی استبداد و استعمار و تلاش برای پیشرفت همه جانبه و جست و جوی عدالت به عنوان مبنای کار حاکمان است هستند.
ملت ایران بیش از یکصد سال است که می ‏خواهد آزادی ‏های مدنی بر اساس حقوق اساسی ملت در جامعه شکل بگیرد، می خواهد از عقب ماندگی تاریخی نجات پیدا کند و ننگ عقب ماندگی را از تاریخ ملت ایران پاک نماید. می ‏خواهد خودش بر سرنوشت خود حاکم شود. جامعه ‏ای می ‏خواهد که در آن خبری از فقر و تبعیض نباشد. مسلماً بی ‏انصافی است اگر بگوییم از ابتدای پیروزی انقلاب تحولاتی در این زمینه صورت نگرفته، اما هنوز به اهداف خود نرسیده ‏ایم.
آیا ما از عقب ماندگی رهایی یافته ایم؟
آیا فقر و فساد و تبعیض از جامعه ما رخ بربسته است؟
آیا هنوز دولت یک کارفرمای بزرگ نیست؟
آیا دولت پشتیبان امنیت و پیشرفت ملت شده است؟
آیا در جامعه ما به راستی میزان رأی ملّت است یا هنوز به جای حفاظت از قانون و رأی مردم کسانی می خواهند بر مردم اعمال قیمومیت کنند؟
آیا ایران به راستی شاهد پیشرفت همه جانبه است؟
آیا آزادی به معنای واقعی کلمه در جامعه ما نهادینه شده است؟
آیا دانشگاههای ما که باید کانون آزادی باشند آزادی را لمس می کنند؟
آیا اکثریت اعضای هیأت علمی دانشگاههای ما افرادی شایسته هستند؟
آیا در دانشگاههای ما و در جامعه ما نقد قدرت هزینه ندارد؟ اگر اینچنین است این همه ستاره گذاری و محرومیت برای چیست؟
چرا هنوز در برخی از دستگاهها و نهادها، نقد که وظیفه اصلی دانشگاه و روشنکفر است به عنوان براندازی محسوب می شود و با ناطق به عنوان برانداز برخورد می شود؟
آیا به قانون اساسی عمل می شود؟
آیا کسانی که باید حافظ قانون اساسی باشند و در پاسداری از رأی مردم بکوشند به وظیفه خود عمل می کنند؟
اگر عده ای معتقد اند که به اهداف خود رسیده ایم پس سند چشم انداز بیست ساله یعنی چه؟
پاسخ تمامی این سؤالات حکایت از این می کنند که هنوز تا رسیدن به این اهداف فاصله زیادی داریم.
باید انقلاب و ارزشهای انقلاب همواره زنده بماند و همه تلاش کنیم تا اهداف واقعی این انقلاب بزرگ تحقق یابد. قطعاً آنچه به دست آمده بسیار ارزشمند است، اما جامعه ما هنوز به اهداف بلند خود دست نیافته که اعلام کند دیگر در جامعه جنبش لازم نیست. جنبش در این مرحله یک تفاوت اساسی با جنبش های قبل از انقلاب دارد. پیش از انقلاب جنبش برای از پای درآوردن یک حکومت بود و امروز جنبش برای این است که نظامی برخاسته از متن جامعه به اهداف خود برسد. برای این است که آنجا که لازم است ساختارها و رفتارها اصلاح شود و آرمانهای انقلاب و اهدافی که قانون اساسی آن را ترسیم کرده تحقق یابد.
جنبش دانشجویی هنگامی موفق خواهد بود که جنبش موجود در متن جامعه را درک کند و متوجه مسائل مختلف باشد و خواستهای تاریخی مردم که پیشرفت، مردم سالاری، و اخلاقی شدن جامعه و رسیدن به نظام و جامعه ای که هم حق و حرمت مردم در آن محفوظ باشد و نشانی از استبداد در آن یافت نشود را پیگیری کند. دانشگاه با خصوصیاتی که دارد می تواند از سرآمدان این جنبش در جامعه بوده و نقش رهبری این حرکت را در جامعه برعهده بگیرد.
آزادی خواهی، آلوده نبودن به امور دست و پاگیر زندگی، دانش آموختگی، آشنایی با جهان و جامعه از محسنات جنبش دانشجویی است و از همین جا فاصله جنبش دانشجویی با دیگر نهادهای مدنی مثل احزاب روشن و مشخص می شود. دانشجو در پی کسب قدرت نیست، بلکه نظرش معطوف به اصلاح قدرت و حتی به قدرت رسیدن افراد و گروههای صالح است.
جنبش دانشجویی باید به چند نکته اساسی توجه داشته باشد:
داشتن اندیشه روشن و سامان حرکت نخستین اصلی است که باید مورد توجه شما باشد.
پس از آن ایفای نقش تأثیرگذار در جامعه که دچار بحران مرجعیت است باید مدنظر جنبش دانشجویی قرار گیرد.
امروز با کمال تأسف مرجعیت دینی و سنتی ما تضعیف شده اند، نهادهای مدنی مرجع هنوز شکل نگرفته اند و جنبش دانشجویی اگر روشن بین و واقع گرا باشد در عین آرمانگرایی می تواند تا حدود زیادی نقش مرجعیت را ایفا کند.
از سوی دیگر جنبش دانشجویی باید بتواند با زبان جامعه سخن بگوید و همزبان اجتماع باشد باشد، یعنی اولاً بتواند موقعیت زمانی و تاریخی را درک کند و نیازهای واقعی جامعه را دریافته و رویکردها و شعارهای خود را با آن خواستها و نیازها منطبق کند و سپس به سوی استقرار نظم و سامانی حرکت کند که در آن دردهای مزمن جامعه درمان شود و خواستهای تاریخی ملت ایران مورد توجه قرار گیرد.
اشتباه نکنیم، در جامعه تفکر غالب تفکر و اندیشه دینی است. دانشجوی بیگانه با دین و رویگردان از دین قدرت ارتباط با جامعه و مفاهمه را نخواهد داشت. باز هم تأکید می کنم که جنبش دانشجویی معطوف به قدرت نیست. در عین حال که برای روی کارآمدن قدرت صالح تلاش می کند، اما همواره به صورت نقاد دولت و قدرت باقی خواهد ماند تا جلوی آفت فساد و خودکامگی را بگیرد.
به تعبیر سقراط که نقش فیلسوف و پیشوا در جامعه را نقش خرمگس می داند که دائماً نیش می زند، تا حد خود را بشناسد؛ جنبش دانشجویی نیز باید چنین باشد.
جنبش دانشجویی باید به شعارها و معیارهای انقلاب پایبند باشد. چرا که انقلاب واقعه بزرگی بود که آرمانهای بلند آن در مسیر تقویت خواستهای ملت ایران قرار داشت.
در ادامه سؤالات دانشجویان که به صورت کتبی در سالن جمع آوری شده بود توسط مجری قرائت شد.
به هنگام قرائت نخستین سؤال مجری برنامه گفت: اگر اجازه بدهید آخرین سؤال را اول مطرح کنم و سپس ادامه داد: آیا در انتخابات آینده نامزد خواهید شد؟ برای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، استراتژی شما و مجموعه دلسوزان نظام برای نقش آفرینی در انتخابات و تحقق رسالت جریان دانشجویی چیست؟
که در این هنگام سید محمد خاتمی گفت: شما هم اگر اجازه بدهید بنده پاسخ اولین سؤال را آخر بدهم که با فریاد نه دانشجویان مواجه شد.
رئیس جمهوری سابق ایران سپس ادامه داد: درانتخابات ریاست جمهوری که پیش روی ماست، ابتدا باید پرسید چه باید کرد؟
این یک استراتژی چه باید باشد یک مسأله است و سؤال شما در رابطه با بنده نیز مسأله ای دیگر. در مورد خودم باید بگویم ما از نسلی هستیم که در کودکی شاهد نهضت مقاومت ملی، استقرار حکومت ملی و بعد کودتای آمریکایی و ضدملی ٢٨ مرداد بوده است. در نوجوانی شاهد شروع نهضت بسیار گسترده و عمیق اسلامی به رهبری امام بودیم و در بهترین سال های عمر در حوزه و دانشگاه لحظات شیرین و تلخی را تجربه کردیم. البته نه در حد بزرگانی که در این زمینه خیلی مایه گذاشتند، بلکه در حد ناچیزی، چه در زمینه فکری و چه در زمینه عملی دست بر آتش مبارزات داشتیم.
انقلاب اسلامی برای ما نوید یک بامداد روشن و نجات کشور از یک دوران سیاه را آورد؛
سؤال اینجاست که ملّت ما در تمام این دورانها چه می خواستند؟
از صد سال قبل جنبش اجتماعی مردم ایران شروع و این حرکت با انقلاب اسلامی ادامه یافت. از سوی دیگر بیش از ١٣ قرن از حضور اسلام در این سرزمین می گذشت. دنیای اسلام در مواجهه با دنیای جدید که به لحاظ سیاسی، فکری و اقتصادی تحولات گسترده ای را ایجاد کرده بود، رویکردهای مختلفی پیدا کرد. یک رویکرد رویکرد انفعالی بود که از سوی سنت پرستان پایبند به ظواهر دین مطرح می شد. یک رویکرد هم مقاومت کامل در مقابل غرب را دنبال می کرد که خود خود از عوامل بسط و پیدایش سکولاریسم در کشورهای اسلامی بود.
در میانه افرود روشن بین تری بودند که با علم به تغییر اوضاع و احوال سعی کردند اسلام را به گونه ای مطرح کنند که بتواند حلال مشکلات باشد. انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام با طرح جمهوری اسلامی باب تازه ای گشود. بینشی روشن که در عین تکیه بر هویت ملی، خواستار بهره مندی از دستاوردهای بزرگ دنیا در همه عرصه ها بود.
جمهوری اسلامی برای همه ما نویدبخش بود که بتوانیم در سایه آن تحولی اساسی ایجاد کنیم. و چه فداکاری هایی که برای استقرار این نظام نشد. خونهای زیادی برای این انقلاب و جمهوری اسلامی تقدیم شد و امروز هم هر کاری که برای تحقق جمهوری اسلامی به آن صورت که امام گفت و به آن صورت که در قانون اساسی آمده و خواست ملت ماست، انجام خواهیم داد.
متأسفانه امروز در روند موجود مدیریت کلان کشور با مشکلاتی روبرو هستیم. به عقیده ما با این روند که حتی ممکن است با حسن نیت هم همراه باشد پیشرفت دور از دسترس است. مشکلاتی چون فقر، تبعیض و نابرابری فزونی خواهد یافت و تهدیدها علیه ایران افزایش پیدا می کند، حتی خطر تحریف اسلام و آرمان های انقلاب نیز دور از ذهن نیست.
در این شرایط برای تمام کسانی که دلبسته نظام، اسلام، مردم و دارای اندیشه هستند، تصور تغییر وضعیت موجود امر مطلوبی است. ما معتقدیم کشور ظرفیت های فراوانی به لحاظ مدنی، اقتصادی، موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک دارد که می توان با استفاده از آن از این مشکلات رهایی پیدا کرد و در جهت تأمین خواسته های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم برنامه هایی را ارائه کرد. من به سهم خودم به طور مستمر با کارشناسان و خبرگان در ارتباط هستم و معتقدم آسان ترین کار برای خدمت به مردم، داشتن برنامه است. اما مسأله این است که آیا برنامه و شعار خوب داشتن برای خدمت به مردم کافی است؟ اگر منتخب مردم و برنامه او با پشتوانه یک تفاهم ملی و پشتیبانی همه ارکان و ارگان های نظام روی کار نیاید و یا برعکس در مقابل آن کارشکنی شود، نه تنها نمی شود از این امکانات استفاده کرد، بلکه حتی ممکن است امکانات موجود را هم به هدر دهد. درصورتی می توان با برنامه آمد که مطمئن بود شرایط اجرای آن وجود دارد و دستگاه ها و نهادهایی که قدرت را در اختیار دارند از برنامه ها پشتیبانی خواهند کرد یا دست کم کارشکنی نمی کنند. بنابراین کسی که برنامه دارد، اما می داند که نمی تواند کار کند باید در آمدن تردید کند و جامعه نباید این را به حساب عافیت طلبی بگذارد.
اما این که چه باید کرد؟ بنده معتقدم باید به تغییر اندیشید و در مسیر خدمت به مردم و آرمان های آن ها کار کرد، هم چنین برای اعتلای کشور، تأمین آزادی های مصرح در قانون اساسی، مبارزه با فقر، ایجاد اشتغال و رونق تولید، دفع تهدیدها و ... تلاش کرد. اینجاست که نباید نگاهها متوجه فرد باشد. هرکس احساس کند نامزدی او برای انتخابات ریاست جمهوری آینده با کارشکنی توأم خواهد شد، بهتر است از حضور در عرصه خودداری کند. باید سراغ فردی رفت که در عین حال که تحول خواه است، حساسیت کمتری را برانگیزد و بتواند با کمترین ریزش در نیروها به مردم خدمت کند.
آنچه مسلم است اینکه همه باید در عرصه انتخابات حضور فعال داشته باشیم و بکوشیم با حفظ مصلحت جامعه برای حضور افرادی که برنامه دارند و می توانند در مسیر اهداف انقلاب حرکت کرده و به جامعه خدمت کنند تبلیغ کنیم. بنابراین همه به لطف خداوند در انتخابات شرکت می کنیم.

سؤال بعد به عوامل تأثیرگذار بر تصمیم گیری سید محمد خاتمی در شرایط فعلی اختصاص داشت که وی در پاسخ گفت: ما آزادی، استقلال، پیشرفت و عدالت را می خواهیم. باید واقع بین بود و ایده آل گرایی نکرد. معتقدم ایران زمینه های بسیار مساعدی برای پیشرفت دارد. مردم ما شایسته برخورداری از آزادی و استقلال هستند؛ برای این کار قطعاً باید برنامه داشت و بر این اساس آسان ترین کار داشتن برنامه است؛ به ویژه برای ما که تجربه تدوین دو برنامه سوم و چهارم و اجرای کامل برنامه سوم را داشتیم و به مسائل آشنا هستیم. معتقدم درحال حاضر شرایط سخت تر شده و نتوانسته ایم در مسیر اهدافی که سند چشم انداز ترسیم کرده حرکت کنیم و حتی از مسیر برنامه پنج ساله هم خارج شده ایم. انجام تحول در جامعه و پیشرفت همه جانبه که رفاه اقتصادی و عدالت اجتماعی را به همراه داشته و موجب کاهش و رفع تهدیدها نسبت به ایران شود و در عین حالی اصول مورد نظر ما حفظ شود، کاملا میسر است؛ مهم آن است چه کسانی و چگونه می توانند کار را انجام دهند.
هر فردی با هر برنامه ای با دو مسأله روبرو خواهد شد. یکی اینکه مردم توقع دارند که مسائل یک شبه حل شوند. باید واقع بین بود. مسائل یک شبه حل نخواهند شد، اما می توان در آن جهت حرکت کرد.
و مسأله دیگر که به مراتب مهم تر است کارشکنی و تخریب است. یعنی دستگاه هایی که باید کمک و پشتیبان برنامه باشند، فقط مردم را تحریک می کنند.
یادتان هست که در زمان ریاست جمهوری بنده هم فقر و فساد و گرانی وجود داشت و هم مشکل اشتغال جدی بود و این مسائل به چه صورت رسانه ملی و دستگاه ها و نهادهای مختلف و در تریبونهای رسمی کشور مطرح می شد! اما امروز الحمدلله همه جا گل و بلبل شده است!
اگر شرایط به این صورت باشد که واقع بینانه بتوان با مردم حرف زد و برنامه ارائه داد و بعد مطمئن بود که این برنامه ها در عمل پشتیبانی می شوند می توان وارد عرصه شد. وقتی برنامه ای رأی می آورد معقول این است که از طرف ارگان ها و نهادها پشتیبانی شود، اما حداقل انتظار ما این است که اگر پشتیبانی هم نمی شود، در برابر آن کارشکنی نشود.
نمی توان به مردم قول داد و آنگاه که مانع عمل می شوند، همه جریان ها و جناح ها شروع به حمله کنند. بنده معتقدم باید کسی وارد صحنه شود که در این شرایط می تواند کار بکند.
البته من هم حضورم در این صحنه را به طور کلی نفی نمی کنم، اما هنوز در حال بررسی شرایط هستم.

اگر به سراغ افرادی برویم که هم برنامه دارند و هم تحول خواه هستند و هم حساسیتی که روی ما وجود دارد، روی آن ها نیست، بیشتر به مردم خدمت کرده ایم. ما و شما باید تلاش کنیم تا آنچه بیشتر به نفع ملت، انقلاب و جامعه است به لطف خدا عملی شود.

سؤال بعدی در مورد بهترین استراتژی برای حضور کلیه گروه ها، اقشار سیاسی و به ویژه دانشجویان در انتخابات آتی بود.
رئیس جمهوری سابق ایران در پاسخ به این سؤال گفت: آنچه برای انتخابات لازم است وجود آزادی فضای انتخابات، اطمینان از این که رأی مردم مورد احترام و حفاظت قرار گیرد و همچنین زمینه سازی برای رقابت است؛ یعنی این اطمینان ایجاد شود که نمایندگان واقعی جریان های فکری و گروهها و احزاب می توانند در عرصه انتخابات حضور یافته و برنامه های خود را به معرض قضاوت مردم بگذارند.
بنده معتقدم اصول گرایی به آن معنا که ما گفتیم راه نجات کشور، تقویت آرمان های انقلاب و خدمت به مردم است؛ اما در عین حال این مردم هستند که باید نظر و رأی بدهند و طبعاً اگر فضا، فضای اطمینان بخش باشد، هر رأیی که مردم بدهند، باید مورد اطمینان قرار گیرد و همه به آن احترام بگذارند. اگر مردم با امید در صحنه حاضر شوند، تردیدی ندارم که نتیجه رأی آنها در جهتی خواهد بود که در مسیر تأمین خواست های ملت ایران، آزادی، استقلال، پیشرفت و رفع تهدیدهاست. مردم باید با همه وجود در صحنه حضور یابند.
اما همه چیز دست ما نیست و بخش اصلی کار در دست برگزارکنندگان است که باید این اطمینان را به مردم بدهند.
سید محمد خاتمی در پاسخ به استراتژی موجود برای مبارزه با کارشکنی هایی که از طرف نهادهای گوناگون در برابر کاندیداتوری وی یا نامزد اصلاح طلبان ایجاد خواهد شد تآکید کرد: یقیناً باید در این زمینه کار شود. شما شاهد بودید که در جریان انتخابات گذشته موضوع تأیید صلاحیت نامزدها چه وضعیتی پیدا کرد و چه نیروهای برجسته و انقلابی و باتجربه ای فقط به خاطر اینکه مورد پسند و توجه یک گرایش نبودند از صحنه حذف شدند.
این که در نهایت چه کسانی از فیلتر نظارت بگذرند و بتوانند به عرصه بیایند خود یک مسأله است. گرچه متأسفانه امروز تأیید یا ردّ صلاحیت اثر مثبت یا منفی لازم را در جامعه ندارد و این جداً مایه تأسف است. همچنان که متأسفانه امروز زندانی شدن در این نظام باعث خفّت نیست.
نباید در جامعه این شائبه ایجاد شود که عده ای فقط به خاطر انتقاد و نه حتی اعتراض یا در مواردی به خاطر داشتن سلیقه خاص سیاسی رد صلاحیت می شوند، ولو این که سابقه آن ها در انقلاب، جبهه و سایر مسائل از برخی کسانی که ردصلاحیت می کنند، خیلی بیشتر باشد.
می بینید که همه چیز هم دست ما نیست. ما فقط می توانیم اعتراض خود را نشان دهیم. به همین دلیل بهتر است به سمت گزینه هایی برویم که یا توان ردصلاحیت آن ها نیست یا اشخاصی که ردصلاحیت آن ها هزینه زیادی خواهد داشت.
اگر نگرانی از باب بروز این مشکل وجود نداشت، افراد باصلاحیت بسیاری وجود داشتند که می توانستند در انتخابات شرکت کنند و مورد توجه مردم قرار گیرند و خدمت کنند.
افرادی که انتخابات را برگزار می کنند باید رسالت و وظیفه خود را پاسداری از رأی مردم بدانند، نه اینکه خدای نکرده احساس کنند که وظیفه شرعی آنها این است که یک چیز خاصی محقق شود، ولو اینکه خلاف رأی و نظر قاطبه مردم باشد.
در جمهوری اسلامی کسانی باید مسؤولیت داشته باشند که واقعاً به رأی مردم معتقد باشند؛ افرادی که با امام هم داستان اند و باور دارند میزان رأی ملت است. نه آنهایی که تصور می کنند که جمهوری اسلامی یک جنبه ظاهری دارد و رأی مردم اعتباری ندارد و حتی قانون اساسی امری ظاهری است. اگر چنین شود مطمئن باشید حتی یک رأی هم جا به جا نخواهد شد.
انتخابات باید طوری برگزار شود که امکان نظارت کامل از سوی مردم و نامزدهایی که احتمال دارد مورد ستم قرار گیرند وجود داشته باشد. در انتخابات مجلس هفتم با اینکه دوستان نهایت سعی خود را برای یافتن سازوکاری که بتواند امکان نظارت را فراهم کرده با حمایت از رأی واقعی مردم امکان چهره های مورد نظر آن ها را فراهم آورد، اما متأسفانه موفقیت کامل در این راه حاصل نشد.
رئیس جمهوری سابق ایران سپس با این سؤال پاسخ داد که: آیا فرصت هشت ساله کافی نبود؟
سید محمد خاتمی پاسخ خود را اینگونه آغاز کرد: برای رسیدن به آرمان ها و اهداف انقلاب نه تنها فرصت هشت ساله کافی نیست؛ بلکه از آنجا که معتقدیم اصلاحات امری تدریجی است، ٢٨ سال نیز کافی نیست.
و چنین ادامه داد: به هیچ وجه معتقد نیستم که ما در آن هشت سال عیبی نداشتیم، من هم می پذیرم که در جاهایی فرصت ها را از دست دادیم؛ از جمله وقتی برخی کارشکنی ها آغاز شد و عده ای با مصادره ارزشهای انقلاب، در مقابل اصلاحات و حرکت و خواست مردم ایستادند، حتماً اگر ما با قاطعیت بیشتری عمل می کردیم امروز وضع و حالمان بهتر از این بود.
همه می دانند که اگر بعضی کارشکنی ها نبود، دستاوردهای ما به مراتب بیشتر بود.
من اعتراف می کنم که هم نقص و ضعفهایی داشتیم که مانع رسیدن به نتایج بهتر شد و هم موانع و کارشکنی های آشکاری بر سر راهمان بود.
به عنوان مثال در مورد بحث مذاکره با آمریکا. انصاف این است که امروز دولت با شجاعت پیشگام مذاکره با آمریکا شده و اعلام می کند که راه مذاکره را بسته نمی داند که این قابل ستایش است. اما شاهدیم که آمریکایی ها به صحنه نمی آیند.
ما حتی تقاضای مذاکره با آمریکا نکردیم. من در مصاحبه ای که در دوران ریاست جمهوری انجام دادم، در عین حفظ و دفاع از تمامی اصول و ارزش ها طوری صحبت کردم که برای اولین و آخرین بار، دولت آمریکا رسماً از ایران عذرخواهی کرد. اما شاهد بودیم که به جای فراهم کردن زمینه ها برای رفع مشکلات موجود و تأمین منافع ملی، حجم گسترده ای از فعالیت ها و تبلیغات مسموم علیه اصلاحات صورت گرفت و کار را به جایی رساند که همانهایی که از مردم ایران عذرخواهی کرده بودند، ایران را به عنوان محور شرارت معرفی نمودند.
در آن هشت سال با نفت بشکه ای ٩ دلار، با خشکسالی وحشتناکی که دست به گریبان بودیم تورم را به 11.5 درصد رساندیم. آن روزها بحث تک نرخی کردن ارز که مورد تأیید رهبری هم قرار داشت در حال بررسی و کارشناسی بود و نظر کارشناسان این بود که تورم در صورت تک نرخی شدن ارز بین 4 تا 8 درصد افزایش پیدا خواهد کرد.
من به عنوان منتخب مردم مسؤولیت این اقدام را به طور کامل پذیرفتم و دیدید که سرانجام کشور را با تورم 15.3 درصدی تحویل این دولت دادیم. خوب است بپرسید که امروز با نفت ٩٠ دلاری تورم در جامعه چقدر است؟
چه بسا به نام اصلاحات و اصلاح طلبی حرف های بی ربطی هم زده شده باشد، اما انصاف نیست که اینها به حساب تفکری گذاشت که مردم به آن رأی دادند.
چه من بیایم و چه نیایم، اگر اصلاحات مجدداً رأی بیاورد، علاوه بر تجربه آن هشت سال، تجربه این چهار سال هم بسیاری از مسائل را روشن کرده است.
رئیس بنیاد گفت و گوی تمدن ها در پاسخ به این سؤال که با توجه به شرایط کنونی کشور، آیا اصولاً امیدی به آینده نظام هست یا خیر؟ با تأکید گفت: ایران کشور بسیار بزرگی است، همانطور که انقلاب شما واقعه بزرگی در تاریخ معاصر بود. امیدهای بزرگ به این کشور هست و اگرچه بخشی از جامعه این نظر را نمی پسندند، اما من معتقد نیستم که دولت فعلی می خواهد کارها را خراب کند و مشکل ایجاد کند. مطمئن باشید که آنها هم قصد خیر دارند، اما به برنامه ها اهمیت نمی دهند.
اگر برنامه چهارم توسعه را در در افق چشم انداز اجرا می کردیم، وضع تورم، نقدینگی، آزادی و پیشرفت و عزت ملت ما در دنیا به مراتب بهتر از امروز بود، اما آقایان تشخیص دادند که آن برنامه درست نیست. وقت آن رسیده که سؤال کنیم به جای آن برنامه چه چیز را جایگزین کردید؟
کشور با مشکلات و نابسامانی هایی روبرو است. همانطور که در دوران مسؤولیت من هم به نوع دیگری مشکلات و نابسامانی ها وجود داشت. مسؤولان کشور باید به خود بیایند و دریابند که این روند روند درستی نیست.
با شرایط فعلی هم اگرچه دیرتر و گران تر، اما به اهداف انقلاب خواهیم رسید، اما اگر با حضور فعال در انتخاباتی سالم بتوانیم وضعیت را تغییر دهیم، بسیار زودتر و کم هزینه تر به اهداف بلندمان خواهیم رسید.
سید محمد خاتمی در پاسخ به سؤالی درباره نگاهش به کسانی که در مقطعی شعار عبور از خاتمی را مطرح کردند تصریح داشت: طبعاً همه اندیشه هایی که به نام اصلاحات بیان شد را قبول ندارم. ما در جامعه ای متکثر زندگی می کنیم و لازمه یک جامعه متکثر این است که هر کسی هر اندیشه ای دارد را ابراز کند. مگر حضرت امام (ره) در پاریس نفرمودند حتی کسانی که اصل دین و اسلام را قبول ندارند و مارکسیست یا ماتریالیست هستند ،در جمهوری اسلامی آزادند صحبت کنند و تشکل و تجمع داشته باشند. بنابراین باید هر اندیشه ای مورد احترام باشد، خواه از خاتمی عبور کند، خواه عبور نکند. عقاید من در مورد اسلام و آزادی و دموکراسی چنین است و طبعاً دیگران می توانند عقاید دیگری داشته باشند.
سؤال بعد این بود: امروز عده ای با مصادره اندیشه های امام در تلاشند که به مطامع خود دست یابند. امامی که شما شناختید، چگونه شخصیتی بود؟
سید محمد خاتمی با اشاره به اینکه صحبت از امام مسلماً از حوصله این جلسه خارج است و مجالی بسیط می طلبد گفت: در کوران بحران ها و سختی های آن دوران ، متفکران مسلمانی چون علامه طباطبایی، مرتضی مطهری، مهندس بازرگان، آیت الله طالقانی و علی شریعتی به تبیین دیدگاههای اسلام مترقی پرداختند.
اما امام (ره) از دو جهت نسبت به این بزرگواران امتیاز داشت: یکی در طرح اندیشه ها و دیگری در اینکه اندیشه های امام ناظر به عمل بود.
زمانی که امام در پاریس بودند و مسأله جمهوری اسلامی را مطرح کردند، گروه های اسلامی و غیردینی با بنده برای دیدار با امام تماس می گرفتند (البته بسیاری از این افراد بعد از مدتی ضد جمهوری اسلامی، امام و انقلاب اسلامی شدند) اظهار ارادت و علاقه به امام و انقلاب می کردند. بنده موضوع را به حاج احمد آقا منتقل کردم. آن ها در آن دیدار به امام اعتراض کردند که جمهوری اسلامی یک بدعت است و در اسلام چیزی به نام جمهوری اسلامی وجود ندارد. بنابراین اگر به نام خلیفه مسلمین در صحنه حاضر شوید با شما بیعت خواهیم کرد و همه امکاناتمان را در اختیار شما قرار خواهیم داد. همانهایی که بعدها از میان آن ها القاعده و طالبان سر برآورد.
امام در واکنش به این سخنان با عصبانیت فرمودند که بنده هیچ احتیاجی به امکانات شما ندارم. جمهوری اسلامی بدعت نیست و ما روشی جز جمهوری اسلامی را قبول نداریم.
متاسفانه بعدها در همین جمهوری اسلامی برخی به صراحت گفتند که امام جمهوری اسلامی را قبول نداشت!
این ها با این طرز تفکر می خواهند اسلام را نمایندگی کنند؟! این تفکر ممکن است در جامعه وجود داشته باشد، اما هرگز نباید اجازه داد که این اندیشه ها به نام انقلاب در کانون های قدرت حضور پیدا کنند. یکی از دغدغه های اساسی اصلاح طلبان تحجر، واپس گرایی و ظاهرگرایی این طیف است. مگر شاهد نبودیم که در همین جمهوری اسلامی گفتند عامه مردم جاهل هستند و رأی اکثریت رأی جاهلان است؟
ما از آن امام با آن اندیشه دفاع می کنیم.
سید محمد خاتمی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر این که مگر قرار نبود در جمهوری اسلامی همه و بخصوص دانشگاهیان از آزادی برخوردار باشند. پس تکلیف دانشجویان غیردینی که می خواهند در دانشگاه ها فعالیت کنند در فضای فعلی چه می شود؟ اظهار داشت معتقدم فضای فعلی دانشگاه های ما مساعد نیست. این موضوع را پیشتر در شورای انقلاب فرهنگی هم بیان کردم، امّا در آنجا تنها یک رأی داشتم. عنوان کردم که چرا فقط باید انجمن های اسلامی حق حضور داشته باشند و حتی انجمنهای اسلامی که بیشتر پایبند به خط امام هستند تحت فشار باشند؟ باید همه جریانها و گروه ها بتوانند در دانشگاه فعالیتهای صنفی و فرهنگی کنند.
دانشجویی از میان جمع پرسید شما در این هشت سال برای تشکل ها چه کار کردید؟
رئیس جمهوری سابق ایران با لبخندی پاسخ داد: مقداری کار کردیم، مقداری هم کار نکردیم و مقداری هم نگذاشتند کار کنیم. رئیس جمهوری امکانات و اختیارات محدودی دارد. نمی توان از او توقع انجام همه کار داشت. والا اگر طبق نظر من بود خیلی کارها انجام می شد.
وقتی می گوییم جمهوری اسلامی به این معنا نیست که دیگر ادیان و مذاهب حقوق اساسی ندارند. رأی ملت یعنی رأی همه مردم. در جمهوری اسلامی رأی یک مسیحی، یهودی، زرتشتی و مسلمان مساوی است و همه باید اجازه فعالیت داشته باشند.
و بالاخره آخرین سؤال: آقای خاتمی! اگر برای ورود به انتخابات به شما تکلیف شد، آیا حاضرید آبروی خود را برای ایران بگذارید؟
و آخرین پاسخ: با اینکه یزدی هستم، جان خود را برای ایران می گذارم.

 
 
تعداد بازدید: ۲۷۴۱۲

 
آرشیو
جستجو براساس تاریخ
 
تازه‌ترین خبرها
۱۵ تير ۱۳۹۸
سیدمحمد خاتمی: در عین حفظ عزت و تمامیت ارضی ایران، به سوی ماجراجویی نرویم
۵ خرداد ۱۳۹۸
طرح مباحث ایران‌گرایی افراطی در مقابل اسلام‌گرایی امری انحرافی و مساله‌ساز است
۱ خرداد ۱۳۹۸
به جای سهمیه ۳۰ درصدی، زنان توانمند و شایسته را شناسایی و حمایت کنید
نمایش تمام خبر‌ها »
  سید محمد خاتمی , رئیس جمهور, Mohammad khatami, khatami , khatami.ir, president , sayyid mohammad khatami,