درباره سایت  |  نقشه سایت  |  گزارش اشکال در سایت امروز، يكشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۹۸
RSS RSS چیست؟ 
 
 
  سیّد محمّد خاتمی در دیدار با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران  |  عکس از: علی اصغر خاکساری
 
 
  
۲۳ مرداد ۱۳۸۷
معتقدم برای حکومت کردن راهی جز دموکراسی وجود ندارد

سیّد محمّد خاتمی در دیدار با رئیس و اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران تصریح کرد: اگر واقعاً بخواهیم میزان رأی ملّت باشد و جمهوری اسلامی داشته باشیم، نباید فهم ما از دین تعارضی با این اصول داشته باشد.
رئیس جمهوری سابق ایران در این دیدار ضمن تقدیر از فعالیتهای انجمن اسلامی دانشگاه تهران، بر پایبندی این نهاد به دین در عین روشن‌بینی و اعتدال تأکید کرد و افزود: انجمن اسلامی ملتقا و پیوندگاه دو امر است: دین و دانش به معنی عام.
دانشجو کسی است که با مسائل روزگار خود آشنا است و دغدغه‌های متناسب با مسائل روز جامعه را دارد. دانشجوی دینی اما در عین حال که همه این دلمشغولی ها را دارد، دغدغه دین را هم دارد.
اسلام در مورد نسبت میان دین و اندیشه، دین و زندگی، دین و تکلیف اجتماعی انسان، حرف و سخن دارد. امام یک عالم دینی و مرجع تقلید بودند، افراد دیگری هم این موقعیت و عنوان را دارا بودند، اما باید دید تفاوت در کجاست؟ همه می‌گفتند نماز بخوانید، روزه بگیرید، دروغ نگوئید، و ... امام هم بر این اصرار و تأکید می‌کردند، اما امام امر دین را به گونه‌ای می‌دیدند که با زندگی اجتماعی پیوند پیدا کند و معتقد بودند دین باید در امر زندگی اجتماعی دخیل کند. یک انسان دین دار و روشن‌بین و مسؤول، چشم‌انداز روشنی از زندگی اجتماعی را نشان می‌دهد که دین او را به آن سو فرا خوانده است. بر همین اساس نهضت مردمی – اسلامی به رهبری امام (ره) بر این تأکید داشت که رژیم سابق برود و نظام جمهوری اسلامی جایگزین آن شود.
وقتی از مسؤولیت‌های انجمن اسلامی صحبت می‌کنیم، باید پرداختن به اموری نظیر روشنفکری دینی و اصلاحات مد نظر باشد. ورود اصطلاحات و ترم‌های دنیای جدید در متن ذهن و زندگی ما ممکن است آشوبهایی ایجاد کند که به سرعت هم حل نشود. در دنیا تحولاتی رخ داده و منجر به پیدایش نظام‌ها، سیستم‌ها و اندیشه‌هایی شده که هر یک آثار و نتایج خاص خود را داشته است. وقتی در غرب تحول پیدا می‌شود، شکل و محتوای زندگی را عوض می کند و این شکل و محتوا به همه دنیا سرایت می‌کند و عینیت و سخت‌افزاز زندگی تحت تأثیر این جریان قرار می گیرد. امروز بدون برق، ماشین، سیستم‌های شهری و شهرسازی و بدون به کارگیری ابزارهای تولیدی و ارتباطی به سختی می‌توانیم زندگی کنیم. همراه با ورود این پدیده های نو، ترم‌هایی که نماینده یک سلسله اصول و ارزش‌ها هستند نیز وارد می شوند و ایجاد آشوب می کنند. آشوب از منظر که این ترم ها با هویت فکری، ذهنی و اعتقادی پیشین ما سازگار نیست و حاصل ورود آنها آشفتگی فکری برای ما است. همین اصصلاح روشنفکر که رایج شده و همه به کار می‌برند یا اصطلاح طلبی یا جریان روشنفکری دینی به چه معنی است؟
خاتمی در ادامه افزود: دو اصطلاح در غرب وجود داشته و دارد. یکی enlightement که روشنی فکر، آگاهی حقیقی و تنویر افکار است و دیگری روشن فکری که ترجمه Intellectual است.
داشتن تفکر باز در غرب جایگاه، معنی و کارکرد خود را دارد، اما در جوامعی نظیر جامعه ما چطور؟ اگر روشنگری آن است که غرب می گوید، ما چگونه می‌توانیم آن را با معیارهای اعتقادی خود متناسب کنیم و در عین حال همراه صنعت، تکنولوژی و ... غرب پیشرفت کنیم.
فرهنگ سخت جان‌تر از رویه زندگی است. برق، ماشین، شیوه های نوین شهرسازی و مدیریت شهری و ... به سرعت وارد می شود و جا می‌افتد، اما فرهنگ چون در عمق جان جامعه جا افتاده است سخت جان‌تر است و این تفاوت نوعی آشفتگی ایجاد می کند. یکی از کارهایی که باید بشود این است که معنی و جایگاه روشنفکری و بخصوص روشنفکری دینی معین شود.
مثلاً در مورد روشنفکری دو دیدگاه داریم، یکی دیدگاه کسانی‌که پایندی‌های سخت به معیارهای دینی دارند و یکی دیدگاه کسانی‌که از تعبیرها و رفتارهایشان پیدا است که از دین چیزی نمی‌دانند ـ که در زمان خودمان هم شاهد هستیم و البته نمی‌گویم سوءنیت وجود دارد. پس یکی از کارهایی که لازم است بشود و بحمدالله بدون سرو صدا انجام شده این است که اصلاحات را تعریف کنیم. یک سلسله بحث‌های تئوریک و فلسفی در این رابطه می‌شود که اشکالی ندارد، اما باید به عنوان اصول موضوعه، اموری را مشخص کنیم، و مبنا قرار دهیم. این که دین را چگونه می‌پذیریم؟ حقوق بشر را چگونه معنی می کنیم؟ آزادی و مردم‌سالاری را به چه شکلی می پذیریم و نسبت میان آن‌ها را چگونه برقرار می‌کنیم؟ باید مشخص شود. البته من فکر می‌کنم تعاریف ما از این امور روشن شده و ممکن است در آینده اعلام شود هر کسی این امور را با این تعاریف می پذیرد و قبول دارد بیاید تا بر مبنای آن دانش و پشتوانه‌های تئوریک خود را بالا ببریم.
آرزوی ما این است که در جامعه ما موقعیت کسی که می خواهد دین داشته باشد و در عین حال مطابق با معیارهای امروزی زندگی کند و در اجتماع حضور جدی داشته باشد لرزان نباشد. در حال حاضر از هر کسی بپرسند نسبت دین و روشنفکری، نسبت دین و آزادی، دین و مردم سالاری و ... چیست توجیهی ارائه می کند، اما هنوز نتوانسته ایم به یک گفتمان جمعی برسیم که بتوانیم از آن دفاع و آن را ترویج کنیم. باید آشفتگی های موجود را حول محور یک سلسله اصول مشخص و معین جمع کرد و در طول زمان آنها را با روشن بینی اصلاح نمود.
ما انقلاب بزرگی را رقم زده ایم. ایران کشور بزرگی است و باید آینده درخشانی داشته باشد. انقلاب مردمی ما شهدای زیادی داده و منجر به تحولات بزرگی در منطقه و جهان شده است و همه ما به این حرکت بزرگ افتخار می‌کنیم.
ما متدینیم. خدا، پیغمبر و وحی را قبول داریم و در عین حال روشنفکریم. یعنی دغدغه روز را داریم. دغدغه انسان و جامعه را! و جامعه را رشید، آباد و پیشرفته می‌خواهیم. از افتخارات جمهوری اسلامی این است که قانون اساسی ما حاکمیت مطلق بر انسان و جهان از آن خدا دانسته و معترف است خداوند انسان را بر سرنوشت اجتماعی خود حاکم کرده و هیچ کس حق ندارد این حق را از انسان بگیرید. اصل 56 قانون اساسی فوق العاده است.
در دوران جدید دموکراسی و مردم سالاری در غرب محور و مبنا قرار گرفته و این یک تحول بسیار بزرگ محسوب می شود، اما انسانی که غرب تعریف کرده با انسانی که ما تعریف می کنیم که نسبت خاصی با خدا دارد متفاوت است. اما در هر دو تعریف انسان، حقوق او و جایگاه اجتماعی اش برای روشن فکر بسیار مهم است. به هر حال انقلاب اسلامی نظام حکومتی خود را نظام جمهوری اسلامی معرفی کرده است. در جمهوری اسلامی مردم سالاری دارای اهمیت است و این یعنی حقوق انسان رابه رسمیت شناختن و برای آن حساب باز کردن.
مطمئناً اگر بخواهیم این نظام پابرجا بماند راهی جز استقرار دموکراسی واقعی وجود ندارد. مسأله رضایت و رأی مردم حتی در زمان امام معصوم هم معتبر است. امام زمان (عج) هم که ظهور کند دیکتاتوری را مستقر نخواهند کرد، همچنان که پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین علی (ع) نیز چنین نکردند.
اما تفاوت بزرگ و اساسی ما با دنیای غرب این است که غرب می‌گوید دموکراسی یک مصداق دارد و آن لیبرال دموکراسی است، اما ما معتقدیم دموکراسی یک روش است، می‌توان هم مسلمان بود هم دموکرات.
دموکراسی اگر بخواهد در جوامع اسلامی پایدار بماند باید با معیارهای دینی ما سازگار باشد و به همین صورت جمهوری اسلامی اگر می گوید میزان رأی مردم است ناگزیر است دین را به گونه‌ای معنی کند که تعارضی با این امور نداشته باشد.
پیش از سخنان سیّد محمّد خاتمی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه تهران و تعدادی از اعضای شورای مرکزی این انجمن توضیحات مفصلی درباره فعالیت‌های انجمن و وضعیت دانشگاه‌ها و انتظارات‌ جامعه دانشجویی بیان کردند.

 
 
تعداد بازدید: ۲۵۴۰۰

 
آرشیو
جستجو براساس تاریخ
 
تازه‌ترین خبرها
۱۵ مرداد ۱۳۹۸
سیدمحمد خاتمی: چرا اتهام سیاسی یا مطبوعاتی، جرم امنیتی تلقی می‌شود؟ چرا اخطار قانون اساسی داده نمی‌شود؟
۱ مرداد ۱۳۹۸
گفت‌وگو یا فاجعه؟ سرمقاله گاردین به قلم سید محمد خاتمی
۲۹ تير ۱۳۹۸
سیدمحمد خاتمی: تشکل‌های اجتماعی می‌توانند توقعات جامعه را تنظیم کنند
نمایش تمام خبر‌ها »
  سید محمد خاتمی , رئیس جمهور, Mohammad khatami, khatami , khatami.ir, president , sayyid mohammad khatami,