درباره سایت  |  نقشه سایت  |  گزارش اشکال در سایت امروز، دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۸
RSS RSS چیست؟ 
 
 
  دیدار خبرنگاران ورزشی با سیّد محمّد خاتمی  |  عکس از: علی اصغر خاکساری
 
 
  
۲۶ مرداد ۱۳۸۷
روایت خاتمی از فراز و نشیبهای مدیریت ورزش در دولت اصلاحات

صبح امروز جمعی از خبرنگاران ورزشی کشور میهمان سیّد محمّد خاتمی بودند و در دیدار با رئیس جمهوری سابق از فراز و نشیبهای مدیریت ورزش در دولت اصلاحات شنیدند.
سیّد محمّد خاتمی در این دیدار تأکید کرد: ورزشی ‌نویسان بدانند مخاطبان بسیاری دارند و می‌توانند در بهبود امور ورزش و اصلاح اشکالات تأثیرگذار باشند. مسؤولان هم نباید این انتقادات را کارشکنی به حساب آوردند. با شنیدن انتقادات اصولی و مشاوره با صاحب‌نظران می توان مشکلات را برطرف کرد.
وی با اشاره به قرار داشتن در ماه مبارک شعبان که اوج شکوه آن میلاد خجسته حضرت بقیه ‌الله الاعظم، حضرت حجت ‌بن‌الحسن (عج) است فرارسیدن این عید سعید را به حضار و همه ورزش‌دوستان و ورزشکاران و ملت شریف ایران تبریک عرض گفت و آرزو کرد خداوند پرده غیبت را بدرد و با محوریت آن بزرگوار عدل و انسانیت در سراسر زمین استقرار یابد.
وی در ادامه افزود: اجازه بدهید در ابتدا به موضوع مهدویت اشاره ای کنم و سپس به ورزش و وضعیت کنونی آن بپردازم.
مهدویت با دو عنوان امید و انتظار همراه است. مفهوم مهدویت و وجود مبارک حضرت امام زمان (عج) با دو عنوان امید و انتظار همراه است. گرچه امید و انتظار به نحوی به یکدیگر نزدیک می‌شوند، اما با یکدیگر تفاوت دارند. آرزو به خواسته‌ای گفته می‌شود که احتمال تحقق آن کم است، مثل آرزوهایی که کودکان دارند و مثلاً می‌خواهند در آسمان پرواز کنند. گرچه همین آرزوها هم گاهی منشاء خلاقیت ها و ابتکاراتی می‌شوند که ذاتاً خیر است. مثلاً پرواز که آرزوی دیرینه انسان بود و بالاخره به آن دست یافت. اما معمولا آرزو به اموری تعلق می گیرد که دور از دسترس است و امید به خواستی گفته می‌شود که قابل تحقق است و این تفاوت عمده میان امید و آرزو است.
ما به زندگی بهتر امید داریم. ما به عنوان مسلمان و شیعه امیدواریم به زندگی سعادتمند برسیم؛ طبعا وقتی امید باشد انتظار هم هست و طبق تعبیر قرآنی زندگی سعادتمند آن است که انسان ترس و غمی نداشته باشد. اگر می‌خواهیم عدالت در جامعه باشد، برای این است که ترس و غم را از بین می‌برد و همین طور ایمانی قوی که انسان احساس می‌کند همه چیز متعلق به خدا است و اگر چیزی را از دست می‌دهد، بداند که خدا آن چیز را داده و خودش هم گرفته است.
این امید و انتظار درباره حضرت مهدی (عج) در ما شیعیان قوی تر است و زندگی ما را معنی دار می‌کند. طبعاً وقتی امید و انتظار بود، نشاط هم هست. به خصوص نشاط هنگامی معنا پیدا می‌کند که انسان خودش بتواند با تلاش به انتظاری که دارد برسد.
در زمینه مهدویت بارها گفته‌ام که انتظار دو طرفه است. از یک طرف ما منتظریم که آن بزرگوار بیاید و از طرف دیگر ایشان منتظر است که ما زمینه را فراهم کنیم تا اراده خداوند بر این تعلق بگیرد که امام غایب ظهور کند و زمین را از عدل و داد پرکند. برخی معتقدند هر چه ظلم و فساد بیشتر باشد و ما هم به آن دامن بزنیم امکان ظهور امام زمان بیشتر خواهد شد، پس باید به ظلم و فساد دامن زد! این تصور کاملاً غلطی است.
امام غایب در بستر آمادگی جامعه انسانی ظهور خواهد کرد. یکی از مسائلی که امروزه وجود دارد، نگرانی و آشفتگی است که سراسر دنیا را فرا گرفته است. دنیای امروز علی رغم تمام پیشرفت های علمی دنیای ناامنی شده و هیچ کس در شرق و غرب امنیت ندارد، حتی قدرت‌های بزرگ. این سوءتفاهم ها، جنگ‌های روانی و ناامنی روبه رشد بشر را آماده می‌کند که زندگی عدل بنیاد را بپذیرد.
در ایران به نام اسلام و تشیع و حضرت مهدی (عج) انقلابی تحقق یافته و به خصوص در میان نسل جوان شور و هیجانی ایجاد نموده است. مسلماً انقلاب ما با این هدف که همه جهان را بگیریم و همه جهان را تحت سلطه خودمان و حرف حقمان قرار دهیم نبوده است. این موضوع متعلق به اراده حضرت پروردگار است. اراده خدا بر این قرار گرفته که این حق بر همه زمین و زمان حاکم شود و فلسفه وجودی حضرت مهدی )عج) نیز همین است. پس ما چنین این رسالت نداریم.
اما در گوشه‌ای از زمین و در سرزمین ایران، مردم رشد یافتند و بیدار شدند و با رهبری ممتاز حضرت امام (ره)، نظام جمهوری اسلامی را برپا کردند تا به قول امروزی‌ها نمونه‌ای ساخته شود که دیگر کشورها را جذب کند و آنها بدانند این انقلاب نمونه‌ای از وعده الهی است و الگوسازی شود که در آن اخلاق و معنویت و پیشرفت و آبرو و حیثیت و امنیت شغلی و سیاسی و آنچه لازمه زندگی سعادتمند در روزگار ما است در آن باشد و مردم احساس کنند کشورشان در میان کشورهای دنیا عقب افتاده نیست و مردم در اقشار مختلف از آن رضایت داشته باشند.
توقع نداریم در یک شب و یک سال و ده سال و سی سال به نقطه اوج برسیم، اما حتما باید در این مسیر حرکت کنیم و سال به سال احساس کنیم امنیت‌مان بیشتر شده، تولیداتمان افزایش یافته، بر دانش و تکنولوژی تسلط بیشتری پیدا کرده ایم، حضورمان در بازارهای جهانی ارزان‌تر و آسان تر انجام می‌گیرد، حتماً احساس کنیم حرمت ایران و ایرانی در دنیا افزایش یافته و اگر این احساس نباشد، نشان می‌دهد که در کارمان مشکلی وجود دارد و باید دید سال به سال پیشرفت کرده‌ایم یا عقب‌گرد.
اگر جمهوری اسلامی گفته مردم حق حاکمیت بر سرنوشت خود را دارند، زمینه‌های تحقق خواست مردم، رأی مردم، حضور مردم، مشارکت مردم و موانع تحقق آزادی مردم کم شده یا افزایش یافته؟ اینها معیارها و ملاک‌هایی است که باید سنجیده شود تا ببینیم به عنوان کسانی که به حضرت مهدی (عج) دل بسته‌ایم، در مسیری که انقلاب ما رسالت آن را داشت قرار گرفته‌ایم یا خیر؟
مهدویت اختصاص به شیعه ندارد و همه ادیان به نحوی آخرالزمان و آمدن منجی را قبول دارند. اهل تسنن که قطعاً معتقدند امام مهدی خواهد آمد؛ تفاوت ما این است که می‌گوییم این مهدی متولد شده و منتظر آماده شدن شرایط برای حضور است.
در ایران دلبستگی بیشتری به این حقیقت وجود دارد و اگر از ایرانی زرتشتی هم بپرسید، دلش به این سمت نزدیک‌تر است تا یک نفر غیرمسلمان غیرایرانی. ایرانی بودن روح عدالت‌خواهی و عدالت‌طلبی را پرورش می‌دهد.
مسأله دیگر که باید به آن توجه داشت این است که میزان موفقیت ما به میزان رضایت جامعه از دست‌اندرکاران امور بستگی دارد. آیا این رضایتمندی وجود دارد؟ ممکن است من به عنوان شخصی که روزی مسؤولیتی داشته، مدعی باشم که مثلاً مردم به من علاقمندند، یا ... اما آیا واقعاً این شعار کار را درست می‌کند؟ یا اگر برویم میان اقشار مختلف مردم، باز هم این رضایت وجود دارد؟ اگر این رضایت هم در قشر متدین جامعه و هم در قشر عادی یا جوان یا نخبه یا کشاورز یا کارگر باشد، خوب است. مسلماً همیشه همه راضی نخواهند بود، اما باید اکثریت راضی باشند؛ نه این که:
خود گویی و خود خندی، خود مرد هنرمندی
اگر این رضایت وجود نداشته باشد، معلوم می شود که ایرادی در کار است که باید آن را یافت و در رفع آن کوشید. مهم ترین پایه دوام یک نظام رضایت مردم است. ما ادعا نداشتیم که به زور می‌آییم و به زور حکومت می‌کنیم. اگر کسی این تصور را دارد، سخت در اشتباه است، زیرا این دیدگاه نه با معیارهای اسلامی سازگاری دارد و نه با معیارهای علمی که در دنیا برای دوام حکومت‌ها وجود دارد. با زور چیزی دوام پیدا نمی‌کند.
و اما در باب ورزش؛ از جمله مسائل مهم ایران باید ورزش را مدنظر قرار داد. در دنیای امروز ورزش یک هدف است. در دنیای ماشین زده امروز که روابط و نحوه زندگی متفاوت شده، ورزش پر کننده خلائی است که در دنیای مدرن و زندگی ماشینی امروز ایجاد شده است. ورزش اگر به درستی انجام شود نه تنها سلامت جمعی را تأمین می کند، بلکه نوعی تعادل روحی و معنوی هم برای آدمی به ارمغان می آورد. علاوه بر این در دنیای امروز ورزش یک هدف است، یعنی اگر ورزش نباشد، خصوصاً در جامعه جوان خلائی ایجاد می‌شود که هیچ چیز نمی‌تواند جای آن را پر کند.
جامعه متعادل و رضایتمند حتماً ورزش را به عنوان یک ضرورت و نه به عنوان یک تفریح مورد توجه خاص قرار می دهد.
نمی‌خواهم بحث کنم که چرا در دنیای امروز ورزش یک هدف است نه یک وسیله برای رسیدن به هدفی دیگر. بین 65 تا 70درصد جامعه ما را افراد پایین 35 سال تشکیل می‌دهند و جامعه جوان به تحرک نیاز دارد. جوان چند چیز می‌خواهد: آرمان، تحول و نشاط؛ که ورزش تمام آنها را تأمین می‌کند.
دوستان درباره طرح جامع ورزش گفتند. برای رسیدن به چنین اهدافی باید طرح جامع داشت و اصلاً نمی‌گوییم این طرح مثل وحی الهی است و هیچ عیب و نقصی ندارد، اما مهم این است که در این زمینه گام برداشتیم. در دولت اصلاحات تعدادی از اساتید علمی و پیش کسوتان رشته های مختلف ورزشی دور هم جمع شدند و پیش نویسی تهیه کردند. این مسأله چندین جلسه در شورای‌عالی ورزش با حضور صاحب‌نظران مطرح شد و کار کارشناسی دقیقی در این خصوص انجام شد و شخص رئیس جمهوری و مسؤولین و متخصصین امر برای تدوین این طرح تلاش مجدانه کردند.
در دوره ریاست جمهوری جناب آقای هاشمی رفسنجانی، شورای‌عالی ورزش عملاً زیر نظر معاون اول رئیس جمهوری اداره می شد، اما بنده در دوران مسؤولیتم تقریباً در 80درصد جلسات شورای عالی ورزش و به خصوص در تمام مباحث اساسی شورا شخصاً شرکت و نظارت کردم.
کار دیگری که دولت اصلاحات برای رونق ورزش انجام داد اختصاص دو درصد از درآمدهای بخش‌های مختلف به ورزش بود. بودجه سازمان تربیت بدنی از 2میلیارد به 10میلیارد و سال بعد به 20میلیارد افزایش یافت، اما با اضافه شدن درصد مشخص از درآمدها، ده‌ها میلیارد تومان دراختیار مدیران ورزش کشور قرار گرفت.
دولت مقرر کرد برای دسترسی بیشتر مردم و جوانان در مرکز هر استان حداقل یک ورزشگاه 15هزار نفری راه اندازی شود و گشترش تشکیلات ورزش و اماکن و امکانات ورزشی در سراسر کشور در دستور کار قرار گیرد.
در مقاطع مختلف به نهادهای ورزشی ریشه دار کشور کمک های ویژه شد. مثلاً باشگاههای پرسپولیس و استقلال که قطب های فوتبال کشور بودند و هواداران بسیاری داشتند یا باشگاه آرارات و ...
هدف دولت اصلاحات در کنار این کمکهای موردی این بود که باشگاه‌های‌ کشور به سوی حرفه‌ای شدن حرکت کنند و پایه‌گذاری این مهم انجام شد و اگر این راه به درستی ادامه پیدا می‌کرد، امروز شاهد چنین وضعی در رقابتهای المپیک نبودیم. حتما مسائلی وجود داشته و این در تمامی رقابتها کم و بیش بوده و خواهد بود، اما نباید تمام مسائل را به گردن داوری و بدشانسی بیاندازیم.
اینکه درست قبل از رقابتهای المپیک تعدادی از ورزشکاران دچار آسیب‌دیدگی می ‌شوند و ورزشکاری که از امیدهای مسلّم کسب مدال بود به سادگی در مسابقات حضور نمی یابد نشان از وجود اشکال در مدیریت ورزش ما است.
همه رقبای ایران در آسیا که در رقابتهای مختلف از ورزشکاران ایرانی شکست خورده اند در المپیک موفق به کسب مدال شده اند و ورزشکاران ما از دستیابی به مدال بازمانده اند. این نشان دهنده این است که ما برای المپیک برنامه صحیح و اصولی نداشته‌ایم. کشور ما کشور جوانی است و به دلیل مقررات اسلامی بسیاری از تفریحات رایج کشورهای دیگر را نداریم که به حق هم هست، اما خیلی وقت‌ها شاهد تنگ‌نظری هستیم. ورزش عرصه ای است که هر کس، از هر جا احساس کمبود کرده می‌تواند در ورزش جبران کند. ورزش برای امنیت ملی ما هم اهمیت دارد و باعث وحدت ملی می‌شود. وقتی تیم ملی به جام‌جهانی می‌رود، نتایج کسب شده همه اقشار مختلف مردم را تحت تأثیر قرار می دهد.
باید به ورزش بهای بیشتری داد و رسانه‌های ورزشی ما با انتقاد سازنده اشکالات را به طور اصولی و مداوم گوشزد کنند.
مطرح شدن تیم‌های ما در سطح جهان در رشته‌های والیبال و بسکتبال حاصل سرمایه‌گذاری‌های انجام شده در این رشته ها بود. در رشته هایی مانند دو و میدانی، شنا و تیراندازی که امکانات کمتری می طلبند و در رقابتهای جهانی پرمدال هستند هم باید بیشتر سرمایه‌گذاری شود. بسیاری از درخشش ها در رشته های مختلف حاصل سرمایه گذاری معنوی و مادی و زمینه سازی برای بروز و ظهور جوانان با استعداد بود که اگر آن راه دنبال نشود و بی توجهی کنیم در عرصه های جهانی با شکست روبرو می شویم و مردم ایران دل شکسته می شوند.
شاید ما در میانه راه سستی کرده‌ایم یا کسانی که بعد از ما زمام امور را در دست گرفته اند راه ما را ادامه نداده‌اند، اما در هر حال مسؤولان باید در مقابل مردم پاسخگو باشند.
جوان‌ها و ورزشکاران ما نیز باید با تمام وجود تلاش کنند و یقین دارم که آنها سستی نکرده اند و اگر عیبی وجود دارد، متوجه برنامه‌ریزی و تشکیلات مدیریت ورزش ما است.
ورزشی ‌نویسان بدانند مخاطبان بسیاری دارند و می‌توانند در بهبود امور ورزش و اصلاح اشکالات تأثیرگذار باشند. مسؤولان هم نباید این انتقادات را کارشکنی به حساب آوردند. با شنیدن انتقادات اصولی و مشاوره با صاحب‌نظران می توان مشکلات را برطرف کرد.
امیدوارم بتوانیم استعدادهای بی‌شمار جوانان ایرانی را به فعلیت برسانیم. نباید این مسائل را به دست فراموشی سپرد و همین روال در المپیک آینده نیز ادامه یابد. باید از مشکلات درس بگیریم و برای رفع اشکالات بیشتر تلاش کنیم.
در ابتدای این دیدار تعدادی از خبرنگاران ورزشی دیدگاهها و نظرات خود را پیرامون وضعیت کنونی ورزش کشور بیان کردند.

 
 
تعداد بازدید: ۲۵۸۸۴

 
آرشیو
جستجو براساس تاریخ
 
تازه‌ترین خبرها
۲۹ تير ۱۳۹۸
سیدمحمد خاتمی: تشکل‌های اجتماعی می‌توانند توقعات جامعه را تنظیم کنند
۲۲ تير ۱۳۹۸
سیدمحمد خاتمی: به خاطر ایران باید فداکاری کنیم
۱۵ تير ۱۳۹۸
سیدمحمد خاتمی: در عین حفظ عزت و تمامیت ارضی ایران، به سوی ماجراجویی نرویم
نمایش تمام خبر‌ها »
  سید محمد خاتمی , رئیس جمهور, Mohammad khatami, khatami , khatami.ir, president , sayyid mohammad khatami,